بسم الله
 
EN

بازدیدها: 897

چشم اندازى به ضرورت تحوّل فقاهت از نگاه مقام معظم رهبرى-قسمت اول

  1390/10/5
خلاصه: چشم اندازى به ضرورت تحوّل فقاهت از نگاه مقام معظم رهبرى-قسمت اول
بر اساس گواه هاى استوار و دليل هاى محکم, فقاهت هماره با تحول و نوآورى درآميخته و همراه بوده است.
دامن گسترى فقه و به درآمدن آن از دايره محدود و چهارچوبى که کتاب هايى چون: مقنع و مقنعه براى آن ترسيم کرده بودند, به ساحت و عرصه اى بس فراخ و با چشم اندازى بس گسترده و بحث هاى پرشاخ و برگ و فرع هاى گسترده و پردامنه که در کتاب هايى بسان جواهر و مکاسب جلوه گر شده و نمود يافته گواه اين سخن است.
در هر برهه اى که فقيهى ژرف انديش, کاونده, همه سونگر و زمان شناس, دست به ابتکار و نوآورى در شيوه استنباط زده است به ژرفا افزوده و به ميزان درخورى, در ساحت مقدس فقه, بالندگى و پويندگى آفريده است و گاه تلاش او در ساحت فقاهت, نقطه آغازى شده براى تحولى مهم در سير تکاملى فقه.
در اساس به کارگيرى تمام تلاش و توان و تکاپوى بسيار براى فهم درست احکام دين, که معناى حقيقى اجتهاد است نمى تواند با ايستايى و جمود بر روش پيشينيان پا بفشرد و هموار باشد. نوآورى و تحول همه سويه در روش, جزو حقيقت اجتهاد است.
جلوه گرى, رخشانى و پرتوافشانى چهره هاى آفتاب گون پردرخششى همچون: ابن عقيل, شيخ طوسى, ابن ادريس, علامه حلّى, محقق حلّى, محقق کرکى, محقق اردبيلى, صاحب جواهر, شيخ انصارى و… بر تارک تاريخ فقه, بدان سبب بوده که موج آفريده اند, طرح نو در افکنده اند, سکون و رکود را برنتافته اند, پوسته عادت ها را شکافته و در روش استنباط, راه هاى نارفته را رفته اند. اين پديده بزرگ در تاريخ فقاهت دوره هاى بالنده و پوينده را رقم زده است و هر دوره اى با شاخصه ها و ويژگيهايى.
و امروز نيز اگر خيزش بزرگ پاس داشته شود, خيزش ها پديد خواهد آمد و زمينه و بستر را براى حرکت هاى فقهى بزرگ, مهيا خواهد ساخت.
برپايه همين نقش آفرينى است که تحول و تکامل فقاهت و روش استنباط, همواره جايگاهى مهم در مطالبات رهبر فرزانه انقلاب از حوزه داشته است. و معظم له کراراً بر ضرورت توجه به آن و تأثيرى که مى تواند داشته باشد تأکيد فرموده اند.
فقاهت, يعنى شيوه استنباط, خود اين هم به پيشرفت احتياج دارد. اين که چيز کاملى نيست, بلکه متکامل است. نمى شود ادعا کرد که ما امروز ديگر به اوج قله فقاهت رسيده ايم و اين شيوه, ديگر بهتر از اين نخواهد شد. نه, از کجا معلوم است؟ شيخ طوسى ملّاى با آن عظمت, فقاهت داشت. فتاواى ايشان را در يک مسأله فقهى ببينيد. امروز کدام مجتهد حاضر است آن گونه بحث کند؟ آن فتاوا ساده و سطحى است. مجتهد امروز, هرگز راضى نمى شود که آن طور کار کند و استنباط نمايد. فقاهت در دوره هاى متعدد تکامل پيدا کرده است. آذرماه /74

چرايى تحول در روش اجتهاد
نيازهاى روزافزون و عرضه شدن آنها به فقه, مسائل نوپيدا و بروز و ظهور آنها در گردونه زندگى, نظام شکل گرفته بررأس هِرَم احکام و ارزشهاى اسلامى, بايستگى دگرگونى در ساحت فقاهت را بيش از هر زمانى, در کانون توجه ها و نگاه ها و در درجه نخست اهميت قرار داده است.
امروزه با اين که سه دهه از طلوع فجر انقلاب اسلامى مى گذرد و زمينه از هر جهت براى به حقيقت پيوستن عينى فقه مهيا بوده, هنوز راه هاى نرفته بسيار است و پرسش هاى بى پاسخ انبوه.
فقه که کار اصلى ما است, به زمينه هاى نوظهور گسترش پيدا نکرده يا خيلى کم گسترش پيدا کرده است. امروز خيلى از مسائل وجود دارد که فقه بايد تکليف اينها را معلوم کند, ولى معلوم نکرده است. 16 /9 /74
حال, جاى اين پرسش است که گره کار کجاست؟ آيا فقه ناتوان است و يا فقيهان و يا فقاهت؟
از آموزه هاى اسلامى و زلال آيه ها و روايات معصومان بر مى آيد فقه در دعوى خود: داشتن برنامه زندگى از گهواره تا گور صادق است و اين ادعا به دور از گزافه است.
اما درباره توانايى فقيهان بايد گفت: از کارنامه, تلاش و تکاپو, شور و نشاط آنان به دست مى آيد فقيهان توان عرصه دارى را به تمام و کمال دارند و مى توانند شکوه بيافرينند و بى خستگى و رخوت کار را به فرجام برسانند.
پس گره کار در ناتوانى و کم کارى نيست بلکه در درست کار نکردن است و توان و نيرو را در راه ثمرده و نتيجه بخش و راه گشا, به کار نبردن است. ناتوانى در فقاهت است. اگر فقاهت, سازوار با دگرگونى هاى زمان, دگرگونى بيابد, بى گمان فقه به بسارى از پرسش ها پاسخ خواهد داد.
معمار انقلاب, با تجربه علمى و عملى که داشت, بن بست شکنى و راه گشايى را در دگرگونى در فقاهت و اجتهاد اعلام کرد:
اجتهاد مصطلح, براى اداره جامعه کافى نيست.1
البته بن بست شکنى و بيرون آمدن از دايره اجتهاد مصطلح, خود به خود براى فقيه به دست نمى آيد.
با رويارويى با دشوارى ها, گرفتارى هاى مردم و جامعه و انديشه و تلاش و درنگ براى حل ّ آنهاست که ناکارآمدى اجتهاد مصطلح خود را مى نماياند و نمايان شدن اين ناکارآمدى براى فقيه دستاورد بزرگى است و با آن راه برون رفت براى وى آشکار مى شود; از اين روى امام خمينى خطاب به عالمان دين و حوزه هاى دينى مى گويد:
روحانيت, تا در همه مسائل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد, نمى تواند درک کند که اجتهاد مصطلح براى اداره جامعه کافى نيست.2
مقام معظم رهبرى نيز بر اين باور است که رشد و بالندگى فقه و توان مندى آن در پاسخگويى به نيازهاى حکومتى و اجتماعى, بسته به پديدآوردن دگرگونى ژرف و همه سويه در فقاهت است.
فقاهت يعنى شيوه استنباط, خود اين هم به پيشرفت نياز دارد… فقاهت در دوره هاى متعدد تکامل پيدا کرده است… چه دليلى دارد که فضلا و بزرگان و محققان ما نتوانند بر اين شيوه بيفزايند و آن را کامل کنند.
اى بسا, خيلى از مسائل, مسائل ديگرى را در بر بگيرد و خيلى از نتايج عوض گردد و خيلى از روش ها دگرگون شود. روش ها که عوض شد جواب هاى مسائل نيز عوض خواهد شد و فقه طور ديگرى مى شود اين از جمله کارهايى است که بايد بشود. آذر /74





نويسنده:محمدحسن نجفى راد





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان