بسم الله
 
EN

بازدیدها: 738

ضرورت تکامل فقاهت از نگاه مقام معظم رهبري و علامه سيد منيرالدين حسيني(ره)-قسمت اول

  1390/10/28
خلاصه: ضرورت تکامل فقاهت از نگاه مقام معظم رهبري و علامه سيد منيرالدين حسيني(ره) فقاهت يعني شيوه استنباط. خود اين هم، به پيشرفت احتياج دارد. اينکه چيز کاملي نيست، بلکه متکامل است. روش‏ها که عوض شد، جوابهاي مسايل نيز عوض خواهد شد و فقه، طور ديگري مي‏شود. اين از جمله کارهايي است که بايد بشود. گشودن آفاق و گستره‏هاي جديد در امر فقاهت لازم است منتها بايد اين اراده در حوزه به حرکت درآيد. بايد اين گستاخي و شجاعت پيدا بشود و حوزه آن را بپذيرد. مقام معظم رهبري
بخش اول: فرازهايي از بيانات مقام معظم رهبري
1.ضرورت تکامل فقاهت
ما امروز در قبال چنين حوزه‏اي که ميراث دوازده قرن است، وظيفه داريم. من به سه وظيفه در کنار هم اشاره مي‏کنم که اينها از بديهيات است و استدلال و بحث نمي‏خواهد؛ اول: حفظ، دوم: ترميم، سوم: بالندگي و رشد دادن و تنميه و پيش بردن حوزه علميه.[1]
...حوزه‏اي که اين، سابقه و ريشه و شجره و نسبت علمي آن است، الان در چه وضعي است؟ اين، آن چيزي است که ما بايد دائماً به آن بپردازيم. واقعاً اگر کسي به سرنوشت اسلام و مسلمين علاقه‏مند است، بايد به اين قضيه بپردازد. اين از آن قضايايي نيست که بشود آن را به دست اهمال بسپاريم.[2]
...امروز، اينگونه نيست. امروز، حوزه علميه از زمان خودش خيلي عقب است. حساب يک ذره و دو ذره نيست. مثل اين است که دو نفر سوار بر اسب، در وادي‏اي همراه يکديگر بروند و يکي اسبش از ديگري تندتر باشد و آنکه اسبش کندروتر است، بعداً به اتومبيل دست پيدا کند. طبيعي است آنکه اسبش تندروتر است، به گرد او هم نمي‏رسد. الان وضعيت اينگونه نيست. در حال حاضر، امواج فقه و فلسفه و کلام و حقوق، دنيا را فراگرفته است. ما وقتي به خودمان نگاه مي‏کنيم مي‏بينيم با زمان خيلي فاصله داريم.[3]
... فقاهت يعني شيوه استنباط. خود اين هم، به پيشرفت احتياج دارد. اينکه چيز کاملي نيست، بلکه متکامل است... روش‏ها که عوض شد، جوابهاي مسايل نيز عوض خواهد شد و فقه، طور ديگري مي‏شود. اين از جمله کارهايي است که بايد بشود. گشودن آفاق و گستره‏هاي جديد در امر فقاهت لازم است... منتها بايد اين اراده در حوزه به حرکت درآيد. بايد اين گستاخي و شجاعت پيدا بشود و حوزه آن را بپذيرد...
چه دليلي دارد که فضلا و بزرگان و محققات ما نتوانند بر اين شيوه بيفزايند و آن را کامل کنند.[4]
2.نظام اسلامي، نظامي اجتماعي بر اساس هندسه‌ي الهي
نظام اسلامي هم يعني آن «نظامي که مبني بر هندسه‌ي الهي» است براي جامعه؛ مبني بر نقشه‌ي خداست در جامعه. اگر اين نقشه تحقق پيدا کرد، خيلي از تخلفات فردي و شخصي و جزئي قابل اغماض خواهد بود....؛ برخلاف اينکه اگر چنانچه نه، اعمال فردي درست بود، اما روابط اجتماعي، «نظامات اجتماعي»، نظامات غلطي بود، نظامات جائري بود، نظاماتِ از ناحيه‌ي خدا نبود، از ناحيه‌ي شيطان بود، از ناحيه‌ي نفس بود، اعمال فردي نميتواند اين جامعه را بالاخره به سرمنزل مقصود برساند؛ آن چيزي که مطلوب شرايع الهي است از سعادت انسان، آن را نمي‏تواند برايشان به وجود بياورد.[5]
3.اهميت دستيابي به مسئله‌ي «اطاعت کلان»اجتماعي بر اساس هندسه‌ي الهي
بنابراين مسئله‌ي«اطاعت کلان»و اينکه انسان خط الهي را جستجو کند و بيابد و آن را دنبال کند، بسيار اهميت پيدا مي‏کند. نظام اسلامي بر اساس توحيد است... [و] توانسته است يک حرکت عظيمي را در دنياي اسلام نسبت به اين مجموعه‌ي خاص به وجود بياورد که با هيچ حرکت فردي‌اي امکان پذير نبود. يعني امروز وقتي به دنياي اسلام نگاه ميکنيم، مي‌بينيم آن «جامعه‌اي که بر شکل و هندسه‌ي الهي تشکيل شده، نظام جمهوري اسلامي است».[6]





نويسنده:دفتر فرهنگستان علوم اسلامي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان