بسم الله
 
EN

بازدیدها: 785

بازتاب حقوق انسان در قرآن کريم-قسمت چهارم

  1390/10/28
خلاصه: بازتاب حقوق انسان در قرآن کريم-قسمت چهارم
8) حق برخوردارى محرومان از حمايت‏هاى معنوى و مادى اجتماعى
در همين سال خداوند با نزول سوره «ماعون» از چند حق مهم ديگر جامعه انسانى به ويژه (اقليت‏ها) سخن مى‏گويد.
«أرايت الذى يکذّب بالدّين × فذلک الذى يدعّ اليتيم» حق برخوردارى از مهربانى.
محبت از اصول پايدارى جوامع انسانى است بدان سان که هرگاه جامعه در ميان خود از مهربانى با يکديگر دست فروشويد بايد در انتظار فروپاشى باشد. با توجه به جايگاه ويژه يتيم در جوامع انسانى و نياز فراوان آن‏ها به برخوردارى از محبت مى‏توان براساس منطق قرآنى نوع برخورد جامعه را با يتيم از نشانه‏هاى سلامت اخلاقى يا عدم آن به حساب آورد. خشونت در حق يتيم مى‏تواند زمينه‏ساز خشونت در ميان ساير اقشار جامعه باشد.
در ادامه آيات اين سوره چنين آمده: «و لايحضّ على طعام المسکين»
يکى از حقوق طبيعى انسان در جامعه حق برخوردارى او از خوراک براى ادامه حيات است که نخستين حق طبيعى او است. مسکين نماد همه کسانى است که توان رسيدن به حق استفاده از خوراک را ندارند و از اين رو حيات ايشان به مخاطره افتاده است. خداوند با ايجاد پيوند ميان تکذيب دين الهى و تشويق نکردن اطعام مسکين بار ديگر جامعه مطلوب خود را چنين وصف مى‏کند: جامعه‏اى که همه مردم نيز بتوانند به خوراک دست يابند و تداوم حيات آن‏ها تضمين شود.
در هفدهمين سوره نازل شده «عبس» در همين سال، خداوند از رفتار خاصى با يک نابينا نکوهش کرده است: «عبس و تولى × ان جاءه الاعمى»
زندگى اجتماعى نيازمند مؤانست و برخوردارى مردم از انس با يکديگر است. انسان در انس با ديگران از رشد و تکامل روحى بهره‏مند گرديده و به معايب و محاسن خويش پى مى‏برد. اين مؤانست هنگامى به يک رويه اجتماعى بدل مى‏شود که اولاً طبيعى باشد و ثانياً فراگير بوده و عموميت داشته باشد. در آغاز سوره عبس خداوند با ترسيم چهره گرفته يک انسان در هنگام آمدن انسان نابيناى ديگر در کنارش به اين نکته تذکر داده که دورى از نابينا به عنوان نماد يک طبقه اجتماعى نابرخوردار که حتى دور شدن ديگران را نمى‏تواند ببيند با وجود داشتن احساس انسانى، مى‏تواند او را از يکى از حقوق اساسى خويش محروم سازد. نابينا و هريک از آحاد جامعه انسانى حق دارند تا بتوانند از جوار مؤانست با ديگران بهره‏مند شوند و اين از حقوق اساسى آن‏هاست.
9) حق برخوردارى از رفتار وگفتار صادقانه
مردم در پيوندهاى اجتماعى با يکديگر اگر نتوانند به هم اعتماد کنند پايه اصول اخلاقى و ارزشى در ذهن آن‏ها فروخواهد ريخت از اين رو خداوند در سال دوم بعثت با نزول آيات:
«ويل للمصلّين × الذين هم عن صلاتهم ساهون × الذين هم يراؤون»
با نام بردن از يک صفت زشت به نام «رياکارى»، از حق عمومى جامعه و مردم در برخوردارى از رفتار و گفتار و کردار صادقانه سخن به ميان آورده و نشان مى‏دهد که «رياکارى» پايه اعتماد عمومى مردم را نشانه رفته و آن‏ها را از يکى از حقوق مسلم خويش محروم ساخته است.
10) حق برخوردارى از امکانات و وسايل زندگى
در همين سوره خداوند با استفاده از واژه «ماعون» به وصف انحصارگرايان ثروت پرداخته که چگونه مردم را از داشتن وسايل ضرورى زندگى منع مى‏کنند. او اعلام مى‏دارد همه مردم حق برخوردارى از امکانات و وسايل ضرورى زندگى را دارا هستند.
11) حق بهره‏ورى محرومان از اموال ثروتمندان
هشتمين سوره نازل شده در سال دوم بعثت «معارج» است که در آن يکى از نشانه‏هاى نمازگزاران واقعى را روشن بودن و معين بودن حقوق محرومان در اموال آن‏ها مى‏داند:
«الّذين فى اموالهم حق معلوم × للسائل و المحروم»
اين که ثروتمندان اهل ايمان جامعه به طور مدام و ثابت در انديشه فقرا باشند و حقوق معين آن‏ها در اموال خود را به رسميت بشناسند همان چيزى است که خداوند خواسته است اگر در آيات سال اول بعثت صرفاً به لزوم رسيدگى و توجه به اقشارى مانند مسکينان و ايتام و سائلان اشاره‏هاى کلى شده است در سال دوم آنان حق اقتصادى معينى از نظر خداوند در اموال و ثروت مؤمنان واقعى دارند مادامى که در رتبه سائل و مسکين قرار دارند.






نويسنده:دکتر محمد باغستاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان