بسم الله
 
EN

بازدیدها: 904

بازتاب حقوق انسان در قرآن کريم-قسمت سوم

  1390/10/15
خلاصه: بازتاب حقوق انسان در قرآن کريم-قسمت سوم
سال دوم بعثت
در اين سال نيز هيجده سوره کامل و ناقص بر پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم نازل شدکه به ترتيب عبارتند از:
انشراح/ ضحى/ ناس/ نازعات/ مدثر/ ليل/ ماعون/ معارج/ شمس/ مرسلات/ نبأ/ قريش/ نجم/ فجر/ انشقاق/ عبس/ همزه/ کافرون. در اين سوره‏ها به حقوق انسانى زير اشاره شده است.
2) حق برخوردارى از شخصيت اجتماعى و انسانى مستقل
در دومين سوره نازل شده در اين سال (ضحى) خداوند ضمن يادآورى دوران کودکى پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم که به يتيمى گذشته و در پناه لطف او پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم پرورش يافته از رسول مى‏خواهد تا يتيم را از نظر شخصيتى تحقير نکند.«
«ألم يجدک يتيماً فآوى × و وجدک ضالاً فهدى × و وجدک عائلاً فاغنى × فامّا اليتيم فلا تقهر»
نکته اول: با توجه به ساختار نظام خانواده و نقش اساسى پدر در سرپرستى کودکان، مهم‏ترين کمبود يتيمان، فقدان زمينه‏هاى برخوردارى آن‏ها از دست‏يابى به يک شخصيت اجتماعى است به ويژه در جامعه جاهلى که بر نسب و تفاخرهاى نسبى استوار بود. خداوند درباره رعايت حقوق مردم به يکى از ضعيف‏ترين و آسيب‏پذيرترين گروه‏هاى اجتماعى مردم اشاره کرده و به جامعه انسانى هشدار مى‏دهد که يکى از نقطه‏هاى کلان آسيب‏پذيرى اجتماعى رهاکردن کودکان بى‏سرپرست است که مى‏تواند يک فاجعه بزرگ اجتماعى را رقم زند. راز توجه فراوان امام على عليه السلام به ايتام و سفارش‏هاى بى‏اندازه حضرت به رعايت حال آن‏ها در خطبه‏هاى نهج‏البلاغه2 در پرتو همين اصل قرآنى است.
نکته دوم: با يادآورى گذشته پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم و شخصيت فعلى او نخستين گام را در وصف شخصيت مستقل هر انسان جدا از وابستگى‏هاى نسبى و سببى او برداشته و نظام جمع‏گراى قبيله‏اى را که در آن شخصيت فردى افراد در کيان قبيله گم مى‏شد را به چالش مى‏کشاند. و اين کار را با طرح شخصيت مستقل حقوقى ايتام و (اقليت بسيار ضعيف) آن روز جامعه عربى آغاز کرده است.
3) حق برابرى انسان‏ها در پيشگاه خداوند
در سومين سوره (ناس) خداوند به جاى هر وصف ديگرى خود را چنين معرفى مى‏کند»: «قل اعوذ برب الناس × ملک الناس × اله الناس» پرورش دهنده مردم، پادشاه مردم و معبود آن‏ها
نخست حق انحصارى حاکميت بر مردم را به اعتبار پرورش‏گرى خداوند منتسب به او اعلام مى‏کند و سپس حاکميت انحصارى طبقه خاص مانند اشراف و رؤساى قبايل را که به طور سنتى در سده‏هاى مختلف در ميان قبايل مکه و عربستان رواج داشته را به نقد کشيده و آن را نامشروع اعلام مى‏کند که با نفى حق اشراف، زمينه را براى حق حاکميت عمومى فراهم آورده به ويژه که خود را خداى اشراف نمى‏داند چنان که آن‏ها خود اعلام مى‏کردند و مى‏کوشيدند تا به مردم اثبات کنند که از تقرب بيشترى به خداوند برخوردارند بلکه او خداى همه مردم است.
4) حق برخوردارى بزرگترين ستمگران از هدايت الهى
در چهارمين سوره نازل شده در سال دوم بعثت (نازعات) خداوند از پديده شگفتى ياد مى‏کند:
«اذهب الى فرعون انه طغى × فقل هل لک الى ان تزکى × وأهديک الى ربّک فتخشى × فأراه الآية الکبرى × فکذب و عصى» خداوند نقطه اوج ستمگرى را در اين آيه نشانه رفته است و نشان مى‏دهد که انسان به هر رتبه از سقوط و گمراهى و ستم برسد باز حق برخوردارى از هدايت الهى را داراست حتى فرعون که ادعاى خدايى مى‏کرد.
اين نگاه نسبى به انسان‏ها ايده‏هاى تازه‏اى در باب ماهيت انسان را پيش روى نومسلمانان نهاده است. و دايره حقوق انسان حتى در پست‏ترين حالت‏هاى او (ستم‏کارى و ادعاى ربوبيت) را نشان مى‏دهد.
5) حق برخوردارى عمومى از نعمت‏هاى طبيعت
در ادامه همان سوره (نازعات) خداوند پس از وصف نعمت‏هاى طبيعى خود مانند کوه، دشت، آسمان و زمين و چراگاه‏ها، همه آن‏ها را متاع و بهره انسان‏ها و چهارپايان در خدمت انسان مى‏داند «متاعاً لکم و لانعامکم» و از حق بهره‏ورى عمومى همه مردم از نعمت‏هاى طبيعى ياد مى‏کند.
6) حق برخوردارى کامل از کار و کوشش شخصى
در اين سال خداوند با نزول آيه «و ان ليس للانسان الا ما سعى» بر حق انحصارى هر يک از آحاد مردم در بهره‏بردارى از ثمره کوشش‏ها و تلاش‏هاى شخصى و اجتماعى خود تأکيد ورزيده و با توجه به ترکيب ادبى اين آيه حق بهره‏بردارى را منحصر به زمانى مى‏کند که محصول سعى و تلاش خود انسان باشد و به اين ترتيب آيه با سبک کنايى، از تجاوز به محصول کوشش ديگران که از جمله حقوق اختصاصى آن‏هاست، انسان را باز مى‏دارد.
7) حق برخوردارى از نظام چرخش صحيح ثروتس
سوره ليل ششمين سوره‏اى است که در سال دوم بعثت نازل شده و دوآيه آن مى‏تواند بيان‏گر حق فوق باشد.
«أما من اعطى واتّقى × و صدّق بالحسنى × فسنيسّره لليسرى × و اما من بخل و استغنى × و کذّب بالحسنى × فسنيسّره للعسرى».
در يک زندگى اجتماعى مطلوب مردم حق دارند تا در گردونه چرخش صحيح ثروت نقش ايفا کنند تا مشکلات اجتماعى کمترى در جامعه پديد آيد. از اين رو افراد با ويژگى‏هاى خاص مى‏توانند به گردش صحيح چرخه کلان اقتصادى کمک کنند و با ويژگى‏هاى ديگر مى‏توانند اين چرخه را دچار کندى يا توقف نمايند.
در سوره «ليل» خداوند با مثل زدن دو تيپ از شخصيت‏هاى اقتصادى «بخشندگان» و «بخيلان» و ارتباط دادن اين اوصاف به عقيده آن‏ها درباره خداوند، جامعه مطلوب را که خداوند براى مردم مى‏پسندد، بيان داشته است. در اين جامعه مردم حق دارند تا از نظام چرخش صحيح ثروت برخوردار باشند و بخشندگان از اين جنبه که به چرخش سريع‏تر اين نظام اقتصادى کمک مى‏کنند مدح شده و «بخيلان» به دليل سنگ‏اندازى در اين چرخه مطلوب اقتصادى نکوهش مى‏شوند. بخشندگان با ايمان به خدا در زمينه‏هاى آسانى و سهولت قرار گرفته و براى جامعه نيز سهولت مى‏آورند و بخيلان با عدم ايمان به خداوند به زمينه‏هاى دشوار و سخت افتاده و همين‏ها را نيز براى جامعه به ارمغان مى‏آورند.






نويسنده:دکتر محمد باغستاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان