بسم الله
 
EN

بازدیدها: 734

آثار معنوي زکات-قسمت اول

  1390/10/22
خلاصه: آثار معنوي زکات-قسمت اول
در ابتداي نوشتار حاضر که به تبيين برخي فوايد و آثار معنوي يکي از واجبات بزرگ و فراموش شده الهي، يعني زکات مي پردازد، يادآوري اين نکته لازم است که اين حکم و قانون شرعي که سابقه آن به پانزده سال(1) پس از بعثت نبي اکرم صلي الله عليه و آله مي رسد از چنان محجوريتي برخوردار است که همواره در اغلب جوامع ايراني مورد بي مهري قرار گرفته است!

زکات به عنوان يکي از عوامل مهم برقراري عدالت اجتماعي، مبارزه با جلوه هاي زشت فقر، تقويت کننده بنيه مالي حکومت اسلامي و پرکننده فاصله هاي وحشتناک طبقاتي، همواره مورد بي توجهي واقع شده است.

در اين مجال توجه همه مخاطبان گرانقدر را به چند پرسش از مجموعه سؤالاتي که مي توان درباره زکات مطرح نمود، جلب مي کنم:

ـ مگر نه آنکه زکات يکي از ضروريات و مسلمات دين اسلام است؟

ـ مگر نه آنکه از زکات پا به پاي نماز در 27 آيه قرآن نام برده شده است؟

ـ مگر نه آنکه پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله ، منافقين را از مسجد، اخراج ننمود اما کساني که زکات اموال خويش را نمي پرداختند از مسجد بيرون کرد؟

ـ مگر نه آنکه در احاديث بسياري وارد شده است که نماز اشخاصي که زکات نمي پردازند مورد قبول حق واقع نمي گردد؟(2)

ـ مگر نه آنکه بنابر مفاد احاديث اسلامي، دليل نابود گرديدن اموالي که در دريا و خشکي، دچار حادثه و بلا مي شوند، نپرداختن زکات است؟!(3)

آري به راستي که زکات، رتبه اي بس درخشان و پراهميت در بين انواع بخششها و صدقات دارد و در کلمات بزرگان دين، خواص و آثار فراواني براي اين واجب، بيان گرديده است.

قبل از آنکه در حد گنجايش اين نوشتار کوتاه، برخي از آنها را بررسي کنيم، جا دارد به جايگاه واقعي اين تکليف الهي که همواره در قرآن پابه پاي نماز از آن نام برده شده و بدان توصيه گرديده، نظري گذرا داشته باشيم.

الزام به نماز و زکات، که همواره در تمام اديان مورد توجه بوده اند امري عقلي است؛ زيرا نماز به معناي اظهار تواضع و کرنش در برابر حق و زکات به معناي پرکردن کاستيها و ناهمواريهاي موجود در عرصه زندگي فردي و اجتماعي است؛ بدين سان که ضرورت اين دو مطلب را عقل به خوبي درک مي کند.

عقل ما به تنهايي اين مطلب را مي فهمد و مي داند که بايستي در برابر خالقِ قادر و هستي بخش خويش سر تعظيم و خضوع فرود آورَد و در برابر نمادهاي فقر مادي در جامعه، ديگر گرا بوده و در اين جهت بي تفاوت نباشد. نه تنها عقل بلکه انسان با فطرت پاک خويش اين دو حقيقت را مي يابد.(4)

بنابراين آياتي از قبيل «أقيموا الصلوة و آتوالزکاة» ارشاد و اشاره به حکم عقل دارند و در واقع دو حکم عقلي را مورد تأييد، تاکيد و امضاء قرار مي دهند. هر چند در اديان مختلف، اين دو امر مهم (زکات و نماز) داراي مصاديق گوناگوني بوده اند؛ ليکن مصداق اکمل آنها در دين مبين اسلام مي باشد.

برخي فوايد و آثار زکات

1ـ پيش گيري از جلوه هاي دردناک عذاب اخروي:

چنانکه از آيات و احاديث متعددي به دست مي آيد، يکي از آثار معنوي قابل توجه پرداخت زکات، پيش گيري از عذابهاي گوناگون الهي در قيامت است. در اين مجال به برخي از آيات و احاديث در اين باره اشاره مي کنيم.

«و لايحسبنّ الذين يبخلون بما آتهم الله من فضله هو خيرا لهم بل هو شرٌ لهم سيطوقون ما بخلوا به يوم القيمة و لله ميراث السماوات و الارض و الله بما تعملون خبيرٌ»(5)

اين آيه به بيان سرنوشت انسانهاي بخيل در روز رستاخير پرداخته و مي گويد کساني که همواره از انفاق کردن در راه خدا خودداري کرده و از آنچه خداوند از فضل و کرم خود بدانها عنايت نموده به ديگران کمک نمي کنند تصور نکنند که اين کار آنها به نفعشان است، بلکه اين را بدانند که به زودي اموالي که آنها بخل ورزيده اند به گردن آنان مانند طوقي آويخته خواهد شد.

هر چند در ظاهرِ اين آيه نامي از زکات به ميان نيامده است، اما در احاديث اسلامي و کلمات مفسران، آيه فوق به کساني اختصاص داده شده که از پرداخت زکات اموال خويش خودداري مي ورزند.(6)

نکته قابل توجه در اين آيه، قانون «تجسم اعمال» است که خداي متعال بدان تصريح نموده و با تعبير «سيطوقون» به انسانها فهمانيده است که تجسم آخرتي پرداخت نکردن زکات اموال، اين است که به صورت زنجير و طوق به گردن انسان آويخته مي شود؛ زيرا اگر اموال انسان از حد معيني بگذرد با توجه به اين که بهره وري از آنها محدود به حدود مشخصي مي باشد، در آن صورت براي انسان نحوه اي اسارت، بردگي و سنگيني به دنبال خواهد داشت که تجسم حقيقي آن در رستاخير، همان طوق اسارت است.

چنانکه در تفسير عياشي از امام باقر عليه السلام آمده است که آن بزرگوار فرمود:

«شخصي که زکات مال خود را نپردازد خداوند مال او را به طوقهايي از آتش مبدل مي سازد و سپس به او خطاب مي شود: "همان طور که در دنيا حاضر نبودي به هيچ قيمتي آنها را از خود جدا کني اکنون نيز آنها را به گردن خويش بياويز"!»(7)

همچنين در احاديث مختلف از معصومان عليهم السلام به چنين واقعيتي تصريح شده است. به عنوان نمونه محمد بن مسلم مي گويد: از امام باقر عليه السلام سؤال کردم که مراد از «سيطوقون مابخلوا به يوم القيامة» چيست؟ حضرت فرمود:

«هر انساني که از پرداخت زکات خودداري نمايد، خداوند در روز جزا براي او يک افعي (اژدها) از جنس آتش قرار مي دهد که بر گردن او مانند طوقي آويخته مي شود و همواره از گوشت بدن او تغذيه مي کند تا آن شخص از حسابرسي آن صحنه فارغ شود.»(

در حديث ديگري آمده است که امام پنجم فرمود:

«خداي متعال در روز قيامت انسانهايي را از قبر برمي انگيزد در حالي که دستهاي آنان بر گردنهايشان گره خورده است به گونه اي که توانايي برداشتن هيچ چيز سبک را نيز ندارند، همراه آنان فرشتگاني هستند که پيوسته آنها را سرزنش نموده و مي گويند: " اينها کساني هستند که از مال بسياري که خداوند به آنها ارزاني داشته بود حق خدا را نپرداختند".»(9)


2ـ جلب رحمت و عطوفت فراگير الهي:

از برخي آيات قرآن و احاديث استفاده مي شود که خداي متعال برخود لازم نموده که بر دهندگان زکات، سايه رحمت خويش را بيفکند و آنها را مورد عنايات خاص خود قرار دهد.(10)
به عکس، در برخي احاديث نيز آمده که خداوند بر خود لازم نموده کساني که حق او را در اموال خود نپرداخته اند مشمول رحمت بي نهايت خويش قرار ندهد.(11)


3ـ پيش گيري از طوفان غضب و خشم الهي:

در بعضي احاديث آمده است که دهندگان زکات از غضب ذلت آميز خداوند در امان بوده و اين کار شايسته آنان زبانه هاي خشم خداوند را در ساحل آرامش و خاموشي فرو مي نشاند.(12)


4ـ پيش گيري از کفر، شرک و سلب ايمان:

از آنجا که کفر داراي مراتب و درجات گوناگوني مي باشد در يکي از آيات قرآن کساني که زکات نمي پردازند متهم به «کفر به آخرت» و «شرک به خدا» شده اند.(13)

بدين معنا که چنين اشخاصي با اين بي توجهي به زکات که يکي از احکام ضروري دين است، در واقع به خدا شرک ورزيده، منکر قيامت و آخرت گرديده و از آن روي گردان شده اند.

درباره مضمون عجيب اين آيه از دير باز در بين مفسران قرآن، احتمالات متعددي مطرح بوده است؛ زيرا براي همه، جاي اين سؤال بوده که مگر نه آنکه زکات يکي از فروع دين اسلام مي باشد، پس چه توجيهي مي توان داشت بر اين که ترک کننده آن، کافر يا لااقل مشرک باشد؟!

براي اين سؤال، پاسخهاي متعددي مي توان بيان داشت. ما دو پاسخ را بيان مي کنيم:

الف. مراد از «زکات» در اين آيه همان مفهوم عمومي آن يعني «انفاق» است، و ترک کننده انفاق که مشرک ناميده شده بدان جهت است که انفاق مالي در راه کسب رضايت خداي متعال يکي از بهترين و واضح ترين نشانه هاي ايثار و عشق و محبت به خدا مي باشد؛ چه آنکه اموال در چشم انسانها بسيار عزيز و پراهميت است و ترک انفاق مال مي تواند در اغلب موارد به عنوان يک شاخص براي شرک و ايمان محسوب گردد؛ تا بدانجا که برخي از انسانها، اموال خود را تا سر حد جان يا بيش تر از آن دوست دارند و حاضر به هيچ گونه انفاقي نيستند.

ب. زکات در بين دستورات اسلامي از موقعيت خاصي برخوردار است. از يک سو توجه به آن مي تواند علامت به رسميت شناختن حاکميت اسلامي در جامعه باشد و از سوي ديگر بي توجهي و ترک نمودن آن مي تواند در بيش تر موارد به عنوان يک سرکشي عليه حاکميت اسلامي به شمار آمده و موجبات کفر شخص را فراهم سازد.(14)

چنان که در برخي تفاسير مي خوانيم که پس از رحلت غم انگيز پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله گروهي به نام «اصحاب ردّه» اعلان کردند که ما نمازهايمان را مي خوانيم ولي اجازه نخواهيم داد اموالمان با پرداخت زکات مورد غصب قرار گيرد!

پيرو اين سخنان بيهوده، مسلمانان ديگر تصميم به جنگ با آن گروه را در سر پرورانده و اين گفته آنان را دليل بر ارتدادشان گرفتند.(15)

در احاديث بسياري نيز وارد شده که تارک زکات مرتکب کفر به خداي متعال گرديده و از او سلب ايمان و ارزش مي شود.(16) به عنوان نمونه به اين حديث توجه کنيد:

نبي اکرم صلي الله عليه و آله در يکي از وصيتهاي خود به حضرت امير عليه السلام فرمودند:

«اي علي! ده گروه از امت من به خداي بزرگ کفر ورزيده اند.»

آنگاه يکي از آن ده گروه را ترک کنندگان زکات نام برده و سپس فرمود:

«اي علي! کسي که ذره اي از زکات اموالش را نپردازد مؤمن نيست و در درگاه الهي داراي ارزش نمي باشد.»(17)


----------------------
پي نوشت ها :

1ـ ر.ک: تفسير نمونه، ج 20، ص 216.
2ـ بحارالانوار، ج 93، ص 8 و 9، حديث 4 و ص 12، ح 17 و ص 29.
3ـ ثواب الاعمال، ص 535، ح 8؛ بحارالانوار، ج 93، ص 20، ح 45.
4ـ فرق است بين دانستن و يافتن، دانش، کار عقل و يافتن کار فطرت است.
5ـ سوره آل عمران (3) آيه 180.
6ـ تفسير عياشي، ج 1، ص 207 و 208؛ بحار، ج 93، ص 20، ح 46 ؛ ثواب الاعمال، ص 52 و 53 و ح 2 و 3.
7ـ تفسير نمونه، ج 3، ص 190 و 191.
8ـ ثواب الاعمال، ص 529، ح 1.
9ـ همان، ص 529، ح 2.
10ـ به عنوان نمونه ر.ک: سوره اعراف (7) آيه 156؛ سوره توبه (9) آيه 71.
11ـ وسائل الشيعه، ج 6، ص 4 و 5، ح 6.
12ـ بحار، ج 93، ص 20، ح 44 و ص 27، ح 57 و ص 15، ح 31.
13ـ سوره فصلت (41) آيات 6 و 7.
14ـ تفسير نمونه، ج 20، ص 216 و 217.
15ـ تفسير ابوالفتوح، ج 10، ص 9.
16ـ وسائل الشيعه، ج 6، ص 18 ـ 20، احاديث 1 ـ 9؛ بحار، ج 93، ص 29 و ص 11، ح 12.
17ـ وسائل الشيعه، ج 6، ص 18 و 19 و ص 11، ح 12.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان