بسم الله
 
EN

بازدیدها: 602

ضرورت تکامل فقاهت از نگاه مقام معظم رهبري و علامه سيد منيرالدين حسيني(ره)-قسمت دوم

  1390/11/11
خلاصه: ضرورت تکامل فقاهت از نگاه مقام معظم رهبري و علامه سيد منيرالدين حسيني(ره)-قسمت دوم
3.اهميت دستيابي به مسئله‌ي «اطاعت کلان»اجتماعي بر اساس هندسه‌ي الهي
بنابراين مسئله‌ي«اطاعت کلان»و اينکه انسان خط الهي را جستجو کند و بيابد و آن را دنبال کند، بسيار اهميت پيدا مي‏کند. نظام اسلامي بر اساس توحيد است... [و] توانسته است يک حرکت عظيمي را در دنياي اسلام نسبت به اين مجموعه‌ي خاص به وجود بياورد که با هيچ حرکت فردي‌اي امکان پذير نبود. يعني امروز وقتي به دنياي اسلام نگاه ميکنيم، مي‌بينيم آن «جامعه‌اي که بر شکل و هندسه‌ي الهي تشکيل شده، نظام جمهوري اسلامي است».[6]

بخش دوم: گزيده‏هايي از ديدگاه علامه سيد منيرالدين حسيني الهاشمي
1.رسالت حوزه
1/1.رسالت حوزه در مقياس سرپرستي تکامل اجتماعي
حوزه اگر مکانيزم و ساختار کنترل تبديل را نداشته باشد، توسعه‌ي اجتماعي را نمي‏تواند سرپرستي کند؛بلکه فقط پاسخگوي به مسائل مستحدثه خواهد بود، ‌نه «محدث نظامات متکامل اجتماعي»! حوزه بايد در جهت سرپرستي نظام تکامل، بايد بتواند نظام‏هاي متکامل اجتماعي را بر اساس اسلام پي ريزي و بهينه کند.
2/1.رسالت حوزه در اسلامي کردن علوم (ضرورت توليد و ارائه‌ي پيش فرض‌هاي ديني در حوزه‌ي علوم انساني و تجربي به دانشگاه)
در بخش اول که «منطق استنباط »است، ‌پيش فرضهاي بخش دوم را در سه بخش «ارزش، توصيف و تکليف» ارائه مي‏دهد. بخش دوم هم «منطق معادلات» يا «متدلوژي علوم» است و شامل تمامي علوم انساني و تجربي مي‏شود. بخش سوم نيز، همان «مدل اداره» است که محصول دو بخش قبلي است که در قالب يک مدل اجرايي به دستگاه اجرايي ارائه مي‏شود.‌
آيا ما طلاب علوم دين در نزد خداوند متعال مواخذه نخواهيم شد که علوم انساني و تجربي را غير مرتبط با دين بدانيم و خود را از ارائه‌ي پيش فرضهاي اسلامي به دانشگاه فارغ البال احساس کنيم؟! يک عده از طلاب به تحصيل در دانشگاه روي آورده اند، غافل از اينکه صرفا تبديل به مترجمان همان مفاهيم غربي اما به زبان مذهب شده اند!
3/1.رسالت حوزه نسبت به تکامل علم اصول
1. روش استنباط دين از طريق استحسان و استصلاح و قياس و ... نتيجه‌ي ترجمه‌ي حسي دين است که حجيتش مخدوش است.
2. اصول فقه موجود، منطق استنباط احکام نظام نيست و نصاب توزيع «قدرت، اطلاع و ثروت» و الگوهاي تخصيص آنها را به دست نمي‌دهد، اما طبيعتاً احکام متعاملين، احکام عبادات، احکام امور اجتماعي و سياسات را در حد قضا و فصل خصومت، و احکام رفتار گروهي ـ نه احکام نظام و بهينه سازمان ـ را تحويل مي‌دهد.
...اصول حوزه به علت اينکه به منطق انتزاعي تکيه کرده است نمي‏تواند نسبت بين امور را تحليل کند. چون منطق انتزاعي ما به الاشتراک (جنس) و ما به الافتراق (فصل)‌ گرفته و هر موضوعي را به «حد تام» يعني نسبت بين جنس و فصل تعريف مي‏کند. اين به آن معني است که نسبت بين امور را قطع مي‏کند و صرفا به يک معرفت نظري در کليت بسنده مي‌کند و اين بر خلاف آن چيزي است که شما در الگوي تخصيص به آن احتياج داريد . در الگوي تخصيص بايد نسبت بين امور را ملاحظه کرد و اين نسبت از قبيل نسبت بين کليات نيست؛ بلکه نسبت براي تبديل و حرکت يک شيء از وضعيتي به وضعيت ديگر است
... اينکه الگوي تخصيص را از چه نسبتها و ضرايبي بايد گرفت، ‌در علم اصول موجود به دست نمي‏آيد. زيرا علم اصول، موضوعات را مستقل از هم مي‏بيند؛ يعني منطق آن، نمي‌تواند نسبت بين مطالب و نظام آنها را بسنجد.
...به همين علت است که علم اصول موجود در استنباط نظام احکام، ‌مبتلا به اقيسه و استحسان و تنقيح مناط مي‏گردد. بنابراين اگر بخواهيد استنباط نظام احکام را به حجيت برسانيد ابزار کامل تري احتياج داريد.
3. تکامل نظامات بايد بر اساس اهدافي باشد که ما انزل الله معين مي‏کند؛نه اينکه براساس انگيزشهاي حسي و به طرف غرايز مادي باشد. اگر اينگونه شد، دين ارائه کننده راه حل هايي براي مشروعيت بخشيدن به نظامات مبتني بر دنيا پرستي خواهد شد! در اين صورت وظيفه ‌ي دين پاسخگويي به مسائل مستحدثه خواهد بود.
در حاليکه اين مرحله در زماني است که شما در منصب قدرت نباشيد که در اينصورت بايد «محدث حادثه » باشيد؛ يعني بتوانيد نظامات تکامل اجتماعي را بر اساس مقاصد الهي تاسيس کنيد که اين هم نيازمند به يک «روش علوم »است. «ايجاد حادثه» يعني «هدايت سياست يا هدايت فرهنگي يا هدايت اقتصاد» به گونه‏اي که منتهي به«تغيير مقياس» شود که با «تغيير مقياس» کليه ساختارها و نظامات اجتماعي به تبع آن تغيير مقياس عوض مي‌شود که اين امر با هدايت جمعيتي که قدرت تغيير مقياس دارند واقع مي‌شود». رهبري تکامل در جايي پيدا مي‌شود که تغيير مقياس در دنيا به دست ما باشد نه ديگران؛ يعني «تغير مقياس به دست اسلام باشد» نه به دست کفر!






نويسنده:دفتر فرهنگستان علوم اسلامي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان