بسم الله
 
EN

بازدیدها: 894

احکام خانواده و آداب ازدواج‏-قسمت شانزدهم

  1390/10/20
خلاصه: احکام خانواده و آداب ازدواج‏-قسمت شانزدهم
ه - احکام عقد فضولى‏
حديث شريف:
1 - در حديثى منقول از امام باقرعليه السلام آمده است که از حضرت‏عليه السلام‏درباره مردى پرسيدند که مادرش در غياب او تزويجش کرده است.
حضرت‏عليه السلام فرمود: "ازدواج جايز است )يعنى لازم نيست(شخص متزوج اگر بخواهد مى‏پذيرد واگر نخواهد رد مى‏کند، ولى اگررد کرد مادرش بايد مهر را بپردازد."(162)
2 - در حديث ديگرى از امام رسيده است که از حضرت‏عليه السلام درباره‏برده‏اى پرسيدم که بدون اجازه اربابش ازدواج کرده‏است؟
حضرت فرمود: "اين بسته به خواست ارباب اوست اگر بخواهداجازه مى‏دهد واگر نخواهد آن دو را از هم جدا مى‏کند."(163)

تفصيل احکام:
تعريف: منظور از عقد فضولى عقدى است که از کسى سرزده‏باشد که صلاحيت عقد را ندارد. نمونه‏هاى آن به شرح زير است:
برادرى بدون اجازه خواهرش، او را به ازدواج در مى‏آورد، يامادرى پسرش را به ازدواج در مى‏آورد، يا وکيل زن، او را بدون اجازه‏به عقد ديگرى در مى‏آورد، يا ولى مولى عليه را به ازدواج کسى درمى‏آورد که در او عيبى است، يا برده‏اى بدون اذن اربابش ازدواج‏مى‏کند. اينها همه نمونه‏هاى عقد فضولى هستند.
1 - اقوى، صحت عقدى است که به نحو فضولى صورت گرفته‏باشد پس از اجازه دادن طرف اصلى عقد، خواه از يک طرف فضولى‏بوده باشد، يا از هر دو طرف.
2 - در اجازه دادن، اداى لفظ خاصى شرط نيست، بلکه با هرچه‏که نشان دهنده رضايت به عقد باشد حاصل مى‏شود. بل بافعلى که‏دلالت بر رضايت داشته باشد نيز حاصل مى‏شود.
3 - اجازه، کاشف از صحت عقد است از هنگام وقوع عقد، پس‏بايد پيامدهاى عقد از زمان عقد بر آن مترتب شود.

و - ادّعاى زوجيّت‏
حديث شريف:
1 - از يونس روايت شده است که گفت: از امام رضاعليه السلام درباره‏مردى پرسيدم که در شهرى با زنى ازدواج کرد واز او پرسيد: آياهمسر دارى؟ زن پاسخ داد: خير، ومرد او را به ازدواج خود درآورد. سپس مردى آمد وگفت: او زن من است، ولى زن آن را انکارکرد. در اين هنگام وظيفه مرد چيست؟
حضرت‏عليه السلام فرمود: "او، زن آن مرد است مگر آن که )مرد ادعاکننده( بينه‏اى اقامه کند."(164)
2 - از عبد العزيز بن مهتدى رسيده است که گفت: از امام رضاعليه السلام‏پرسيدم که: قربانت گردم برادرم مُرد ومن با زن او ازدواج کردم، پس‏عموى من آمد وادعا کرد که او را در پنهان به عقد خود در آورده‏است. از زن، مسأله را جويا شدم واو اين مطلب را بشدت انکار کردوگفت: هرگز ميان من واو چيزى نبوده است. حضرت‏عليه السلام فرمود:لازم است بر تو اقرار آن زن، ولازم است بر او انکار آن زن.(165)
3 - از ميسر رسيده است که گفت: به ابو عبد اللَّه‏عليه السلام عرض کردم:زنى را، در صحرا که هيچ کسى در آنجا نيست، ملاقات کردم واز اوپرسيدم: آيا همسرى دارى؟ او گفت: خير، پس من با او ازدواج‏کردم؟
حضرت‏عليه السلام فرمود: "آرى )اشکالى ندارد( چون زن در امورشخصى خود تصديق مى‏شود."(166)

تفصيل احکام:
قاعده: اصل در اين زمينه آن است که زنان در مسائل شخصى‏خود ومربوط به ازدواج يا متعه تصديق مى‏شوند ومرد بايد بر اساس‏اطلاعات زن عمل کند، چنان که در حديث پيش آمده است. اين‏اصل فروع وتفصيلاتى دارد که برخى از آنها را در زير مى‏آوريم:
1 - هرگاه مردى ادعاى ازدواج با زنى را نمايد وزن او را تصديق‏کند، يا زنى همسرى با مردى را ادعا کند ومرد او را تصديق کند، درظاهر شرع، به نفع آن دو حکم داده مى‏شود.
2 - اگر شواهد دلالت بر آن داشته باشد که هدف از ادعاى ازدواج‏باکسى ضايع کردن حق طرف سوم است، محتمل آن است که برحسب اصولى که در اين گونه ادعاها مراعات مى‏گردد اين ادعا موردنظر قرار گيرد.
3 - اما اگر يکى از آن دو ادعاى همسرى کند وديگر انکار ورزداصول مرافعه قضايى بر آنها جارى مى‏شود.
4 - اگر مردى با زنى ازدواج کند که ادعاى بى همسرى مى‏کند،سپس مرد ديگرى ادعاى همسرى او کند، به ادعاى او اعتنا نمى‏شودمگر با وجود بيِّنه يا دلايل کافى که موجب شود ما در سخن زن ترديدروا داريم.
5 - اگر يکى از دو طرف از پيوند همسرى آگاه باشد، وطرف ديگراز آن خبرى نداشته باشد. اولى بايد بر اساس علمش عمل کند وآثارزوجيت را بر آن مترتب نمايد، در حالى که اين کار براى طرف دوم‏واجب نيست، واولى هم نمى‏تواند دومى را بر آن کار وادار سازد.
اين در مقام ثبوت است، اما در مرحله اثبات براى مردم، حکم‏حاکم شرع مسأله را فيصله مى‏دهد.
6 - جايز است بدون کاوش، زنى را که ادعاى بى همسرى مى‏کندبه ازدواج در آورد اگر چه بداند قبلاً شوهر داشته است و او ادعا کندکه شوهرش مرده يا از او طلاق گرفته است، مگر آن که در ادعاى خودمورد سوء ظن باشد پس احوط آن است که در وضع او تحقيق شود.
7 - اگر فردى غايب شد وخبرى از او نرسيد وزنش ادعا کرد که‏خبر مرگ او را دريافت کرده جايز است کسى با او ازدواج کند، اگرچه‏به سخن او يقين نيابيم، مادامى که دروغش بر ما هويدا نباشد، ولى‏احوط آن است که از ازدواج با او خوددارى شود مگر پس از تحقيق‏اگر مورد سوء ظن باشد.


2 - احکام مهر

قرآن کريم:
1 - )وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شَيْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ‏هَنِيئاً مَرِيئاً(167)).
"مهر زنان را در کمال رضايت وطيب خاطر به آنها بدهيد، پس اگرپاره‏اى از آن را به رضايت به شما بخشيدند برخوردار شويد که آن شما راحلال وگوارا خواهد بود."
2 - )وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَکَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلاَتَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً * وَکَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى‏بَعْضُکُمْ إِلَى‏ بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنکُم مِيثَاقاً غَلِيظاً(168)).
"واگر تصميم گرفتيد که همسر ديگرى به جاى همسر خود انتخاب‏کنيد، ومال فراوانى )به عنوان مهر( به او پرداخته‏ايد، چيزى از آن رانگيريد، آيا براى بازپس گرفتن )مهر زنان( متوسل به تهمت وگناه‏مى‏شويد؟ چگونه آن )مهر( را باز پس مى‏گيريد در حالى که با يکديگرتماس وآميزش کامل داشته‏ايد، وهمسران شما پيمان محکمى به هنگام‏عقد ازدواج از شما گرفته‏اند."
3 - )لَا جُنَاحَ عَلَيْکُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَ‏فَرِيضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَاعَاً بِالْمَعْرُوفِ حَقّاًعَلَى الْمُحْسِنِينَ * وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةًفَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّکَاحِ وَأَن تَعْفُواأَقْرَبُ لِلْتَّقْوَى‏ وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ(169)).
"باکى بر شما نيست اگر زنانى را که با آنها نزديکى نکرده‏ايد ومهرى‏برايشان مقرر نداشته‏ايد طلاق دهيد، ولى آنها را به چيزى در خوربهره‏مند سازيد، توانگر به قدر توانش ونادار به قدر توانش، اين کارى‏است شايسته نيکوکاران. واگر برايشان مهرى مقرر کرده‏ايد وپيش ازنزديکى طلاقشان دهيد، نصف آنچه مقرر کرده‏ايد به آنها بپردازيد مگرآن که ايشان خود يا کسى که عقد نکاح به دست اوست آن را ببخشدوبخشيدن شما به پرهيزگارى نزديکتر است وفضيلت‏هايى که در نيکويى‏به يکديگر است فراموش مکنيد وخدا به کارهايى که مى‏کنيد آگاه‏است."
4 - )يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَکُمْ أَن تَرِثُوا النِّسَاءَ کَرْهاً وَلَا تَعْضُلُوهُنَ‏لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ‏فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى‏ أَن تَکْرَهُوا شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً کَثِيراً(170)).
"اى کسانى که ايمان آورده‏ايد شما را حلال نيست که زنان را به اکراه‏وجبر به ارث ببريد، وبر زنان سختيگرى وبهانه جويى مکنيد که قسمتى ازآنچه را که به آنها داده‏ايد باز پس ستانيد مگر آن که عمل زشتى‏ومخالفتى از آنها آشکار شود، وبا آنان به نيکويى رفتار کنيد واگر شما را اززنان خوش نيامد، چه بسا چيزها که شما را از آن خوش نمى‏آيد در حالى‏که خدا خير کثيرى در آن نهاده باشد."

ژرف انديشى در آيات‏
1 - از اين آيه کريمه(171) الهام مى‏گيريم که مهر، همان صداق است‏واين که مرد بايد آن را به عنوان هديه وبخشش به همسرش بپردازدونبايد روزى در پس گرفتن آن طمع کند، زيرا آن يک پيشکش وهديه‏است وگويى که برابر ندارد، وخداوند آن را مقرر فرموده است ونبايدداد وستدى مادى تلقى شود.
واينچنين است فرق بين مهر واجرت )در کنيزان ملکى، وزنان‏صيغه‏اى(، زيرا مهر صداق است که بايد آن را پيشکش وهديه‏دانست، در حالى که اجرت در برابر بضع است .
2 - از آيه مبارکه(172) مفهومى به دست مى‏آوريم که اين معنى راآشکارتر مى‏سازد، پس هرگاه مردى به همسرش مهر داد وسپس‏خواست که او را طلاق دهد وبا زن ديگرى ازدواج کند جايز نيست‏مهر را از آن مطالبه کند حتى اگر مقدار مهر فراوان باشد )براى مثال‏يک بار شتر طلا باشد(.
3 - از آيه بعد(173) چنين به دست مى‏آيد که موجب مقرر شدن مهر،عقد )پيمان استوار( ودخول )از بين بردن پرده بکارت( است‏وهرگاه عقد، صورت پذيرد نيمى از مهر مستقر وثابت مى‏گردد پس‏اگر او را در اين هنگام )يعنى قبل از دخول( طلاق دهد بايد اين نيم رابه زن بپردازد مگر آن که زن، آن را به مرد ببخشد )واين توصيه‏خداست به زن واولياء او تا از اين نصف مهر که بر عهده مرد مستقرشده است بگذرند( اين توصيه را در دو آيه(174) مى‏خوانيم. اما اگر مرددخول را انجام داد وپرده بکارت را از بين برد همه مهر بر عهده اومستقر وثابت مى‏گردد.
4 - مرد نبايد همسر خود را آن قدر آزار رساند تا از مهر خود چشم‏بپوشد وسپس او را طلاق دهد مگر آن که عواملى شرعى در کار باشدوبراى مثال زن به طور آشکار فحشا کند.(175)
5 - واينچنين است که بينشهاى وحى مارا بدان جا مى‏برد که مهر- بنا به اصل قانون شرع - حقى است مشروع از حقوق زن، پس اگرمرد براى او مهرى مشخص نکرد وآهنگ طلاق او نمود بايد بر حسب‏توانائيش بدو چيزى دهد )که اصطلاحاً متعه گفته مى‏شود( وبايد به‏هنگام مشخص نمودن آنچه بايد به زن بدهد، حال ووضع هر دو درنظر گرفته شود؛ )توانايى مالى مرد، واستحقاق عرفى زن( .
حديث شريف:
1 - از امام صادق‏عليه السلام روايت شده که فرمود: "صداق بر عهده مرداست نه زن، اگر چه کار آن دو يکى است، زيرا مرد هنگامى که‏نيازش را از آن زن ستاند از نزد او برمى خيزد ومنتظر آرامش زن باقى‏نمى‏ماند وبه همين سبب صداق، بر دوش مرد است نه زن."(176)
2 - محمد بن مسلم از امام صادق‏عليه السلام نقل مى‏کند که: کمترين‏مقدار کافى از مهر چقدر است فرمود: "يک کله قند."(177)
3 - فضيل بن يسار به نقل از امام باقرعليه السلام مى‏گويد: "صداق، همان‏مقدار کم يا زيادى است که دو طرف بر آن سازش کنند."(178)
4 - از وشاء روايت شده است که گفته از امام رضاعليه السلام شنيده‏است: "اگر مردى با زنى ازدواج کند ومهر او را بيست هزار قرار دهدوبراى پدر او ده هزار، مهر صحيح است، وآنچه براى پدرش قرارداده فاسد."(179)
5 - امام باقرعليه السلام در مورد اينکه مى‏توانيم منفعت را مهر قرار دهيم،از سيره رسول روايت مى‏کند که: زنى نزد پيامبر آمد وعرض کرد: مرابه ازدواج )کسى( در آور، پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: "چه کسى براى اين زن‏پاپيش مى‏نهد؟" مردى بلند شد وگفت: يا رسول اللَّه! من او را به‏ازدواج خود در مى‏آورم. پيامبر فرمود: "به او چه مى‏دهى؟" آن مردگفت: چيزى ندارم. پيامبر گفت: "نه." پيامبر همين سخن را تکرارکرد وغير از آن مرد کسى برنخاست، سپس پيامبر براى بار سوم سخن‏خود را تکرار نمود، وآن مرد بلند شد. پيامبر فرمود: "آيا از قرآن‏چيزى نيکو مى‏دانى؟" گفت: آرى. پيامبر فرمود: "شما را به ازدواج‏هم در مى‏آورم بر اساس آنچه از قرآن نيکو مى‏دانى، پس آن را به اين‏زن هم بياموز."(180)
6 - بريد عجلى از امام باقر نقل مى‏کند که: از امام‏عليه السلام درباره مردى‏پرسيدم که با زنى ازدواج کرد به شرط آن که سوره‏اى از قرآن را به اوبياموزد. حضرت‏عليه السلام فرمود: "دوست ندارم بر او دخول کند، مگراينکه آن سوره را به او بياموزد، وچيزى به او دهد."(181)
7 - ابن عواض مى‏گويد: از امام صادق درباره کسى پرسيدم که‏با زنى ازدواج مى‏کند ومالى ندارد که به او بدهد ودخول مى‏کند.امام‏عليه السلام فرمود: "مسأله‏اى نيست، اين دينى است که زن بر عهده آن‏مرد دارد."(182)
8 - عبيد بن زراره مى‏گويد: به امام صادق‏عليه السلام عرض کردم: يک‏مرد مسيحى با يک زن ازدواج مى‏کند به شرط اينکه مهر سى خم‏شراب وسى رأس خوک باشد، وسپس هر دو اسلام مى‏آورندودخولى هم صورت نگرفته است امام‏عليه السلام فرمود: "مرد بايد ببيندبهاى خوک وشراب چقدر است وقيمت آن را براى زن بفرستدوسپس دخول انجام دهد، وهر دو بر نکاح نخستين خود هستند."(183)
9 - على بن حمزه روايت مى‏کند ومى گويد: به ابو الحسن‏الرضاعليه السلام عرض کردم که مردى با زنى ازدواج مى‏کند به شرط اينکه‏مهر او يک خدمتگزار باشد وامام به من فرمود: "خدمتگزارى‏متوسط." عرض کردم: اگر خانه‏اى باشد، فرمود: "خانه‏اى‏متوسط."(184)

تفصيل احکام:
1 - هر چه دو طرف بر آن سازش کنند مى‏تواند در عقد ازدواج به‏عنوان مهر قرار گيرد.
2 - مهر مى‏تواند عين يا منفعت يا حقى باشد، پس اگر زنى را به‏عقد خود در آورد ومهر او را آموزش قرآن کريم يا فقه قرار داد جايزاست.
3 - اگر مهر آن باشد که مرد براى مدتى خود را اجير کند، جايزاست اگر منفعتش به آن زن باز گردد. و براى مشخص شدن مهر کافى‏است که آن مشاهده شود، مانند: اين قطعه زمين يا اين خرمن گندم يااين گردنبند طلا.
4 - مهر، از نظر کمى يا زيادى، حدى ندارد وبهتر است به قدر مهرالسُنّة يعنى پانصد درهم نقره باشد، واگر مردى بخواهد بر آن افزون‏کند بهتر است که آن را هديه دهد.
5 - اگر مهر را چيزى مجهول قرار دهد )همچون آموزش سوره‏اى‏از قرآن، بدون آن که مشخص شود، يا آموزش زبان عربى، يا دادن‏قطعه زمينى زراعى( پس اگر تکيه به عرف داشته باشد صحيح است‏وبايد براى مشخص نمودن آن به عرف رجوع شود، اما اگر به عرف‏تکيه نداشته باشد مهر باطل مى‏گردد وبه مهر المثل باز مى‏گرددواحوط در آن، صلح وسازش است. واگر زن رضايت داشته باشد که‏مقدر نمودن مهر خود را به مرد واگذارد، مسأله به احکام تفويض بازمى‏گردد.
6 - اگر مردى براى مهر زن، کالاى فاسد يا پول تقلبى يا چک بلامحل مقرر کرد، در اين صورت مهر به مقدار صحيح آن خواهد بوديعنى قيمت کالا يا مقدار پول يا مبلغ چک، وگفته شده است به مهرالمثل باز مى‏گردند.





نويسنده:آيت الله محمد تقي مدرسي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان