بسم الله
 
EN

بازدیدها: 3,565

يک پرونده(87)اعتراض به قرار رد واخواهي

  1390/10/25
خلاصه: يک پرونده اعتراض به قرار رد واخواهي
بسمه تعالي
رياست محترم دادگاه تجديد نظر استان خراسان رضوي

سلام عليکم

احتراما در مقام تجديد نظر خواهي از دادنامه شماره 8809975115300208-8/3/88 اصداري در پرونده کلاسه 880172/50 و دادنامه شماره 555/45-15/10/86 اصداري در پرونده کلاسه86/648/50 با استيذان از مواد 305و 306 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي در امور مدني و تبصره 2 آن به استحضار مي رساند ، که عنوان دادخواست واخواهي بر خلاف آنچه در راي رد واخواهي آمده بيان عدم اطلاع از مفاد راي و اعتراض به رسيدگي غيابي را در خود دارد؛حتي مي توان گفت اصلا نيازي به تصريح آن نيست ،چرا که ماده 306 مذکور در فوق بيان مي دارد: مهلت واخواهي 20 روز از تاريخ ابلاغ واقعي است نه بيست روز از تاريخ اطلاع از مفاد راي و ابلاغ واقعي نيز تشريفات و معناي قانوني خاص خود را دارد که هم مانع است و هم جامع و نياز به دخالت قواي رسمي و قانوني و کسب امضاء از ابلاغ شونده دارد و هر اطلاعي را نمي توان عنوان ابلاغ واقعي ناميد ،همان طور که ابلاغ قانوني داراي معناي خاصي است .
لذا موکل پس از ابلاغ قانوني که رسما انجام شود 20 روز براي تقديم دادخواست خود مهلت داشته است و تقديم دادخواست ايشان در مهلت صورت پذيرفته است و اين در حالي است که تبصره يک ماده 306 که ابلاغ قانوني را براي اجرا گذاشتن راي معتبر دانسته و قبول واخواهي را منوط به احراز صحت ادعاي محکوم عليه مبني بر عدم اطلاع از مفاد راي نموده است ،هيچ ربطي به موضوع ما ندارد چرا که اين پرونده هنوز به اجراي احکام نرفته است ،لذا مشمول اين تبصره نشده و ذيل اصل ماده قرار ميگيرد که بيست روز از تاريخ ابلاغ واقعي به موکل جهت تقديم دادخواست واخواهي وقت داده است.

از طرفي اين تبصره صراحتا عدم اطلاع از مفاد راي را بيان نموده است نه خود راي را _ و اگر ادعاي موکل را مبني بر اينکه راي به دستش نرسيده است را کنار اين مطلب بگذاريم که ايشان توان خواندن و نوشتن ندارند و خدمتگذار مدرسه هستند به عدم اطلاع ايشان از مفاد راي ايمان مي آوريم ؛چرا که اطلاع از مفاد راي نه تنها نيازمند قدرت خواندن است بلکه نياز به مقداري اطلاعات بيشتر از آن نيز مي باشد لذا اطلاع از مفاد راي چيزي بيشتر از اطلاع از خود راي است و اين در حالي است که در اجراي قرار تامين خواسته با موکل رفتار غير قانوني شده و از اين موضوع که موکل فرق دادگاه کيفري و حقوقي را نمي داند و از ابهت دادگستري هراس دارد سوء استفاده شده و بي گناه بازداشت شده و دادگاه نيز بي دليل قبل از قطعيت راي حکم غيابي را که به ايشان تفهيم نکرده و حتي ابلاغ واقعي نکرده و حق ايشان را در دفاع از خود بيان نداشته و صحبت ايشان را استماع نکرده ، معلوم نيست به چه دليلي قبل از قطعيت اجرا نموده و هزينه دادرسي را که هفتاد و شش هزار و دويست تومان بوده با تهديد به زنداني کردن بيش از هفتصد هزار تومان دريافت نموده است که بايد تحقيق شود آيا اين وجه زيادي دريافتي که به ناحق در يافت شده آيا واقعا به عنوان هزينه دادرسي مطالبه شده و در حساب دادگستري ريخته شده است ؟ چرا که با اعتراض موکل دادنامه دست نويس موجود در پرونده مطالعه شده و با اطلاع ، ريال به تومان اخذ شده است و اجراي قرار تامين خواسته با جلب موکل در پاسگاه و خواستن از خانواده ايشان" تا محکوم به قرار تامين خواسته را بياورند" اجرا شده است .
حتي نامه رفع توقيف محکوم به و تسليم آن به محکوم له حکم غيابي غير قطعي نيز صادر شده است پس تمام اين بي قانوني ها نياز به تحقيقات به وسيله آن عالي مقامان دارد و قرينه از مظلوميت موکل و عدم اطلاع از مفاد راي و معناي آن در اين جو ارعاب عليه موکل - مي باشد.
لذا تقاضاي نقض قرار رد وا خواهي و نهايتا ً با استناد به تبصره 3 ماده 306 تقاضاي نقض دادنامه هاي صدر الذکر و رسيدگي شايسته به شرح مطالب مندرج در دادخواست واخواهي که به دليل عدم اطاله کلام به پيوست مي باشد را دارم مستدعي است رسيدگي شايسته را در اين خصوص مبذول فرماييد.

وکيل تجديد نظر خواه ..... باتجديد احترام





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان