بسم الله
 
EN

بازدیدها: 2,303

بررسي حقوقي تجاوز به عنف

  1390/11/9
خلاصه: بررسي حقوقي تجاوز به عنف
همه کارشناسان، روانشناسان و جامعه‌شناسان جنايي که عموما تحصيلات جرم‌شناسي دارند پيش از هر موضوعي در بررسي روند جرم‌هاي حاکم بر يک جامعه، اعتقاد دارند که خانواده چه خانواده‌هاي شخصي و چه خانواده‌هاي کلي که همان جوامع هستند، نقش پررنگي در پرورش فضاي ذهني جرم‌خيز افراد دارند. در اين ميان توجه به نقش روابط زن و شوهر و درپي آن توجه به روابط خانوادگي افراد براي پيشگيري از وقوع جرايم نقش سازنده و مهمي در شکل‌گيري بزه و بزهکاران دارد.


به گزارش سرويس فقه و حقوق خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ادامه مباحث مربوط به تجاوز به عنف و بررسي دلايل و عوامل اين پديده شوم، اين بار تلاش کرديم با بررسي دقيق‌تر دلايل اين اتفاقات موضوع را از ريشه مورد واکاوي قرار داده و هم‌چنين راه‌کار‌هاي لازم براي تغيير اين وضعيت را نيز ارايه کنيم تا شايد با تکيه بر اين انديشه‌ها، راهي دايمي و مطمئن براي خروج از چرخه‌ي بي‌انتهاي افزايش اين‌گونه جرايم پيشنهاد و در نهايت مسير فکري مسوولان و برنامه‌ريزان را نيز براي حل اين گونه معضلات به مسير اصلي‌اش هدايت کرده باشيم.


دکتر کيومرث عزتي‌پور از اساتيد دانشگاه و عضو کانون وکلاي دادگستري که داراي تحصيلات جرم‌شناسي جنايي در موضوعات خانواده است در نوشتاري با بررسي دلايل عمده اختلافات خانواده‌ها و ارتباط آنها با موضوع تجاوزات جنسي و هم‌چنين خيانت زن‌ و شوهر‌ها و ارتباط مستقيم اين پديده با طلاق و به تبع آن افرايش بزه در جامعه پرداخته که متن کامل اين نوشتار به اين شرح ارائه مي‌شود:

«بر اساس تحقيقاتي ميداني که اينجانب با حدود 8 هزار و 240 زن و مرد اعم از زن و مرد مزدوج يا زن و مرد غير همسر از طريق مصاحبه و پرسش‌نامه انجام داده‌ام، متاسفانه نتيجه حاصله گوياي بي علاقگي 2/ 91% زن و شوهرها نسبت به يکديگر است که از ازدواج با يکديگر پشيمان هستند و افراد مجرد هم 58% تمايل به ازدواج ندارند. آنها مي‌گفتند مجرد بودن خيلي بهتر از تاهل است و 32% از افرادي که مي‌توانند ازدواج کنند از عواقب ازدواج خود مي‌ترسند يا نگراني دارند که آيا واقعاً ‌طرف مقابل را دوست دارند يا خير و آيا اينکه قلباً طرف مقابل وي را بخاطرخودش دوست دارد يا خير؟

زماني که از آنها پرسيده مي شد آيا از اينکه ازدواج کرده‌ايد پشيمان هستيد يا خير؟ ازدواج شما خوب بوده است يا بد؟يا اينکه اگر مي‌توانستيد از نو زندگي مشترک‌تان را شروع کنيد آيا انتخاب‌تان همين بود؟ اصولاً آنها با مکث کردن يا لب را پيچاندن پاسخ سوالات را مي‌دادند و در نهايت با تأمل و فکر کردن مي‌گفتند که اگر آن زمان فکر الان را مي‌داشتيم ازدواج نمي‌کردم و 21% آرزو مي‌کردند اگر بتوانند از نو زندگي خود را شروع کنند با کسي که در گذشته او را دوست داشته ازدواج نمي‌کردند.

زماني که اينجانب اين تحقيق را آغاز کردم مي‌خواستم ببينم اين پشيماني و ولع ازدواج در جوانان چه زماني شروع و چه زماني پررنگ و چه زماني کم رنگ يا از بين مي رود. بهتر بگويم چرا شعله اين عشق به مرور زمان خاموش مي شود که در حين تحقيقات متوجه شدم عمدتا پس از 8 تا بيست ماه شوق ازدواج و عشق معشوقي به مرور زمان کم رنگ‌تر شده و تا 4 الي 5 سال کاملا از بين رفته و از عشق خودخسته مي‌شوند زيرا علت و عامل اصلي ازدواج‌شان عشق واقعي نبوده و فقط طرفين علي الاصول مي خواستند يک عروسي بگيرند و در اين عروسي هدايايي را دريافت کنند.

خيلي از افراد قبلا شخص ديگري را دوست داشتند و اين فردي که با او وصلت کرده‌اند زوج دل خواه و و اقعي شان نبوده و 31% مي‌گفتند اگر برگرديم به همان زمان اين همسر را انتخاب نمي‌کنم و با فرد ديگري ازدواج مي‌کنم. اين امر خيلي تعجب آور بود و نمي‌توانستم باور کنم اما ظاهرا حقيقت داشت و در نتيجه تحقيقات به آن رسيدم و درست بود. 22% مي‌گفتند وقتي که ما ازدواج کرديم بعد از ازدواج فهميدم همسرم دختر نبوده و 13% متاهلان مي‌گفتندکه ازدواج‌شان اشتباه بوده و فکر نکرده‌ايم ازدواج کرده‌ايم. اين امر باعث شد دو هفته تحقيقم را به عقب بياندازم و براي به يقين رسيدن يا ادامه تحقيق و به نگارش درآوردن آن تأمل کردم اما در نهايت خود را قانع کردم که حقايق جامعه براي پيشگيري از معضلات اجتماعي و خانوادگي بايد مطرح شود و مجاب شدم که راه پيشگيري از آن را بررسي کنم و در انتها به قلم بياورم.

خانواده‌هاي ما حامل يک فرهنگ ايراني ـ اسلامي و يک‌سري آداب و رسوم سنتي هستند که ريشه در سنت هاي ايراني و مذهبي دارد و اين التزام به تدريج باعث شده تا زنان ايران با حجب و حيا بار بيايند و نتوانند آنچه در همسرداري آشکارا بيان مي‌کنند بروز دهند، علي الخصوص در روابط زناشويي که در اين امر حجب و حياي بيشتري پيدا مي‌شود و حتي با محرم ترين فرد زندگي خود که شوهرش است در خلوت ترين زمان‌ها نمي توانند آنچه خواسته ها و تمايلات‌شان است را بيان کنند، زيرا از يک سو نياموخته‌اند که حقوقي در اين رابطه وجود دارد که بايد مطالعه کنند و بدانند و از سوي ديگر هراس دارند از اينکه مبادا مرد غيرتمند و مذهبي شان به او به ديد يک زن خيابان و هرزه بنگرد که اين‌گونه کلمات و خواسته هاي خود را بيان مي‌کند.

فارغ و جالب آنکه مردان در درون خود خواستار همسراني پرحرارت و پر شور در مسائل زناشويي هستند و همين خواسته مرد را به فکر برقراري ارتباط با زن هاي ديگر مي اندازد و کانون گرم خانواده و عشق زنانشويي به تدريج گسيخته و در آينده‌ي نه چندان دور پاره مي‌شود و آن است که در دادگاه هاي خانواده و يا در اجتماع مي‌بينيم و همين امر باعث شده است که 33% از مردان و زنان مي‌گفتند همسران‌شان شريک جنسي خوبي نيستند و يا متاهل بودن خوب نيست! بلکه زندگي مجردي بهتر است. در ادامه ي تحقيقات 10% اظهار مي‌کردند که زمان دوست بودن که يکديگر را به عنوان عاشق و معشوق صدا مي کرديم چون با اين چيزهاي خو نگرفته بوديم و از ابتدا زندگي چيزي به نام عشق و عاشقي را آن گونه که هست تعريف کرده بوديم و اين ها را پدر يا مادرمان به ما ياد نداده بودند چون خود آنها هم عاشق و معشوق يکديگر نبوده و معناي آن را نمي دانستند و اگر هم عاشق بوديم به خاطر ظاهر طرف بوده نه شخص او.

اکثر خانواده ها مي‌گفتند که همسران‌شان در منزل شلخته و بي بند و بار هستند. دو سوم خانم‌هاي متاهل اعتراف مي‌کردند که در منزل حوصله‌ي به خود رسيدن، لباس زيبا و راحت پوشيدن و يا آرايش کردن براي همسران‌شان را ندارند. آن هم به خاطر بي حوصله‌گي يا کار روزانه و اشتغال در بيرون از منزل و در منزل هم رسيدگي درس و مشق بچه ها يا فکر و ذکر زندگي مثل مشکلات اقتصادي است. يک سوم ديگر خانم هاي متاهل (به صورت پرسشنامه اي) اظهار کردند که کنار همسران‌شان مي خوابند يعني روي تخت يا تشک اما حوصله آميزش و روابط با همسرشان را ندارند.

87% از زن و شوهرها مي‌گفتند در همان اوايل زندگي و قبل از ازدواج (در زمان دوستي يا نامزدي) چندماه بيشتر بعد از ازدواج در بيرون دست هاي همديگر را مي گرفتيم اما پس از آن ديگر تکرار نمي‌شد و بعد از يکي دو شب اول، ديگر يک شب رمانتيک بعد از ازدواج‌شان نداشته‌اند.

در تحقيقات به عمل آمده حدود 82 درصد زن و شوهرها اظهار مي‌کردند که در زمان نامزدي و يک سال اول پس از ازدواج، نزديک به نه بار و بعد از يک تا سه سال اول پس از ازدواج حدود پنج بارهم‌ ديگر را در آغوش مي‌گيرند که اين خود نشان مي دهد که خيلي از خانواده ها علي‌رغم اينکه همديگر را دوست دارند با يکديگر خودماني شده‌اند در صورتي که هر زوجي در احساس راحتي با ناديده گرفتن همديگر توازن ايجاد کنند. با توجه به مسائل فوق و تحقيقات به عمل آمده و احتساب درصد هاي دقيق که بر حسب اظهارات خانواده ها به دست آمده علت اينکه مرد و زن از ازدواج پشيمان مي شوند و عامل فروپاشي خانواده که همان طلاق است چيست؟ مسبب اين بزه کاران، کودکان بي سرپرست و خانواده هاي از هم گسيخته کيست؟ چرا زن و شوهر مثل اول ازدواج نيستند و يا چرا طلاق عاطفي بيش از طلاق عملي (طلاق واقعي و قانوني) است.

متاسفانه طلاق عاطفي نسبت به طلاق عملي دو برابر بيشتر است، به طور مثال اگر در کشور 32% طلاق قانوني باشد 59% طلاق عاطفي داريم آن هم به دليل موانع بسيار مهم طلاق توسط زن است که تبديل به طلاق قانوني نمي‌شود و اگر اين دو آمار طلاق را با هم جمع کنيم ملاحظه مي کنيم رقم بالايي از خانواده ها از زندگي‌شان راضي نيستند چون طلاق عاطفي زياد است و اگر طلاق قانوني زياد باشد آن دسته که زندگي مي‌کنند يقيناً همديگر را دوست خواهند داشت و جامعه و کانون خانواده سالم‌تر مي‌ماند.

و دلايل آن هم اين است که هدف از ازدواج را فراموش کرده‌ايم و جوانان ما بدون درنظر گرفتتن شرايط لازم براي ازدواج و دقت در مسائل زيربنايي آن اقدام به اين کار مي‌کنند و ازدواج ها به نوعي نمايشگاه تبديل شده و خيلي ها ازدواج را براي يک مراسم رويايي مثل براي کارهايي مثل چرخيدن در فروشگاه هاي لوکس، گلفروشي ها، جواهر فروشي ها، آرايشگاه هاي آن‌چناني يا ماه عسل... که در ذهن ها مي پرورانند و برنامه ريزي مي‌کنند و به فکر سختي‌هاي بعد از ازدواج نيستند يا بهتر بگويم جوانان ما بعد از همان زماني که به فکر ازدواج مي افتند بايد خود را براي سختي هاي بعد از ازدواج مثل درک نقش طرف مقابل، بالا بردن آگاهي مالي و اقتصادي، احترام گذاشتن و حفظ تعهدات ازدوج ارتقاي رابطه‌ي جنسي آماده کنند يعني بايد خود را براي ازدواج مهيا کنند و هدف آن را بيازمايند. جوان‌هاي ما بايد فرق ازدواج کردن و ازدواج موفق داشتن را از ابتدا بدانند در غير اين صورت اين ازدواج که به تدريج به ازدواج اشتباه و ناموفق در ذهن متبادر مي شود که سرنوشت آن به طلاق مي انجامد.

علت طلاق که سال به سال بر اثر برخي افراط و تفريط هاي بي مورد در مسائل فرهنگي و اجتماعي بوجود مي آيد و قبح مسائل خانوادگي را از بين مي برد عدم آموزش اوليه زوجين جوان در امور خانواده است که رو به افزايش بوده و همين امر باعث مي شود زنان ما اغلب منفعل شوند.

چند شغله بودن مرد خانواده و دوري از محيط خانواده علت ديگر است که در حال حاضر پيش روي خانواده ها قرار گرفته يعني خستگي و فشار کاري، ‌عملاً حدود 2 الي 4 ساعت در پاسي از شب باقي مانده ديگر حوصله و زماني براي رسيدگي به امورات خانواده باقي نمي گذارد تا ارتباط معنوي، دوستي، عشق و گرمي و دوستي در خانواده را فراهم آورد و اين خود يک علت بي علاقگي مي شود.

علت ديگر افزايش طلاق و يا فروپاشي خانوادگي صرف‌نظر از منظر اجتماعي و آماري، اقتصادي يعني آشنايي زنان با حقوق قانوني خود که همان استقلال مالي است. زنان با کسب مهريه و يا اشتغال در جامعه ـ با اشتغال زايي که از سوي دستگاههاي دولتي و غير دولتي براي زنان فراهم شده به استدلال اينکه براي دريافت حقوق و ديگر مزايا به نحوي قانع‌اند ومزاحمتي ندارند ـ اين امر که يک پشتوانه اجتماعي تلقي مي شود باعث شده طلاق عاطفي به طلاق واقعي تبديل شود و آمار طلاق رو به افزايش باشد.

علت ديگر اينکه جهل به تربيت جنسي و نداشتن دستورات آن، عامل بي‌علاقه‌گي به مسائل جنسي در زنان مي شود همچنين تعصبات بيهوده مذهبي يا نداشتن احکام آن که به ديد پليد و زشت بودن و گناه داشتن و... عامل بي اعتنايي زن به روابط زناشويي مي شود البته اين امر تنها در زنان نيست بلکه در مردان هم بسيار است و همين نارضايتي عامل ديگر طلاق در ايران شده است زيرا اين‌گونه زنان و مردان چون غريزه جنسي خودرا درون خود سرکوب مي کنند و هيچ‌گونه لذتي از آن در وجود خود احساس نمي‌کنند عامل بهانه جويي شده و دست به خشونت مي زنند و تمايل به خود ارضائي شامل آرايش شديد زنان و پوشيدن لباس‌هاي بدن نما براي نشان دادن برجستگي هاي بدن خود مي شوند و بعضاً براي اينکه کاملتر ارضاء شوند اقدام به رابطه خلاف شئون دين و نظام با جنس مخالف ديگر غير از همسران خود مي شوند. به نظر مي‌رسد بايد مکاني براي آموزش دختران و پسران جوان قبل از ازدواج و يا توسط پدر و مادران فراهم شود چون اين بي تفاوتي جامعه و پدر و مادر در اين امر مهم باعث ناهنجاري‌هاي خانوادگي و بعضاً‌ پديده زشت خيانت همسران در زندگي مشترک شده است.

در تحقيقاتي که اينجانب به عمل آوردم متاسفانه آمار ناگواري از ارتباط دختران و پسران جوان وجود دارد و بعضاً‌ اين دوستي ممکن است ارتباط جنسي را هم در برداشته باشد که خانواده ها و مسئولان مدارس از اين موضوع بي اطلاع هستند و اين در حالي است که نوجوانان و جوانان ما آگاهي کافي نسبت به اين مسئله ندارند که تا قبل از ازدواج چه پيامد ناگواري در انتظارشان است.

هم‌چنين در تحقيقات بدست آمده مشخص شد که90 درصد دختران در 12 تا 24 يا 26 سالگي نامه هاي عاشقانه اي به پسران 13 تا 27 يا 28 سال مي نويسند که به نظر بايد سطح آموزش و آگاهي در بين اين قشر از جامعه بالا رود.

با عنايت به معضلات اجتماعي فراهم شده، بنا به بررسي‌هاي فوق الذکر راز عاشق ماندن آن است که با ميل و رغبت و خواسته قبلي خود براي آن تلاش کنيم زيرا عاشق بودن و عاشق ماندن موجب دستيابي به مشارکتي درازمدت درزندگي خواهد شد و توانايي اقدامات شجاعانه را بوجود مي آورد و اين رابطه برقرار کردن زياد سخت نيست بلکه برعکس اگر کسي مايل به برقراري اين ارتباط عاشقانه با يکديگر باشد بايد تلاش کند و آن هم با احساس و عاطفه که برايش لذت بخش و مفرح باشد مثل همسري که براي همسرش جشن تولد مي‌گيرد طوري برنامه‌ريزي مي کند که طرف مقابل اصلاً‌ اطلاعي ندارد تا در يک آن وارد محفل مي شود هيجان زده مي شود و نمي داند چگونه از اين همه شور و حال عاشقانه که برايش ترتيب داده‌اند، قدرداني کند و هيچ زمان اين عمل و حرکت را فراموش نمي‌کند حتي اعضاي شرکت کننده در آن مراسم هم از ياد نمي‌برند و صميميت بيشتري نسبت به آنها پيدا مي‌کند؛ پس يک زن و شوهر يا دو زوج جوان بايد طوري با يکديگر معاشرت و ارتباط داشته باشند که تمايل قلبي خود را به زيباترين نحو نشان دهند تا خود از لحظه به لحظه آن لذت ببرند و اين عمل مستلزم وقت و امکانات کافي و مناسب بوده که بايد براي آن ايجاد کنند.

متاسفانه زندگي‌هاي امروز، مملو از گرفتاري ها و درگيري هاي اقتصادي واجتماعي شده و مردم ديگر وقت چنداني براي برقراري ارتباط صميمي با يکديگر ندارند و آن‌قدر براي يک خانواده کوچک سرگرمي ايجاد شده که دقايقي را نمي توانند با يکديگر خلوت کنند و ازخاطرات زندگي و معاشرت‌هاي عاشقانه ومودبانه و پاکي و صفا زندگي مشترک بگويند و يا پاسخگوي سوالات و خاطرات خود براي بچه ها باشند. بطور مثال همين جعبه جادوئي کوچک که در هر کوچه و برزخي مثل خانه هاي ما نقش تربيتي بسيار بدي پيدا کرده و الحمدالله روز به روز به کانال‌هاي سرگرم کننده آن که حدود 12 الي 13 کانال است، افزوده مي شود که اگر براي هر کانال نيم ساعت هم وقت بگذاريم و با دو چشمان‌مان به آن زل هم بزنيم جمعاً‌7ساعت مي شود يعني نيمي از وقت بسيار با ارزش و گرانبهاي ما. حال آيا وقت و فرصت صحبت با زن و بچه و ديدار روي زيباي آنها پيدا مي شود يا شايد طعم غذايي که کدبانوي خانه درست کرده را احساس نمي‌کنيم چه برسد به تشکر و به به گفتن. زيرا دستمان به قاشق و هدايت آن به دهان است، تا چشممان به اين برنامه و بعد آن برنامه باشد آيا اين است لذت زندگي و عشق و محبت؟ در صورتي که اگر همين وقت را صرف ديدار روي زيباي يکديگر و گفت‌وگوي گرم و صميمي کنند چقدر زيباست.

همچنان‌که کندن علف‌هاي هرز يک زمين و آبياري آن براي شاداب نگه داشتن باغ ضروري است وقت گذاشتن براي ارتباطات و گفت و شنود با شريک زندگي نيز براي طراوت زندگي زناشويي و خانوادگي ضروري است و اين باعث استحکام خانواده مي شود.

متأسفانه بعضاً زن و شوهرها فکر مي‌کنند همه زواياي زندگي همديگر را شناخته اند در حالي که تغيير و تحولات است که به زندگي رنگ و بو مي دهد و اتفاقات غيرمترقبه خوشايند است که زندگي را از يکنواختي خارج کرده و به آن هيجان مي دهد. البته اختلاف نظر در خانواده بسيار است و آن‌قدر کارهاي فرعي و اصل براي خود تراشيده‌اند که هر کدام از آنها نياز به وقت فراوان دارد.

در صورتي که اگر هر يک از طرفين وقتي را به يکديگر اختصاص دهند و هر روز ساعاتي را با آرامش در کنار هم بگذرانند مثل چاي يا قهوه خوردن کنار يکديگر و فکر کردن به اينکه در گذشته (قبل از ازدواج) يا زمان نامزدي يا اوايل شروع زندگي زناشويي که چقدر همديگر را دوست داشتند و يا چرا همديگر را دوست داشتند خيلي از معضلات وناهنجاري هاي زندگي و جدايي و طلاق و بزهکاري در جامعه حل شده و راهکاري براي پيشگيري از خيلي از جرائم خواهد بود.



چند پيشنهاد:

1- براي حفظ روابط صميمانه زن و شوهري هر روز چند دقيقه با يکديگر قدم بزنيد و زمان خواب دست در دست هم بخوابيد و صبح که از خواب بيدار مي‌شويد و شب قبل از خواب همديگر را ببوسيد اين عمل عامل مي شود که حس کنيد با يکديگر نزديک هستيد.

2- صريح و واضح به هم بگوييد دوستت دارم و بگوييد هر دوي ما در زندگي و ارتباط سابق‌مان از گفتن اين جمله پرهيز مي‌کرديم ولي حالا در تجربه و زندگي جديدمان براحتي به هم مي‌گوييم دوستت دارم سپس اثر اعجاب انگيز آن را خواهيد ديد.

3- اگر همسرتان کاري براي شما انجام داد به او بگوييد متشکرم، خريد هداياي کوچک مثل:چند شاخه گل و غافلگير کردن طرف مقابل با برنامه هاي خاص در مناسبتهاي خاص باعث مي‌شود همسرتان احساس کند شما قدر او را مي‌دانيد و براي کارهاي او ارزش قائل هستيد.

4- در نامه نوشتن به يکديگر در زمان مأموريت با الفاظ دوست داشتن، طرف هميشه اين نامه را با خود همراه دارد چه بسا در روز چندين مرتبه آن را مطالعه مي‌کنند و همين امر باعث آرامشش مي شود و حتي در زمان دلخوري با يکديگر وقتي مراجعه به آن نامه هاي مي کند و آنرا رويت مي‌کند با آن گذشته شيرين، احساس آرامش دست مي‌دهد.

يادآوري مي‌شود وقتي را که حضرت امام (ره) در لبنان بودند و نامه عاشقانه به همسر گرامي‌شان نوشته بودند با چه کلمات زيبا و عاشقانه اي ـ که خيلي از علماء باورشان نبود اين نامه و الفاظ و عبارات از امام است ـ نامه مي‌نوشتند، لذا سعي کنيد تاجايي که مي توانيد از يکديگر دور نشويد و روابط‌تان را به هر نحو که ممکن است برقرار کنيد و از ارتباطات غيرضروري مثل ديدار دوستان و شب نشيني با آنها يا پارک و سينمارفتن وجلسه و... پرهيز کنيد زيرا اينها لطمه به روابط خانوادگي مي زند. باور کنيد اين عبارت دوري و دوستي لفظ فريبانه غربي است که با ما تحميل کرده‌اند.

5- سعي کنيد نيازها و علائق طرف مقابل را بشناسيد و براي دستيابي به آنها تلاش کنيد عشق شما به طرف مقابل‌تان پايدار خواهد ماند، مردي که به احترام متقابل اهميت مي دهد در مقابل احترام و محبت شما خود به خود همين روش را دنبال مي کند لذا چنين مردي از الفاظ زشت و... متنفر است و مسلماً دوست ندارد اين الفاظ از دهان زن خارج شود پس دنبال راهي باشيد براي هرچه نزديک تر شدن به همسرتان چون صرف سينما رفتن، وقت گذراني ، پارک و مهماني رفتن کافي نيست زيرا اينها محلي براي بحث هاي جدي و شناخت يکديگر نيست و عاشق ماندن يک راز مهم و يک ارتباط طولاني مدت است، پستي بلندي هاي زياد دارد و به همين دليل بايد با هم صادق شفاف باشند حتي اگر هوا طوفاني باشد و تگرگ ببارد.

با اميد فراواني زيبايي‌هاي زندگي و هرچه با شکوه و بارورتر شدن عشق، دوست داشتن، محبت خانواده و پيشگيري از جرم با افزايش اين زيبايي‌ها و بها دادن به اموراتي که سازنده زندگي و جامعه‌اي پويا است».



يک وکيل دادگستري گفت: با توسعه امکانات اجتماعي، فقرزدايي، برقراري عدالت، امکان ايجاد تسهيلات لازم براي ازدواج هاي جوانان و گسترش افق ديد آنها، «محروميت زدايي» مي توانيم زمينه هاي ارتکاب اين جرم را از بين ببريم.

عباس شايسته مهر در گفت و گو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار کرد: با وجود اين که براي تجاوز به عنف بالاترين مجازات (اعدام) در نظر گرفته شده است، ولي با افزايش چشمگير اين جرم در جامعه مواجه هستيم که بسياري از خانواده‌ها که مجني عليه اين پديده مجرمانه هستند، از ترس آبرو و حفظ حرمت و لطمه به سرنوشت آنها در آينده از بازگو کردن اين جرم خودداري مي کنند؛ به عبارتي بسياري از اين پرونده ها ممکن است به مرحله اعلام شکايت هم نرسد.

اين وکيل دادگستري تاکيد کرد: تجاوزهايي که جنبه دسته جمعي دارد و بسيار زننده صورت مي گيرد و از طرف مردم به دستگاه هاي پيگيري کننده و مرجع تاديب مانند دادسرا و نيروي انتظامي گزارش مي شود، مستلزم جرم شناسي است تا بررسي شود علت اين پديده (تجاوز به عنف) چيست.

وي با بيان اين که صرف مقررات ضمانت اجرايي و کيفري مجازات (اعدام) کفايت نمي‌کند، ادامه داد: اين جرم در نتيجه محدوديت ارتباط سالم و مفيد اجتماعي بين دو جنس مخالف است که بعضي از مردان را در معرض آسيب قرار مي دهد و از نظر روانشناختي محدوديت ارتباط، تنوع پوشش، روابط سالم و قانوني باعث شده است که عده اي از جوانان که امکان ازدواج ندارند، در مقابل دنياي بزرگ و رازآلود کشف نشده قرار بگيرند و فکر کنند که از کشف چنين دنيايي ناتوان بوده و ورود به چنين دنيايي فقط با امکان تجاوز ممکن است.

شايسته مهر با بيان اين که فقر و نابساماني هاي اقتصادي در جرم تجاوز به عنف تاثير دارد، افزود: تضاد طبقاتي، اختلاف درآمد چشم گير بين افراد مرفه و محروم به خصوص در افراد بزهکار که در حاشيه هاي شهر و در مجاورت باغ ها و ويلاهاي افراد مرفه زندگي مي‌کنند؛ باعث شده که نيازهاي مردم پاسخ داده نشده و عقبه هاي نهفته در افراد به خصوص جوانان بزهکار زنده شود و ميل به تعرض افزايش يابد.

وي اظهارکرد: براي کاهش اين جرم با توسعه امکانات اجتماعي، فقرزدايي و توسعه عدالت و امکان ازدواج هاي آسان، ايجاد تسهيلات لازم براي ازدواج جوانان و گسترش افق ديد آنها از جهت اين که تنوع پوشش چهره ها، رنگ ها، تنوع نشاط در ميان جوانان فراهم است به طور کلي با «محروميت زدايي» مي توانيم زمينه هاي ارتکاب جرم را از بين ببريم.

اين وکيل دادگستري خاطرنشان کرد: در کشورهاي پيشرفته صنعتي و در ساير کشورهاي آسيايي، آفريقايي و اروپايي چنين پديده‌هايي رخ مي دهد اما مشکل ما دامنه و وسعت اين جرم است؛ به هر حال الگوهاي اخلاقي، ديني و شرعي در اين زمينه وجود دارد و ما به دنبال جامعه‌اي منظم، پاک و به معناي واقعي اسلامي هستيم.

شايسته مهر با بيان اين که در مواجهه با تجاوز به عنف از برخي مسايل علمي و شناختي غفلت داريم، افزود: غفلت در توسعه فقر، بيکاري و اختلاف طبقاتي بين دهک هاي پايين و بالاي جامعه باعث بروز چنين فجايعي مي شود.

وي افزود: بايد فضاهاي شاد و نقاط امني براي تفريح افراد فراهم کنيم تا با توجه به مقررات و رعايت روابط در چنين فضاهايي بتوانيم از امکانات ساده و خوب برخوردار شويم و با نبود چنين فضاهايي محدوديت هايي که براي تنوع رنگ ها در سنت هاي اجتماعي وجود دارد، به عنوان مثال در کشور مصر و عربستان زنان مسلمان با پوشش کامل از رنگ هاي روشن و سفيد استفاده مي‌کنند ولي پوشش زنان جامعه سنتي کشور ما، تيره و فاقد جذابيت بوده، حس کنجکاوي و ارضاي بصري جوانان را قدري محدود مي‌کند.

وي تاکيد کرد: بايد با بررسي هاي علمي، مطالعات جامعه شناختي جرم شناسانه، فقرزدايي، کاهش فاصله طبقاتي، توسعه فضاهاي پرنشاط و تنوع رنگ ها بتوانيم زمينه وقوع اين جرايم را کاهش دهيم.

شايسته مهر با اشاره به اين که در پرونده‌هاي تجاوز به عنف، پديده مجرمانه آدم ربايي نيز مشاهده مي شود، تاکيد کرد: اگر فرد ديگري را با هر انگيزه‌اي از جمله اخاذي پول گرفتن، اجبار مجني عليهم به انجام کار، امضاي سند يا هر چيز ديگر بربايد، جرم تلقي شده و مجازات آدم ربايي جرم سنگين بوده و از 5 تا 15 سال حبس دارد که بسياري از اين آدم ربايي ها معمولا با انگيزه جنسي رخ مي دهد.

اين وکيل دادگستري در پايان تاکيد کرد: اگر در يک تحقيق ميداني معلوم شود مجرمان مجرد، فاقد پول بوده و مجني عليهم دختران، زنان و پسران خردسال باشند، معلوم مي شود صرف مجازات (اعدام) کفايت نمي کند و بايد تمهيدات اجتماعي ديگري مانند ازدواج آسان، کاهش فاصله طبقاتي و آموزش ارتباط هاي سالم در جوانان و نوجوانان را فراهم کنيم.

يک عضو هيات مديره کانون وکلا گفت: برخورد با بزه تجاوز به عنف داراي دو جنبه حقوق عامه مردم و حقوق فردي (متهم) است، افراد در ارتکاب اين گونه جرايم يا بيمار هستند يا مشکلاتي رواني متفاوت دارند.

حميد جنتي در گفت وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) با بيان اين که همه اين متجاوزان به عنف از نظر رواني مريض نيستند، ادامه داد: بايد از نظر جامعه شناسي و آسيب شناسي بررسي شود تا ببينيم علت بروز جرايمي مانند تجاوز به عنف چيست؟

اين حقوقدان با بيان اين که بروز پديده تجاوز به عنف در جامعه توسعه يافته و در حال توسعه و عقب مانده فرقي ندارد، گفت: حادثه خفاش شب و قتل هاي زنجيره اي که در پاکدشت رخ داد، جزو واقعيت هاي يک جامعه است که در همه جوامع وجود دارد و احساسات عموم افراد جامعه را جريحه دار مي کند.

وي ادامه داد: مسوولان قضايي و انتظامي بايد با چنين رويدادهايي برخورد جدي توام با رعايت مصالح، حقوق متهم و عموم مردم داشته باشند.

اين وکيل دادگستري با بيان اين که در قوانين کيفري و جامعه شناسي، شدت مجازات کافي نيست، تاکيد کرد: وقتي در يک محله فقيرنشين، عده‌اي مرفه با اتومبيل، خانه، لباس و سطح متفاوت زندگي مي کنند، در اين صورت مي توان گفت که شدت مجازات کافي (بازدارنده) نيست.

وي با بيان اين که بايد مجازات ها به صورت قاطع اجرا شود، اظهار کرد: به عنوان مثال اگر مجازات بزه اي 10 سال حبس است ولي مرتکب بزه به دليل تاخير در رسيدگي ها يا تخفيف و کاهش مدت مجازات مطمئن نيست که چنين مجازاتي در مورد او اعمال شود، اين امر باعث مي شود اثر مجازات کاهش يابد.

وي با بيان اين که جامعه ما قوانين و مجازات‌هاي کافي براي برخورد با اين نوع بزه ها را دارد، تاکيد کرد: نحوه و تسريع در رسيدگي و آسيب شناسي علل وقوع اين جرايم اهميت ويژه‌اي دارد و بايد برخورد متفاوت نسبت به اين موضوع داشته باشيم که يک نفر اين بزه را انجام مي‌دهد يا گروهي با تشکيل يک باند دست به چنين جناياتي مي زنند.

اين حقوقدان درباره‌ي برخورد کشورهاي ديگر با تجاوز به عنف، گفت: مجازات چنين بزه‌اي در همه جوامع شديد است، در مورد جرايمي که مجازات اعدام دارند و در کشورهايي که اعدام ممنوع نيست، اين موضوع بايد از نظر حقوق تطبيقي بررسي شود.

جنتي در پايان گفت: مجازات تجاوز به عنف با چنين کيفيتي در همه جوامع بسيار سنگين است؛ در کشور ما از نظر مقررات شرع بحث تجاوز به نواميس چه در گذشته به لحاظ جامعه سنتي که داريم و چه در حال، شديد بوده است و قانونگذار شديدترين مجازات را برايش در نظر گرفته است.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان