بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,099

جرم و مجرمين سياسي در حقوق بين الملل اسلام-قسمت اول

  1390/10/15
خلاصه: جرم و مجرمين سياسي در حقوق بين الملل اسلام-قسمت اول
مقدمه :

در دنياي امروز حکومت هاي سياسي و جوامع اجتماعي با همديگر نسبت به ادوار و قرون گذشته بيشتر در ارتباط اند و اين روابط گسترده سبب شده که در برخي جوامع يکسري مقايسات و ملاحظات پيش بيايد. بشر امروز با مقايسه جامعه خود با ديگر جوامع بر آن است که دست به تحولي عميق و بنيادين بزند و اين تحول و افکار در برخي موارد سبب به وجود آمدن سير تحولاتي ناخوشايند براي کشور و حاکميت مزبور شود. چرا که هيچ دولتي اجازه تشويش اذهان عمومي مردم کشوري را به گروهي يا فرد يا افراد و حزبي خاص و عام نمي دهد و همه ي دولتها و حکومت ها سعي دارند که به نوعي آرامش حکم فرما باشد و نظم و امنيت کشورشان مختل نشود. و اين شرايط که گروهي از افراد دست به اقداماتي ناخوشايند عليه کشوري بزنند و به امنيت داخلي صدمه بزنند حکومت به ناچار با ايشان مقابله خواهد کرد ولي متاسفانه هنوز در بسياري از جوامع تعريفي روشن و خاصي از اين جرم و زواياي ويژه ي آن ارائه نشده است. در جوامع اسلامي و متون اسلامي اين موضوع به خوبي ديده مي شود و تا کسي به مخالفت صريح در جوامع اسلامي دست نزند و امنيت حکومت اسلامي را به مخاطره نيندازد دولت اسلامي با وي مقابله نخواهد کرد ولي در مواقعي که به کيان و نظام اسلامي صدمه اي وارد شود و يا بيم آن رود که در آينده اي نه چندان دور اين اتفاق خواهد افتاد دولت و حاکم اسلامي به ناچار با چنين فردي مقابله خواهند کرد. در اين مقاله در حد امکان به مقايسه و تفسير اين موضوع مي پردازيم.



فصل اول : جرم سياسي و تاريخچه و سير تحول آن

زماني که بشر پا به عرصه وجود نهاد و اجتماعات بشري شکل گرفت ،جامعه اي از افراد با افکار و عقايد متفاوت پديد آمد. به تبع آن دولت ها و حکومت ها شکل گرفتند و جوامع مختلف و حکومت هاي متعددي سربرآوردند .

عملکرد دولت ها سبب ايجاد مخالفان شد و نزاع بر سر حکومت و به دست آوردن قدرت آغاز شد و هر کدام جانب خويش را مي گرفتند و حکومت وقدرت در دست حاکمان بود . دولت ها را حاکمان و فرمانروايان اداره مي کردند و چون قدرت برتر بودند با مخالفانشان برخوردهاي سختي داشتند . عمل آنان جرم شمرده مي شد و داراي مجازات خاص خود بود که امروزه به مرتکبين اين جرايم ، مجرمين سياسي مي گوييم1 :[1] البته شايان ذکر است که جرم سياسي ، ره آورد جرم کيفري مدرن نيست و در ادوار بسيار دور تحت عناوين مختلف و متعددي آورده مي شد . حتي در دوران رم باستان ،مجرماني که مرتکب جرايمي تحت عنوان Crimen Majestatis ميشدند، به مجازات مي رسيدند که ماهيتي سياسي داشته باشند .مورد ديگري که مي توان ذکر کرد اين بود که تا پيش از انقلاب 1789 فرانسه ، موجوديت دولت با حاکم و حکومت سلطنتي مترادف بود و جرم سياسي زننده تلقي مي شد . عدم رعايت شخصي بودن کيفر، در حکم جرم تام بودن شروع به جرايم سياسي و استرداد مجرمان سياسي از خصوصيات دوران کهن است . براي نخستين بار در قانون جزايي 1810 فرانسه که به دستور ناپلون تنظيم و تدوين شد که در اين دوران جرايم عادي و سياسي از يکديگر تفکيک شدند . در اين دوره اعدام در مورد مجرمين سياسي اعمال مي شد تا اين که با تصويب قوانين جزايي 1830 و اساسي 1848 ارفاق در حق مجرمان سياسي آغاز شد . مطابق ماده 5 قانون اساسي 1848 اعدام مجرمان سياسي ملغي شد2 .[2] در حقوق جزاي نوين نيز پذيرفته شده که بايد در مورد مجرمين اين گونه جرايم خطرناک بايد با ملايمت برخورد کرد و نکته ي مهم و اساسي که در اينجا مطرح است اين است که چه نوع از جرايم را مي توان جرايم سياسي ناميده و ابهاماتي و ترديدهايي در اين نوع شناخت وجود دارد . ابهام موجود در اين زمينه به اقدامات و فعاليت هاي مخرب آنارشيست ها در اواخر قرن نوزده بر مي گردد که در نتيجه اين اعمال ، احساس عموم نسبت به مجرم سياسي تغيير پيدا مي کند و با اين توصيف رويکرد کشورها ،اين است که ضمن ملايمت با مجرم سياسي، کيفر جرايم سياسي هم بايد جنبه ترذيلي نداشته باشد . ريشه گرايش به ارفاق در زمينه جرايم سياسي ، درمناعت طبع و انگيزه مجرم سياسي است . تا آنجايي که برخي مجرمان سياسي را مجرمان آرسيتوکرات ناميده اند .

از اين بخش از بحث اين گونه به نظر مي رسد که مجرمين سياسي و يا جرم سياسي از دوران هاي قديم با شکل گيري اجتماعات و روابط بشر با دولت ( حکومت ) پديدار گشته ولي نکته ي مهمي که مطرح است اين است که چه فردي را با چه نوع عمل خطايي مي توان مجرم سياسي ناميد و اين که اين فرد مجرم که مخالفت يا عنادي عليه حکومتش داشته چه نوع مجازاتي بر اساس چه قانوني در انتظارش مي باشد ؟

فصل دوم : جرم سياسي چيست ؟

در ابتدا لازم است تعريفي از جرم سياسي ارائه داد تا بهتر به نوع جرم و چيستي آن پي برد . از ديدگاه علماي حقوق ، جرم سياسي به عمل مجرمانه اي گفته مي شود که با هدف واژگون کردن نظام سياسي ، اجتماعي و بر هم زدن نظم و امنيت کشور ارتکاب يابد3 .[3] پس جرم سياسي هر عمل مجرمانه اي است که نتيجه ي آن سرنگوني نظام سياسي و اجتماعي و صدمه به زمامداري کشور ها يا به مقامات سياسي و رئيس کشور باشد. اين جرم ممکن است به تنهايي يا به همراه ساير جرايم عمومي اجتماعي و امنيتي اتفاق بيفتد . جعفر لنگرودي حقوقدان شهير ايراني جرم سياسي را اين چنين تعريف کرده است :

(( جرم سياسي، به معناي اخص، جرمي است که مخالف نظام سياسي يا داخلي کشور باشد مانند توطئه براي تغيير شکل حکومت )) .

يک حقوقدان خارجي با نام تربوتين جرم سياسي را اين گونه تعريف کرده است : [4] 4جرم سياسي بدون زيان رساندن به منافع شخصي افراد و بدون داشتن عنواني از جرايم اختصاصي متعرض تشکيلات عمومي کشور به منظور تغيير دادن يا مختل کردن آن تشکيلات شود . در تعاريفي که از جرم سياسي شد اختلافات بسياري در تعاريف مختلف نمود مي کند . ولي در کل در تعاريفي که حقوقدانان داخلي از جرم سياسي ارائه کرده اند غالبا انگيزه ي مجرم را ملاک سياسي بودن مي دانند در حالي که در تعاريف حقوقدانان خارجي موضوع جرم را عموما در تعيين سياسي بودن جرم ملاک قرارداده اند و همچنين هيچ کدام از تعاريف به مشروعيت نظام و حاکميت آن توجهي نشان نداده اند در حالي که درقرآن و سنت اين مساله ي بسيار مهم و اساسي مطرح است که همگان رابراي مقابله با حکومت و نظام غير مشروع فرا مي خواند تعريفي که توسط کنفرانس بين المللي حقوق جزا در سال 1935 (کپنهاگ)ارائه شده جرايمي که عليه تشکيلات و انجام وظايف مهم و اساسي کشور انجام مي گيرد و همچنين جرايمي که عليه حقوق سياسي افراد کشور صورت ميگيرد جرايم سياسي به حساب مي آيند5 .[5] به نظر مي رسد که در تعاريفي که از اين جرم از سوي حقوقدانان و مجامع مختلف بين المللي مطرح شده: گروهي هدف را معيار تشخيص مي دانند و دسته اي ديگر انگيزه را و برخي ديگر معتقدند که هر جرمي که بر خلاف قواعد مربوط به حفظ امنيت داخلي(يعني امنيت حکومت و دستگاه رسمي مملکت) باشد سياسي است.





نويسنده:فرشته شادمان پور





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان