بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,077

اهل ذمه-قسمت سوم(قسمت پاياني)

  1390/10/14
خلاصه: اهل ذمه-قسمت سوم(قسمت پاياني)
ذ: استعانت از کفار اهل کتاب در جنگ و جهاد اسلامي
طبق سيره عملي پيامبر در جنگ هوازن از صفوان بن اميه که هنوز مسلمان نشده بود کمک گرفتند و يهوديان بني قينقاع را در يکي از جنگ ها شرکت دادند و براي آنها سهمي از غنائم در نظر گرفتند.
با مسيحيان نجران در متن پيمان نامه شرط کرد که در موقع جنگ مقادير معيني سلاح به صورت عاريه در اختيار مسلمانان قرار دهند (علامه حلي 1/410؛ بيهقي 9/379؛ سرخسي 10/24)
رسول خدا گاهي با آنها پيمان مي بست (قبيله بني نضير ـ بني قريظه) تا از نيروهاي آنها عليه کفار استفاده کند و يا درخواست نماينده اي از آنها مي نمود (آل عمران /61) و پيمان مي بست، ولي هيچ وقت به آنها فرصت فرادستي نمي داد. اسلام به همه کفار و اهل کتاب بدبين نبوده بلکه با آنها که ميل سلطه داشتند ناسازگاري داشته است، اما استفاده از اهل ذمه آن هم به شکل بطانه بلکه به شکل نيروهاي کارگزار و متخصص به شکلي که حکومت اسلامي حالت سلطه و نظارت را از دست ندهند منعي ندارد، سيره نبي اکرم هم همينطور بوده است.
فرمانرواي شهر ايله (يوحنا بن رويه) را در حالي که صليب طلا به گردن آويخته و از مقر فرمانروايي خود به همراه هديه اي براي حضرت به تبوک آمده بود به خدمت پذيرفته و هديه اي نيز به او مي دهند (همين طور فرمانرواي دومه الجندل ـ آليدر) کارگزار و باج گذار پيامبر مي شوند و در دين خود باقي مي مانند البته به شرط عدم تسلط در امور مسلمين (ابن هشام 2/526؛ حلي 21/160؛ ابن منصور 3/160)

ط: حق حبس
حبس و مجازات ذمي جز به حکم قانون جايز نيست زيرا دستور کلي در شريعت اسلامي اين است که هيچ کس جريمه و عقوبت نخواهد شد مگر به نص شرع و به مقتضاي نصوصي که وارد شده است دولت اسلامي بايد از ذمي حمايت کند بنابراين بدون دليل و يا ارتکاب جرم نمي شود آنها را عقاب داد (ابن منظور 3/312؛ عفيف عبدالفتاح /274؛ ابن کثير 4/29)

ظ: آزادي انتقال، اقامت و حق مسکن
اهل ذمه و اقليت هاي مذهبي مي توانند در دارالسلام در هر جايي که بخواهند اقامت نمايند زيرا آنها از اهل دارالسلام هستند و در استفاده از اين حق آزادي باشند، در اين مورد استثنائاتي وجود دارد، فقها گفته اند بلاد اسلام سه قسم است حرم، حجاز و ديگر شهرها.
در خصوص دو قسم اول احکام خاصي وجود دارد طبق حديث نبوي دو دين در جزيره العرب نبايد جمع شوند. طبق نظر فقهاي عامه و شيعه اقليت هاي مذهبي حق موطن در حجاز را نداشته مگر به منظور تجارت وارد اين مکان شوند. همچنين ذمي مي تواند از کشورهاي اسلامي مثلا به قصد تجارت خارج و دوباره مراجعت نمايد مگر اينکه بخواهد به دارالحرب ملحق شود.
ذمييون از حرمت مسکن نيز ممتنع مي شوند و هيچکس حق ندارد بدون جلب رضايت آنان وارد منازل آنها شده و تصرف نمايد لذا محل زندگي آنها محترم بوده و بايد رعايت حقوق آنها بشود و تعدي صورت نپذيرد.

چ: حق استفاده از بيت المال
اقليت هاي ديني مي توانند از ارفاقات دولتي از قبيل مواصلات، ارتباطات، روشنايي و آب هاي مشروب و امثال اينها بهره مند شوند، طبق حديث شريف الناس شرکاء في الماء و الکلاء و النار کلمه ناس مطلق بوده و همه را شامل مي شود و طبق حديث کلکم راع و کلکم مسئول عن رعيته دولت اسلامي کفالت تمام مردم تحت حکومت خود را دارد و منحصر به مسلمانان نمي شود و خود توجه پيامبر به ذميان و کمک رساني به فقرا از آنها تحت عنوان صدقه نشانگر مطلب است، شيباني روايت مي کند در قحطي مکه پيامبر دستور داد براي اهل آنجا کمک رساني مالي شود تا در بين فقرا توزيع گردد در حالي که در آن موقع اهل مکه جزء مشرکين بودند پس ذمي ها اولي به مشرکين در استفاده از اموال عمومي اند.

منابع
1. ابن سعد، طبقات الکبري، ج 1، بيروت، دارصادر، 1405ق؛
2. ابن کثير، سيره النبويه، بيروت، دارالاحياء التراث، 1383ق؛
3. ابن منظور، لسان العرب، ج 3و 14، داراحياء التراث العربي، نشر ادب الحوزه، 1405ق؛
4. ابن هشام، سيره النبويه، ج 2، داراحياء التراث، بيروت، بي تا؛
5. ابويوسف، يعقوب بن ابراهيم، کتاب الخراج، بيروت، دارالمعرفه، 1399ق؛
6. البحر عاملي، محمدحسن، وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشرعيه، ج 11، تصحيح شيخ عبدالرحمان رباني شيرازي، بيروت، داراحياء التراث، بي تا؛
7. بخاري، صحيح بخاري، ج 1، مطبعه ميمنيه، مصر ، 1307ق؛
8. بلاذري، احمد بن يحيي، فتوح البلدان، تصحيح رضوان محمد رضوان، بيروت، دارالکتب العلميه، 1398ق؛
9. البهوتي، منصور بن يونس بن ادريس، کشف القناع عن متن الاقناع، ج 3، مکتبه النص الحديثه، الرياض؛
10. بيهقي، احمد بن حسين بن علي، سنن الکبري، ج 9، بيروت، دارالمعرفه، 1356ق؛
11. رئيسي، ضياء الدين، خراج و نظام هاي مالي دولت اسلامي، ترجمه فتحعلي اکبري، بي نا، بي تا؛
12. الزبيدي، محمدمرتضي، تاج العروس من جواهر القاموس، ج 8 و 9 و 10، مکتبه الحياه، بيروت، بي تا؛
13. الشيخ الهوريني فيروزآبادي، نصر، قاموس المحيط، ج 4؛
14. الطريحي، فخرالدين، معجم البحرين، تحقيق السيد احمد الحسيني، ج 3، دوم، مکتب نشر الثقافه الاسلاميه، 1408ق؛
15. عبدالکريم زيدان، الذميين و المستأمنين، بي نا، بي تا؛
16. عفيف، عبدالفتاح، روح الدين الاسلامي، دارالکتب الاسلامي، لبنان، بي تا؛
17. علامه حلي، جمال الدين حسن بن يوسف، تذکره الفقهاء، بي نا، المکتبه المرتضويه، بي تا؛
18. علامه طباطبائي، محمدحسين، الميزان، ج 7، ترجمه سيدمحمدباقر موسوي همداني، بنياد علمي و فرهنگي علامه طباطبائي، 1362ش؛
19. الفراهيدي، ابي عبدالرحمن الخليل بن احمد، کتاب العين، ج 1، تحقيق مهدي المخزومي، ابراهيم السامرائي، صدر، دارالهجره، دوم، 1409ق؛
20. کلود اکبر کليبار، نهادهاي روابط بين الملل، ترجمه هدايت الله فلسفي، فرهنگ نشر نو، تهران، 1368ش؛
21. مارسل بواذار، اسلام و حقوق بشر، ترجمه محسن موبدي، بي تا؛


مشاوره حقوقی رایگان