بسم الله
 
EN

بازدیدها: 922

نقد نگارشي يک راي-قسمت هفدهم(جمع شرط شروط است نه شرايط)

  1390/11/5
خلاصه: نقد نگارشي يک راي جمع شرط شروط است نه شرايط به نظر مي رسد تا هنگامي که انشاي رأي به مرزهاي سلامت ادبي نرسيده باشد، در کنار آن نقد هم حضور داشته باشد. اما در همين حال آرزو مي کنيم که آهسته دامنه نقد فراچيده شود تا آنجا که منحصر به تذکري کوتاه گردد. اکنون به رأي زير که بيش از يک ماه از انشاي آن نمي گذرد نگاه کنيد تا آن گاه سخن خود را پي گيريم:
رأي دادگاه

در خصوص دعوي خواهان«م» عباس نيا فرزند«ع» بطرفيت «الف» فرزند «ن» بخواسته صدور طلاق بلحاظ عدول زوج از شرايط ضمن العقد مندرج در سند نکاحيه رسمي شماره 026767-13/4/83 خواهان اظهار نموده شوهرم مدتي است که خانه و زندگي را رها نموده و از زمان تولد فرزندم که به سن 3 سالگي رسيده او خانه را رها نموده است و ديگر هيچگونه خبري و اطلاع از او ندارم و در اين مدت مرا با فرزندم بدون خرج و نفقه رها کرده است و در حال حاضر فرزندم بدون شناسنامه مي باشد و من با اين شرايط بسيار ناراحت مي باشم و تقاضاي صدور طلاق دارم محکمه در اجراي ماده 73 قانون آيين دادرسي مدني مراتب را از طريق جرائد به خوانده اعلام نموده تا در جلسه رسيدگي حاضر شود ليکن با توجه به عدم حضور خوانده و عدم دفاع و با عنايت به استشهاد محلي که اعضاء شورا آنرا تأييد نموده است از خوانده اطلاع ندارند و نمي دانند در کجا سکونت دارد و آيا زنده است يا مرده از طرفي خواهان در نهايت عسر و حرج بسر مي برد و نامبرده از شرايط سند نکاحيه تخلف نموده و بند 1 و 8 سند نکاحيه را رعايت ننموده لذا دادگاه دعوي خواهان را محرز دانسته و باستناد مواد 1119 و 11130 قانون مدني حکم طلاق را صادر و اعلام مي نمايد و به خواهان اجازه مي دهد به وکالت با حق توکيل غير از طرف زوج و بذل مبلغ پنجاه هزار ريال از مهريه و قبول بذل آن از طرف زوج نسبت به ثبت و اجراي صيغه طلاق با مراجعه به يکي از دفاتر رسمي طلاق اقدام نمايد رأي صادره غيابي و ظرف بيست روز قابل واخواهي در اين دادگاه مي باشد.

رئيس شعبه دوم دادگاه حقوقي...

ملاحظه مي فرماييد که متأسفانه دامنه کاستيهاي نگارشي رأي، نه تنها محدود شده است که به نسبت ديگر آراء گسترش نيز يافته است چرا که:

1- جمع بين سمت اصحاب دعوا و مشخصات آنها در وصفي که کادر رأي، جدولي و سنتي هم باشد کاري زايد و بيهوده و خالي از لطف است، مي خواهم بگويم، وقتي مي نويسيم دعواي فلان عليه بهمان، ديگر لازم نيست وي را تأکيدا به سمت خواهان هم موصوف سازيم و بنويسيم دعواي خواهان معصومه به طرفيت خوانده ابوالفضل بلکه بايد نوشت دعواي معصومه عليه «الف» و در دنباله رأي به همان سمت بايد اکتفا کرد و نوشت، دليل خواهان ... و دفاع خوانده... و الي آخر.

2- خواسته خواهان به گونه يي که در متن رأي آمده است صدور اطلاق نيست زيرا طلاق صادر شدني نيست و چيزي که صادر مي شود يا دادگاه مي تواند آن را صادر کند حکم طلاق است نه خود طلاق، پس بايد نوشته مي شد « به خواسته صدور حکم به طلاق...»

3- در جمله « عدول زوج از شرايط ضمن العقد مندرج در سند نکاحيه» نيز عيبهايي ديده مي شود: الف - عدول از شرط با اثبات شرط دو امر جداگانه است بدين معنا که ثابت شدن شرطي ملازمه به عدول از آن ندارد بويژه که اعلام شده است از زوج حدود سه سال است که خبري به دست نيامده است، در اين مقوله استفاده از کلمه اثبات بر عدول البته که برتري دارد. ب- جمع شرط در مفهوم مورد نظر دادگاه، شروط است و نه شرائط و کساني که از شرايط به جاي شروط استفاده مي کنند لابد به مسامحه يا به مجاز يا به تشابه استفاده مي کنند، پس همان بهتر که از جمع اصلي مفرد استفاده شود. ج- ترجيح دادن ترکيب عربي و ثقيل ضمن العقد بر ضمن عقد قابل دفاع نيست.

4- در جمله « خواهان اظهار نموده شوهرم» دو اشکال وجود دارد، نخست اين که اظهار نمودن به جاي اظهار داشتن يا اظهار کردن، خالي از فصاحت است و دو ديگر اين که مؤدبانه تر و درست تر اين است که در نقل سخن از ديگران صيغه اول شخص به سوم شخص تغيير يابد تا رئيس دادگاه مجبور نباشد که بنويسد «شوهرم...» پس بهتر بود نوشته مي شد خواهان گفته است يا اعلام داشته است که شوهرش مدتي است...

5- در جمله « هيچگونه خبري و اطلاع از او ندارم...» نيز دو اشکال وجود دارد يکي اين که کلمه هيچ از گونه جدا نوشته مي شود و دوم اين که براي حفظ انسجام عبارت وقتي خبر به حرف ي نسبت و نکره و وحدت اضافه مي شود، اطلاع هم بايد اضافه شود يعني بايد نوشته مي شد: هيچ گونه خبري و اطلاعي از او ندارد ...

6- در جمله «اعضاء شورا آنرا تأييد نموده است» ضمن وجود چند اشکال نگارشي و رعايت نکردن رسم الخط که به موقع مورد اشاره قرار خواهد گرفت» به لحاظ برابر نبودن فعل و فاعل ايراد دستوري ديده مي شود.

7- استفاده از ريختهاي گوناگون مي باشد و مي باشم به جاي است و هستم اگر هم با رواج همگاني همراه باشد ادبي نيست، مي خواهم بگويم نمي توان به جاي جمله هوا گرم است، نوشت که هوا گرم مي باشد و نيز نمي توان به جاي «فرزندم بدون شناسنامه است» نوشت که : فرزندم بدون شناسنامه مي باشد...». به عبارت ديگر باش و مي باشد در برقرار کردن رابطه اسنادي ندارد.

8- از نظر آيين نگارش و رعايت رسم الخط، در واژه ها و ترکيبهاي زير ايراد وجود دارد: دعوي - بطرفيت -بخواسته- بلحاظ- رها نموده- ميباشد- آئين- جرائد- اعضاء - آنرا - بسر - تخلف نموده - رعايت ننموده- محرز دانسته - باستناد- اعلام مي نمايد- مهريه - رأي صادره .

و پيداست که همچنان ايراد و اشکالهاي ديگري هم بر متن وارد است که مي توان آنها را ناديده انگاشت.





نويسنده:محمدرضا خسروي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان