بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,207

کلياتي در مورد رشته حقوق

  1390/11/3
خلاصه: کلياتي در مورد رشته حقوق
هدف
تربيت کارشناساني است که بتوانند در مشاغلي چون قضاوت، وکالت ، سردفتري اسناد رسمي و کارشناسي حقوق انجام وظيفه نمايند.

تمام روابط اجتماعي که آثار حقوقي از آن ايجاد مي‌شود، موضوع علم حقوق قرار مي‌گيرد. حال اين روابط مي‌تواند مربوط به روابط دولت و مردم باشد که به حقوق عمومي معروف است و يا شامل روابط خصوصي مردم گردد که حقوق خصوصي ناميده مي‌شود. به عبارت ديگر حقوق عمومي شامل حقوق قواي سه‌گانه کشور ، حاکميت و آنچه که مربوط به اداره کشور است، مي‌شود و حقوق خصوصي به روابط بين خود مردم مي‌پردازد که مهمترين آنها روابط تجاري است که عامل ايجاد رشته حقوق تجارت شده است و يا مسائل مربوط به حقوق مدني است که از آن جمله مي‌توان به اموال ، مالکيت ، قراردادها، مسووليت‌هايي که اشخاص در خطاهايي که مرتکب مي‌شوند برايشان به وجود مي‌آيد مثل مسووليت ناشي از حوادث ، قواعد مربوط به ارث ، وصيت ، ولادت ، اقامتگاه اشخاص و دهها مورد ديگر.



ماهيت
دانشجويان مقطع ليسانس حقوق در ابتدا مقدمه‌اي از علم حقوق مي‌خوانند تا با کليات علم حقوق و مباني نظري و فلسفي اين علم آشنا شوند و سپس با دو بخش اصلي علم حقوق يعني حقوق عمومي و حقوق خصوصي که هر يک داراي دو شاخه حقوق داخلي و بين‌المللي است، آشنا شده و دروسي را در اين زمينه مطالعه مي‌کنند. براي مثال مباحث قراردادها، روابط اشخاص و معامله‌ها را در زير مجموعه حقوق خصوصي داخلي، مباحث مربوط به مجازات‌ها، جرايم و محاکمات کيفري را در بخش حقوقي عمومي، مباحث مربوط به سازمانهاي بين‌المللي، روابط دولتها با يکديگر و روابط دولتها با سازمانهاي بين‌المللي و برعکس را در بخش حقوق عمومي بين‌الملل و بالاخره مباحث مربوط به معاملات و روابط خصوصي خارجي اشخاص که يک عنصر بين‌المللي در آن وجود دارد را در بخش حقوق خصوصي بين‌المللي مطالعه مي‌کنند . يعني در برنامه دوره ليسانس کم و بيش مجموعه‌اي از همه مطالب گفته مي‌شود.

از همين توضيح مختصر مي‌توان متوجه شد که امروزه قلمرو علم حقوق بسيار وسعت يافته است به طوري که هيچ‌کس نمي‌تواند ادعا کند که بر همه شاخه‌هاي اين علم احاطه دارد و به قول ريپر حقوقدان فقيد فرانسوي :يک حقوقدان در مدت عمر خويش نمي‌تواند حتي براي يک‌بار تمام کتاب‌هاي تخصصي رشته خود را بخواند.

دولت به عنوان نماينده سياسي و حقوقي جامعه براي خود منافعي مثل وحدت ملي و يا تماميت ارضي دارد که البته اين منافع از منافع افراد جدا نيست بنابراين افراد در ارتباطشان با دولت بايد نسبت به اين حقوق آگاه باشند و روابطشان با دولت بر اساس اين منافع باشد و البته دولت هم نسبت به شهروندان تکاليفي دارد و بايد حقوق آنها را به رسميت بشناسد. همان حقوق و آزاديهايي که در قانون اساسي به عنوان منشور ملي تعريف شده است و در قلمرو حقوق عمومي قرار مي‌گيرد.

توانايي‌هاي مورد نياز و قابل توصيه


تسلط به زبان انگليسي يا فرانسه ، توانايي استفاده از کتب فقهي ، قدرت استنباط بالا ، آشنايي کامل با ادبيات زبان فارسي ، منطق ، عربي و جامعه‌شناسي از ملزومات اين رشته است.

جسارت ، قدرت استدلال ، خلاقيت ذهني و فن بيان خوب لازمه موفقيت در اين رشته است. در کل بايد گفت که نحوه استدلال و فن بيان، ابزار کار يک حقوقدان است.

يک دانشجوي حقوق بايد شيفته و عاشق اين رشته باشد يعني اگر هدفش اين است که به وسيله رشته حقوق امرار معاش کند مطمئنا حقوقدان موفقي نخواهد شد.

ممکن است که به دست‌آوردن ليسانس حقوق کار دشواري نباشد اما حقوقدان شدن بسيار مشکل است. چرا که علم حقوق امروزه با جامعه‌شناسي، روانشناسي و علوم فلسفي آميخته شده است و يک حقوقدان بايد از اين علوم اطلاعات کافي داشته باشد. همچنين يک دانشجوي حقوق براي اين که در رشته خود موفق گردد لازم است که به زبان و ادبيات فارسي مسلط باشد چون منطق حقوق در ضمن اين که شباهت‌هاي زيادي به منطق رياضي دارد، يک منطق اقناعي و خطابي است . يعني يک حقوقدان بايد بتواند کساني را که مورد خطاب او قرار مي‌گيرند و يا دادگاهي را که مامور رسيدگي به دعواست، با زبان سليس و بليغ قانع کند، در نتيجه بايد به زبان و ادبيات مسلط باشد. در ضمن بايد اطلاعاتي از رياضيات داشته باشد زيرا هم محاسبات حقوقي گاهي احتياج به رياضي دارد و هم منطق رياضي ، منطق اساس حقوق است و افراد بايد بدانند که به چه ترتيب از قوانين استنباط کنند چون حقوق زماني اهميت پيدا مي‌کند که قانون در مورد مشکل مورد نظر، حکمي نداده است و بايد حقوقدان از مسائل موجود، احکامي را که در قانون وجود ندارد، استنباط کند.

اهميت اين مساله زماني بيشتر روشن مي‌گردد که بدانيم يک قاعده ممکن است در دو زمان مختلف دو معني متفاوت داشته باشد و يا از يک متن واحد، دو نسل مختلف امکان دارد برداشتي متفاوت داشته باشند. براي مثال در قانون مدني داريم که زن و شوهر بايد با يکديگر حسن معاشرت داشته باشند. ولي معني حسن معاشرت در 50 سال پيش با امروز متفاوت است و يا معني حسن معاشرت در شهرها با همين ترکيب در روستاها فرق دارد و اين کار حقوقدان است که با توجه به موقعيت زمان و مکان برداشت درست و صحيحي از عبارتهاي موجود در قانون داشته باشد.

به عبارت ديگر نبايد تصور کرد که همه‌چيز در قوانين خلاصه مي‌شود و کسي که قوانين را بداند، حقوقدان است. بلکه نقش مهم حقوقدان در به کاربردن فنون و هنرهاي خاصي است که بايد آنها را بياموزد و براي به دست آوردن قواعدي که در متون قوانين نيامده است ، از آنها استفاده کند.

دانشجوي علاقمند به رشته حقوق بايد نه تنها با زبان فارسي بلکه با ادبيات فارسي و حتي با ديوانهاي شعراي بزرگ ايران آشنا باشد چون سخنوري و همچنين قدرت قلم و نويسندگي از فضايل يک حقوقدان است و يک حقوقدان بايد با تکيه بر قلم و يا سخن، نظريه و يا تفکر حقوقي خود را نشر دهد. همچنين با اين دو حربه مي‌تواند در مقام دفاع از مظلومي برآمده و با تعبيرات و جملات شيوا، دلنشين و تاثيرگذار سخن خود را به کرسي بنشاند. همچنين براي آن که بتواند لايحه‌اي را بنويسد بايد سخن او همراه با دليل و برهان باشد. به همين دليل لازم است که با منطق آشنا باشد.




نويسنده:سيد حسن مژگاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان