بسم الله
 
EN

بازدیدها: 992

بررسي مباني کشف حجاب؛ ابزار مبارزه استعمار در پوشش حجاب

  1390/10/16
خلاصه: کشف حجاب در ايران پديدهاي ناشي از آشنايي با غرب و تجددخواهي افرادي است که افکار و زندگي غربي راتجربه کرده بودند. در حالي که نخستين نشانه‌هاي کشف حجاب را ميتوان در دربار ناصرالدين شاه قاجار و سپس در محافل روشنفکري مشاهده نمود، رسميت يافتن آن به دوره ديکتاتوري رضا شاه پهلوي باز مي‌گردد
کشف حجاب در ايران پديدهاي ناشي از آشنايي با غرب و تجددخواهي افرادي است که افکار و زندگي غربي راتجربه کرده بودند. در حالي که نخستين نشانههاي کشف حجاب را ميتوان در دربار ناصرالدين شاه قاجار و سپس در محافل روشنفکري مشاهده نمود، رسميت يافتن آن به دوره ديکتاتوري رضا شاه پهلوي باز ميگردد.
رضاخان که پيش از رسيدن به مقام پادشاهي خود را فردي ديندار و پايبند به اصول مذهب نشان داده بود، پس از به قدرت رسيدن به تدريج ماهيت اصلي خود را نمايان ساخت. او که تجددگرايي و تضعيف ارزشهاي ديني را سرلوحه برنامههاي نوسازي فرهنگي خود قرار داده بود، طي اقداماتي مخالفت عملي خود را با اسلام و فرهنگ و سنن اسلامي جامعه آغاز کرد. از جمله اين اقدامات ميتوان به حضور روز افزون ميسيونهاي مذهبي، تأسيس مدارس جديد، بازگشت اشرافزادگان تحصيل کرده از فرنگ، تأسيس کانونها و انجمنهاي روشنفکري، تغيير نظام آموزشي، اجباري کردن استفاده از کلاه شاپو، صدور قانون متحدالشکل نمودن البسه، کشف حجاب بانوان، ترويج بيقيدي در ميان زنان، جلوگيري از حضور زنان با حجاب در پارکها، سينماها، تأترها، هتلها و ساير مراکز عمومي و... اشاره نمود.
رضا شاه که ريشهدار بودن تفکر ديني و مباني ارزشي حاکم بر جامعه ايراني را مانعي جدي بر سر راه فرآيند مدرنسازي ميپنداشت، پس از تنها سفر خارجياش به ترکيه در 12 خرداد 1313، بيش از اندازه تحت تأثير اقدامات غربگرايانه آتاتورک قرار گرفت. از اين رو پس از بازگشت به ايران عزم خود را براي غربي شدن جامعه ايراني جزم نمود و مدعي آن شد که اگر مردم لباس متحدالشکل بپوشند، کلاه پهلوي به سر گذارند و نسبت به تقيدات ديني سستي نشان دهند متمدن خواهند شد.
مسافرت رضا شاه به ترکيه جداي از آنکه فصل جديدي در مناسبات دو کشور گشود، تغييرات عميقي نيز در روحيات و سياستهاي رضا شاه عليالخصوص درباره زنان و حجاب آنان بوجود آورد.
بخشنامه کشف حجاب جهت تصويب رضا شاه در تاريخ 27 آذر 1314 از طرف رئيسالوزرا به دربار فرستاده شد تا در اول دي دستور العمل اجراي غير رسمي قانون کشف حجاب به تمام ولايات ايران ارسال گردد. رضا شاه در روز هفدهم دي ماه 1314 براي اعطاي گواهينامه فارغ التحصيلان به دانشسراي عالي رفته بود، در حالي که ملکه ايران و دختر بزرگش بدون حجاب بودند و لباسهاي اروپايي به تن کرده بودند، طي نطقي از کشف حجاب و پيشرفت زنان سخن گفت: «... شما زنها بايد اين روز را که روز سعادت و موفقيت شماست روز بزرگي بدانيد و از فرصتي که بدست آورده ايد براي خدمت به کشور خود از آن استفاده کنيد... شما خواهران و دختران من حالا که داخل جامعه شدهايد و براي پيشرفت خود و کشورتان اين قدم را برداشتهايد بايد بفهميد که وظيفه شما اين است که براي کشور خودتان کار کنيد، سعادت آينده در دست شماست.» (1)
بدين سان از فرداي آن روز، بر سر کردن چادر در خيابانهاي تهران ممنوع شد و دولت و ساير دستگاههاي اجرائي در کشور موظف گرديدند براي پيشبرد اين طرح در ولايات مختلف بکوشند.
تصويب و ابلاغ قانون کشف حجاب که بيش از پيش جامعه روحانيت را با محدوديت مواجه کرده بود، اعتراضات گسترده مردمي را نيز در سراسر کشور در پي داشت که مهمترين نمونه آن قيام بزرگ مسجد گوهر شاد مشهد بود.(2) اگر چه با انتشار خبر قيام گوهرشاد، مقدمات اعتراض اجتماعي وسيعي فراهم شد، اما فقدان رهبري منسجم و خشونت شديد حکومت از جمله عواملي به شمار ميآيند که نه تنها اين اعتراضات را ناکام گذاشت بلکه رضاخان را نيز مصمم به اجراي خشونت بار کشف حجاب نمود.
«همفري» کارشناس و جاسوس معروف انگلستان در کشورهاي اسلامي که از فعالان رواج فرهنگ غربي در ميان ملل مسلمان بود در کتاب خاطرات خود به موارد متعددي از خصوصيات مسلمانان از جمله اعتقاد به مباني اسلامي، حفظ حجاب اسلامي، استحکام کانونهاي خانواده و تبعيت فرزندان از روش پدران و نياکان اشاره کرده و لزوم مبارزه با اين مباني و ارزشها را مورد تأکيد قرار داده است.(3) وي که مأمور اعزامي وزارت مستعمرات انگليس به کشورهاي اسلامي بوده، از بيحجابي و برداشتن حجاب زنان و رواج بيبند و باري به عنوان يکي از مؤثرترين روشها در مبارزه با استقلال ملتهاي مسلمان ياد کرده است.
اسماعيل پاشا در مصر که در 1863 ميلادي بر تخت سلطنت نشست، در 1870 به آزادي زنان با مفهوم اروپائي آن در کشورش رسميت داد. در الجزاير نيروهاي اشغالگر فرانسوي براي در هم شکستن انقلاب مردم، از جمله به مبارزه عليه حجاب زنان روي آوردند. در ترکيه، مقابله با حجاب اسلامي از نخستين برنامههاي کمال آتاترک براي اسلام زدائي بود. اين برنامهاي بود که در کنار ساير تصميمات از جمله منسوخکردن دادگاههاي شرعي، تعطيل مدارس علوم ديني، جايگزين کردن قوانين اروپايي به جاي نظام شريعت، رواج رسمالخط لاتين، تغيير تاريخ هجري به ميلادي، اعلام تعطيلي يکشنبهها به جاي جمعهها و... به اجرا گذارده شد. در افغانستان نيز امانالله خان با تأسيس «انجمن حمايت از نسوان» در 1928، باني مبارزه با حجاب زنان مسلمان آن کشور گرديد.
امام خميني(ره) نيز که در 1299 کودتاي رضاخان را محکوم کرده بود و در برابر سياستهاي ضد ديني پهلوي اول همچون کشف حجاب، جدايي دين از سياست، رواج فرهنگ اروپايي در ايران، اهانت به روحانيت و... نيز موضعگيري نموده بود؛ اين مسئله را چنين شرح ميدهند: «در رژيم طاغوتي پهلوي آن ظلمي که به بانواني که مقيد بودند به اينکه بر طبق اسلام عمل کنند... بحمدالله بانوان ايران مقاومت کردند و جز يک دستهاي که جزء دار و دسته خود آنها بودند و غربزده بودند و با رژيم او مناسب بودند، ساير خواهرها مقاومت کردند... اگر نبود اين انقلاب و نبود اين تغيير و تحولي که در ايران واقع شده بود، بعد از چند سال ديگر اثري از اخلاق اسلامي در ايران نبود.» صحيفه نور، ج 18، ص 261.
-----------
پانوشتها:
1ـ حکايت کشف حجاب، تهاجم فرهنگي غرب و کشف حجاب، تهران، موسسه فرهنگي قدر ولايت، 1378، ص 25.
2ـ عليرضا اميني، تحولات ساسي و اجتماعي ايران در دوران پهلوي، صداي معاصر، 1381، ص 40.
3ـ تغيير لباس و کشفحجاب به روايت اسناد، مرکز بررسي اسناد تاريخي، ص 73.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان