بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,086

يک پرونده(68):کودک آزاري

  1390/10/1
خلاصه: يک پرونده کودک آزاري
بسمه تعالي

رياست محترم دادگاه عمومي شعبه 1109 تهران

در تيرماه سال جاري خبري در روزنامه ايران جلب نظر مي کند که کودک 3 ساله اي مورد ايذا و آزار قرار گرفته، ضربات و صدمات به گونه ايست که آثار آن بر بدن طفل نمايان و کودک خردسال در بيمارستان به لحاظ تشنج بستري مي گردد. نظر به اينکه اوليأ طفل مظنون در اين حادثه بودند رئيس حوزه قضايي به صورت مکتوب در راستاي تکليف قانوني خود تعقيب جدي موضوع را خواستار و پيگيري را به اينجانب محول نمودند. از آنجايي که در سيستم دادگاه عمومي و انقلاب تعقيب و تحقيق و جمع آوري دلائل بر عهده قاضي محترم دادگاه صالح به رسيدگي است امروز اولين جلسه دادرسي پس از اعلام تکميل تحقيقات در شعبه 1109 دادگاه عمومي تهران تشکيل شده است.

و با عنايت به اوراق و مضبوطات پرونده و نتايج حاصل از تحقيقات محکمه اينجانب در مقام تبيين شکايت به اداي توضيح مي پردازم آنچه که از نتايج تحقيقات پرونده مستفاد مي گردد قرباني و مصدوم اين پرونده کودک معصومي است که به لحاظ اختلافات پدر ومادرش از نعمت کانون مشترک محروم شده چون سه سال پس از ازدواج، پدر و مادرش به لحاظ اختلافات از هم جدا مي شوند و مادر طفل اگر چه از نظر قانوني داراي حق حضانت بوده اما به سبب معاذير مختلف مادي ومعنوي استنکاف از نگهداري طفل خود مي نمايد و بالاختيار از اين حق صرفنظر و فرزند خود را به پدر تحويل ميدهد.اين شناسنامه اي مختصر از واقعه که بيان شد.

نکته قابل توجه ديگر اينکه مطالعات در خصوص موضوع کودک آزاري مبين اين مطلب است که عمدتا آزار جسمي کودکان به صورت غير متعارف از سوي اعضأ خانواده يا آشناي خانوادگي انجام گرفته ومي گيرد. مطالعه اي که در مورد 2240 نوجوان دبيرستان در تهران انجام شد تعداد 1362 نفر حدود 60% به 1600 مورد کودک آزاري اشاره کردند از قبيل سيلي خوردن 48% - کتک خوردن با چوب يا وسايل ديگر 17% - لگد زدن 15%-پرت کردن 10% - گاز گرفتن 4%. اما آمار فوق بيانگر اين است که کمتر کودک آزاري غير متعارف به وسيله شخص پدر يا مادر انجام گرفته و اين هم بي دليل نيست زيرا ترديدي نيست که جايگاه والدين در شريعت ما، مقامي منيع و بلند و قابل احترام است واين رابطه عمدتا خارج از الزامات ناشي از مقررات و قوانين و کنوانسيون هاي مختلف مي باشد.

و مي توان ادعا نمود که در اغلب کشورها و در ميان همه ملتها با هر نوع رسم وآئين برگرفته شده از عاطفه اي مقدس و عجين شده با لحم و دم دو طرف است، پدر و فرزند دو واژه زيبا و متعالي و رابطه اين دو مشحون از عشق و قداست است، در همه زبانها به محض اينکه کودکي به تکلم مي آيد، به لحاظ همين رابطه و صميميت است که لفظ بابا از کودک تازه به حرف آمده استماع مي شود. زين في عين والده ولده: کودک با هر چهره و منظري در چشم بابازيبا جلوه مي کند.هرچند که طفل زشت باشد در چشم پدر بهشت باشد.

و به قول ضرب المثل لاتين: no fathers or no mothers their childern ugly هر کسي بر شعر و بر فرزند خود مفتون بود. like father . like sonاما همان گونه که عرض شد درصد کمي از کودک آزاري غير متعارف را در ميان پدر و مادر واقعي مشاهده مي کنيم. مع الاسف در اين پرونده حسب تحقيقات حاصله از اقدامات دادگاه محترم ما شاهد يک استثنأ هستيم و در اينجا بايد نسبت به همه پدران و مادران با عاطفه ايراني اعتضار خودم را اعلام دارم که تحقيقات تفصيلي دادگاه نشان مي دهد اين بار جاي شاکي و متشاکي عوض شده و گويا انقلاب دعوي صورت گرفته است . مناسب بود در جايگاه شاکي پدر مي ايستاد و از ملال و رنج و شکنجه طفل سه ساله خود زبان تظلم خواهي مي گشود و از آثار کبودي و سياه شدن قسمتهاي مختلف بدن طفل معصومش دادخواهي مي کرد معهذا محکمه محترم به اين استثنأ تاکنون رسيده که پدر را به عنوان آزار دهنده و صدمه زننده به فرزند خود در جايگاه متهم بنشاند واز او استنطاق کند.ولي پدري که در خصوص شرايط ولايتش آمده الظاهر لايشترط العدالة في ولاية الاب و الجد لکن متي ظهر له ولو بقرائن الاحوال الضرر منهما علي المولي عليه عزلها و منعهما من التصرف في امواله.

غير از قوانين داخلي ما در پيمان جهاني حقوق کودک که در تاريخ 25 خرداد 73 ايران به آن ملحق شد و از تاريخ 21 مرداد 73 مفاد پيمان در ايران لازم الاجرا گرديده در مواد 19 و 39 آن تصريح شده که بايد اين نوع کودکان آزار ديده تحت حمايتهاي مختلف قانوني قرار گيرند. پدر اين کودک تا کنون 2 بار تشکيل خانواده داده است که با مراجعه به سوابق و بازجويي ها و پرونده هاي متشکله در اليگودرز ايراد صدمه وي از جمله علل جدايي بوده به گونه اي که مادر کودک در بازجويي مورخ 4/4/79 دادگاه عمومي شعبه 4 [...] همراه با مادرش خانم [...] به تفصيل به شرح چگونگي ايراد ضرب و جرح همسر سابق خود پرداخته است. همسر فعلي او به تفصيل در بازجويي مورخ 24/4/80 از نحوه کتک کاري شوهرش پرده برداشته و اينکه وي نيز سابقه مراجعه به پزشک به لحاظ شکستگي و ايراد صدمه دارد مدارکي ارائه نموده و شرح آن در پرونده مضبوط است.

يکي ازشاغلين نيروي انتظامي که باعث شده آقاي مهدي که در گذشته ظاهرا به لحاظ سختي معيشت و نياز مادي و مالي کليه خود را بفروشد براي او کاري دست و پا کند واو را به عنوان راننده به کار بگيرد در بازجوئي مورخ 26/4/80 خود از عصبيت شديد مهدي و درگيري او با ساير پرسنل سخن مي گويد.کسي که در يکي از باشگاه هاي فرهنگي ورزشي تهران، قسمت موتوري همکار او است از عصبانيت و درگيري مکرر خود با وي سخن گفته است. در آماري که به اطلاع رسيد دخالت پدر و مادر والدين اصلي طفل در آزار غير متعارف محدود اما نوع آزار به شکل گازگرفتگي هم در صد پائيني است.اما در اين پرونده ما هردو استثنأ را مي بينيم. «نظريه مورخ 21/4/80 پزشکي قانوني اعلام مي کند طبق مشاوره به عمل آمده با دندانپزشک سازمان پزشکي قانوني کشور آثار گازگرفتگي در حال محو در ساق پاي راست وبازو و ساعد دست چپ مشهود است که با توجه به مرور زمان اظهارنظر قطعي و صريح ميسر نمي باشد ولي با تطبيق فاصله دندانهاي پيشين متهمين با محل گاز گرفتگيها در حال محو گاز گرفتگيهاي ساق پاي راست است وبازوي دست چپ مي تواند مربوط به مهدي (پدر کودک) باشد. »

هر کسي اين ماجرا را بررسي کند ابتدا اين مطلب به ذهن او متبادر شود که شايد عامل ماجرا مشکل رواني دارد که خوشبختانه دادگاه با ارجاع موضوع به کميسيون روان پزشک پاسخ شبهه احتمالي را داده اند و اعلام کردند که متهم جنون و اختلال حواس ندارد. با توجه به اينکه تطبيق عمل ارتکابي با مواد قانوني بر عهده دادگاه محترم است حکم مقتضي مورد استدعاست. آنچه مسلم است تقاضاي ما قطع رابطه پدر و فرزند نيست چون هم فرزند و هم پدر هر دو نيازمند به ارتباط با هم هستند و مسلما فرزند بيشتر نيازمند است اگر در ظل حمايت پدر خود رشد نمايد درآتيه او موثرتر است لذا تقاضا مي کنم بعنوان مجازات تکميلي، پدر تحت آموزش اجباري قرار گيرد تا نسبت به وظايف پدري آشنا شود. از اين فرصت استفاده مي کنم تقاضا دارم به وسيله ارباب جرائد و صدا و سيمااين موضوع مورد تأکيد و تبليغ قرار گيرد. در خرداد سال 77 يک همايش باعنوان گردهمايي جستجو آينده با موضوع کودک آزاري با همکاري دولت ويونيسف در تهران برگزار شد در گزارش اين سمينار آمده که افرادي از سازمان هاي غير دولتي، خانواده ها، رسانه هاي گروهي، مقامات قضائي، سازمان بهزيستي کشور و وزارت بهداشت، وزارت آموزش وپرورش و همچنين پژوهشگران ودانشگاهيان شرکت داشتند.

گروههاي مزبور از ملحق شدن ايران به پيمان جهاني حقوق کودک وافزايش آگاهي نسبت به شناخت کودک آزاري به عنوان معضل اجتماعي در ايران همچون ساير کشورها ابرازخشنودي کردند. شرکت کنندگان از کمک رسانه ها در کشف مواردي از کودک آزاري، که بدون گزارش آنها پنهان مي ماند، ابراز رضايت کردند. آنان از اينکه قوانين موجود به دليل ناآگاهي و عدم تخصص کافي در ميان کساني که قاعدتا مسئول مراقبت از کودکان هستند نتوانسته است از کودکان حمايت کافي به عمل آورد ابراز تأسف کردند. نظر کلي اين بود که براي روشن ساختن و حل مسائل پيچيده اجتماعي مربوط به کودک آزاري آموزش بيشتر مورد نياز است. گردهمايي با تاکيد بر راهبردهاي مشخص براي آينده خاتمه يافت. اين راهبردها عبارت بودند از:

? آموزش فشرده معلمان، والدين و کودکان از طرق گوناگون در زمينه حق برخورداري کودکان از حمايت در مقابل آزار.

? افشاگري حساسيت برانگيز و مسئولانه رسانه ها و پيگيري موارد کودک آزاري.

? ايجاد يک مرکز دريافت اطلاعات در زمينه موارد کودک آزاري و تبليغ وجود آن.

? آموزش معلمان مدارس و کارکنان مراکز بهداشت براي شناخت و گزارش مواردکودک آزاري.

? ايجاد يک خط تلفن اضطراري (hot line)مخصوص مشاوره و حمايت از کودکان آزار ديده.

? اجراي يک طرح بهداشتي رواني براي پيشگيري از کودک آزاري توسط والدين و مسئولين مراقبت از کودک .

? حصول اطمينان از اعطاي حق حضانت فرزندان فقط بر اساس صلاحيت هر يک از والدين.

? تسريع در رسيدگي به پرونده هاي مربوط به کودک آزاري در مراجع قضايي.

? آموزش و ايجاد حساسيت قضايي.

? بازنگري قوانيني که تحت عناويني چون حفظ اقتدار بزرگسالان بر کودکان امکان کودک آزاري رافراهم مي آورد.

در خاتمه لازم ميدانم از خبرنگاران ساعي روزنامه ايران که نقش مناسبي در انعکاس موضوع داشتند تشکر خود را اعلام و اميدوارم نتيجه اين دادگاه به گونه اي باشد که کمتر شاهد اين گونه وقايع باشيم.

بتاريخ 21/7/80

پرونده کلاسه 80/818

دادنامه 1448- 21/7/80

مرجع رسيدگي شعبه 1109 دادگاه عمومي تهران

شکات 1- معاونت محترم دادگستري کل استان تهران

2- خانم [...] مادر و قيم اتفاقي مجني عليها با وکالت آقايان [...] و [...]: خ - انقلاب ...

متهمين 1- مهدي : خ - استاد ...

2- اکرم : تهران تهرانسر...

اتهام - ايراد ضرب و جرح عمدي

راي دادگاه: در اين پرونده 1- آقاي مهدي ، 23 ساله، راننده، اهل و ساکن تهران، آزاد بقيد توثيق وثيقه 2- خانم اکرم26، ساله، خانه دار اهل و ساکن تهران، آزاد بقيد توثيق وثيقه متهمند به ايراد ضرب و جرح عمدي بدفعات متعدد نسبت به کودک سه ساله [...] منتهي به شکستگي دنده هاي کودک و جراحات و کبوديهاي متعدد و خونريزي مغزي، خلاصه جريان پرونده بدين قرار است که مقارن ظهر مورخ 11/4/80 به نيروي انتظامي اطلاع داده مي شود که کودک سه ساله اي که شکنجه شده در مرکز طبي کودکان به بيمارستان اما خميني (ره) بستري گرديده است. بلافاصله گشت کلانتري 148 انقلاب بمحل اعزام مشاهده مي کنند کودک در بخش مراقبتهاي ويژه بستري است داراي کبوديها و آثار گازگرفتگي هائي متعدد بوده و بگفته پزشکان از ناحيه جمجمه بوده و شکستگي هاي قديمي از ناحيه دنده نيز دارد. مأمورين انتظامي پدر کودک (متهم رديف اول) را به کلانتري دلالت نموده نامبرده اظهار داشت نامادري طفل (متهمه رديف دوم) بچه را مورد ايراد ضرب و جرح قرارد داده و علت آنرا دستشوئي بچه عنوان نموده و اضافه کرده فعلا شکايتي از نامادري ندارد. متعاقب انعکاس اين موضوع در يکي از روزنامه هاي صبح بلحاظ عدم اعلام شکايت ولي بچه، حسب الامر رياست محترم دادگستري کل استان تهران، معاونت محترم دادگستري استان تهران تقاضاي تعقيب جدي قضيه را نمودند و با توجه به بمحل اقامت زوجين که محل وقوع جرم بوده پرونده به مجتمع قضائي هاشمي ارجاع و جهت رسيدگي به اين دادگاه محول گرديد دادگاه جهت کشف حقيقت دستور انجام تحقيقات کامل از زوجين و بستگان نزديک آنان و همسايگان را صادر و نظريه پزشکي قانوني و مسئولين بيمارستان را خواستار گرديد.

در تحقيقات معموله از خانم اکرم (متهمه رديف دوم و نامادري) نامبرده اظهار داشت شوهرش داراي ناراحتي عصبي است و بارها کودک سه ساله را مورد ايراد ضرب و جرح قرار داده و در پاسخ اعتراضات وي مي گويد صاحب اختيار بچه اش ميباشد و او نيز از ترس تهديدات شوهرش تا کنون اقدامي نکرده است و علت بروز واقعه اي که منجر به بستري شدن طفل در بيمارستان شد را بطور خلاصه چنين توضيح داده که عصر روز جمعه با شوهرش مشاجره لفظي کرده و شوهرش پس از کتک زدن او وارد اتاق بچه شده درب اتاق را قفل کرده و سپس بچه را مورد ايراد ضرب قرار داده است روز بعد کودک رنگ پريده و بدحال بوده ليکن او از ترس شوهرش کودک را به مرکز درماني نبرده صبح روز يکشنبه که قصد رفتن به منزل پدرش را داشته و کودک نيز در حال خوردن بيسکويت بوده مشاهده کرده که [...] بي حال بزمين افتاده که وي با کمک همسايگان بچه را به بيمارستان منتقل کرده است. از والدين زوجين و بستگان نزديک آنان نيز تحقيق گرديد ليکن هر کدام از آنان بطرفداري از يکي از زوجين ديگري را در اين واقعه مقصر و مجرم دانسته اند البته بعضي از بستگان زوج خصوصا پدر بزرگ و پدر وي خصوصيات اخلاقي پسرشان را تأييد نکردند و اظهار داشتند که هيچکدام از زوجين صلاحيت نگهداري کودک را نداشته اند همسايگان نيز اطلاع دقيقي از ماجرا نداشته اند دادگاه با توجه به انتساب اتهام به زوجين در مورد آنان قرار وثيقه صادر که با سپردن وثيقه آزاد گرديدند دادگاه با توجه به اظهارات متناقض پدر و نامادري کودک و با توجه به وقوع جرم در داخل حريم خانه و بدور از چشم ديگران، تحقيقات کامل در خصوص سوابق اخلاقي و اجتماعي و رواني متهمين را ضروري تشخيص داده و با توجه به اينکه پدر کودک خود متهم به ايراد ضرب و جرح عمدي عليه طفل بوده مادر واقعي کودک (همسر سابق متهم) از سوي دادگاه بعنوان قيم اتفاقي تعيين و کودک موقتا جهت نگهداري به وي واگذار گرديد و متعاقبا مشاراليه ها بعنوان قيم اتفاقي از پدر بچه (متهم رديف اول) به اتهام ايراد ضرب و جرح عمدي اعلام شکايت نمود.

به دفعات متعدد زوجين و کودک به پزشکي قانوني معرفي شدند که جمع نظريه هاي پزشکي قانوني و پزشکان معالج بدين شرح است که کودک متعاقب صدمات همزمان وارده و استرس ناشي از آن دچار تشنج و کاهش هوشياري شده که منجر به بستري شدن وي در بيمارستان گرديده است و صدمات و جراحات وارده به کودک بدين قرار است: کبود ي ساق پاي راست زانوي چپ - پشت پاي چپ هر دو طرف صورت و اطرف چشم و شانه راست خراشيدگي هاي حارصه مدور (گازگرفتگي) در ساعد چپ بازوي چپ مچ دست چپ و ساعد راست سمت چپ گردن و قفسه سينه و پشت تنه و مخاط دهان و خونريزي اطراف پرده سخت شامه مغزي و شکستگي ترميم يافته دنده هاي هشتم چپ در قوس قدامي و قوس خلفي دنده هاي نهم و دهم چپ و قوس قدامي دنده هاي چهارم و پنجم راست مشهود بوده است نتيجه بررسي در خصوص خانم اکرم بدين شرح است که نامبرده قبلا در سال 71 با شخصي بنام آقاي [...] ازدواج نموده و در سال 77 بصورت توافقي از وي جدا گرديده مضافا فرزند مشترک (پسر دوساله) بموجب توافق زوجين به پدر واگذار شده حسب ادعاي مشاراليه ها علت طلاق سوء اخلاق و رفتار شوهر بوده است. بلحاظ عدم همکاري شوهر سابق نامبرده تحقيقات از وي ميسر نگرديده تحقيقات از همسايگان و بستگان حکايت از حسن اخلاق و رفتار ايشان داشته است کميسيون روانپزشکي پزشکي قانوني پس از معاينه رواني از نامبرده اعلام نمودند که احتمال تحريک پذيري و عصبانيت ور فتار خشن در نامبرده منتفي نمي باشد.

نتيجه بررسي ها در مورد متهم مهدي بدين قرار است که نامبرده در سال 76 با دختر خاله اش ازدواج کرد در تمام دوران زندگيش با ايشان فاقد شغل ثابت بود حتي بدون اطلاع والدينش مبادرت به اهدأ يک کليه و اخذ يک ميليون تومان نموده همسر سابق وي (مادر [...]) و نيز خانواده اش اظهار داشتند که نامبرده داراي سوء رفتار و اخلاق بوده و همسر و فرزندش را کتک مي زده است حتي همسرش را با چاقو تهديد کرده که بايد کليه ات را بفروشي و بحکايت محتويات پرونده هاي متهم در دادگستري اليگودرز که کپي آنها پيوست اين پرونده است متهم مهدي بلحاظ ايراد ضرب و جرح عمدي منجر به شکستگي استخوان دست مادر همسرش که خاله اش بوده روانه زندان گرديد و متعاقبا با اعلام گذشت شاکيه آزاد شده و نهايتا در تاريخ 28/6/79 حکم طلاق توافقي زوجين در دادگستري اليگودرز صادر گرديدو بموجب توافق زوجين حضانت کودک به پدر واگذار شد البته خانم صغري اظهار داشته بلحاظ ترس از شوهرش و از روي اجبار حاضر بتحويل بچه به وي شده و حتي با وجوديکه حق ملاقات با بچه در راي دادگاه آمده از زمان طلاق تا زمانيکه بچه در بيمارستان بستري گرديد، با مشکلات فراوان فقط توانسته دو يا سه بار بچه را ملاقات نمايد با بررسي از محل کار متهم مشخص گرديد نامبرده حدودا دو ماه بوده که در باشگاه فرهنگي ورزش [...] به عنوان راننده مشغول بکار بوده و با تحقيقات معموله از پرسنل باشگاه اظهار داشتند که متهم از تعادل عصبي مناسبي برخوردار نبوده حتي يکي از همکاران وي تصريح نمود که وقتي با مهدي شوخي کرده او عصباني شده و وي را گاز گرفته است.

پزشک کلينيک طب ورزشي اظهار داشت مهدي چندين بار به آن مرکز مراجعه کرده و بعلل مختلف قرصهايي از جمله قرصهاي ديازپام و آمپول ديازپام دريافت نموده است. مسئول واحد مربوطه اظهار داشت متهم در اثر حالتهاي عصبي که داشته دو سه روز قبل از اين واقعه در حين انجام مأموريت تصادف مي کند و خسارت زيادي به خودرو وارد مي نمايد که هم اکنون نيز خودرو در تعميرگاه ميباشد حسب اعلام نظر کميسيون روانپزشکي پزشکي قانوني که متشکل از سه روانپزشک و يک روانشناس سازمان پزشکي قانوني و يک نفر متخصص پزشکي قانوني است متهم داراي جنون و اختلال حواس نمي باشد ليکن شواهد و سوابقي از اختلال شخصيت و رفتاري دارد که مي تواند باعث ايجاد يا تشديد اختلافات خانوادگي شود. پزشکي قانوني در پاسخ استعلام دادگاه مبني بر اينکه گاز گرفتگي توسط چه کسي انجام گرفته اعلام داشت تطبيق فاصله دندانهاي پيشين متهمين با محل گاز گرفتگي در حال محو، گاز گرفتگيهاي ساق پاي راست و بازوي دست چپ ميتواند مربوط به آقاي مهدي (پدر کودک) باشد خانم اکرم نيز مدعي بود که چند روز قبل توسط مهدي مضروب گرديد و دچار شکستگي استخوان بيني و نيز دندان شده که نامبرده به پزشکي قانوني معرفي مي گرديد و پزشکي قانوني ضمن تاييد شکستگي هاي ادعايي اعلام داشت که شکستگي ها در اثر اصابت جسم سخت بوده که جديد بنظر ميرسد البته متهم مهدي اظهار داشت همسرش در بيرون از خانه با کسي درگير شده که بلحاظ مسائلي نمي تواند اصل ماجرا را بازگو کند دادگاه پس از خاتمه تحقيقات مقدماتي در اجراي بند ج از ماده 177 قانون آئين دادرسي دادگاه عمومي و انقلاب در امور کيفري دستور تعيين وقت رسيدگي را صادر که وقت رسيدگي کليه طرفين ابلاغ گردد. در جلسه دادرسي معاونت محترم دادگستري استان بعنوان نماينده مدعي العموم ضمن اعلام شکايت از مهدي (پدر کودک )با ارائه توضيحات شفاهي ولايحه ارسالي درخواست صدور حکم بر مجازات نامبرده را نموده.

مادر کودک که به عنوان قيم اتفاقي تعيين گرديد و وکيل ايشان نيز با اعلام شکايت از نامبرده درخواست مجازات مشاراليه رانمودند متهم در جلسه دادگاه ضمن تکرار مطالب قبلي وانکار انتساب ارتکاب جرم ، ايراد ضرب و جرح عمدي را به همسرش متهمه رديف دوم منتسب نمود. بنابه مراتب مذکور در خصوص اتهام متهم رديف اول آقاي مهدي داير به ايراد ضرب و جرح متعددنسبت به کودک سه ساله اش به نام [...] با توجه به دلايل و قرائن ذيل: اولا اعلام شکايت نماينده مدعي العموم و متعاقبا شکايت قيم اتفاقي کودک ثانيا گواهي هاي پزشکي قانوني مضبوط در پرونده به شرح مذکور، خصوصا نظريه پزشکي قانوني در مورد عامل گاز گرفتگي ها که پس از بررسي هاي فني و کارشناسي، عامل آن تعداد از گاز گرفتگيهاي کاملا محو نشده را متهم دانسته است ثالثا وجود اختلال شخصيت رفتاري در متهم بدون اينکه داراي اختلال حواس يا جنون باشد که اين مطلب به صراحت در نظريه پزشکي قانوني آمده است. رابعا - وضعيت اخلاقي و رفتاري نامناسب متهم در محل کار خصوصا گاز گرفتن - يکي از پرسنل باشگاه ورزشي فرهنگي [...] توسط نامبرده که حکايت از عصبانيت بيش از حد وي دارد. خامسا داشتن سوابق ايراد ضرب و جرح عمدي نسبت به همسر سابق و مادر همسر سابقش که خاله اش بوده که منجر به شکستگي دست نامبرده گرديده است و احتمالا ايراد ضرب عمدي نسبت به همسر فعلي اش به حکايت نظريه هاي پزشکي قانوني که مضبوط در پرونده مي باشد سادسا اظهارات غير موجه و متناقض متهم و مدافعات غير موجه وي در تحقيقات مقدماتي ونيز در جلسه دادگاه و انکار کليه موارد انتسابي به وي که مستند به دلايل اثباتي بوده است سابعا ساير قرائن و امارات موجود در پرونده خصوصا مطالبي که در لايحه تقديمي نماينده مدعي العموم بدان تصريح شده است براي دادگاه علم حاصل شده که متهم مذکور مرتکب ايراد ضرب و جرح عمدي در موارد متعدد نسبت به فرزند خردسالش شده.

بنابراين ارتکاب بزه هاي انتسابي توسط مشاراليه از نظر دادگاه محرز و مسلم بوده مستندا به ماده 614 قانون مجازات اسلامي متهم مذکور رااز حيث جنبه عمومي جرم و به جهت اينکه اقدام وي موجب اخلال در صيانت جامعه شده وبيم تجري مرتکب و ديگران مي رود به تحمل دو سال حبس تعزيزي با احتساب ايام بازداشت قبلي محکوم مي نمايد و از حيث جنبه خصوصي جرم و صدمات جسماني وارده به کودک مستندا به مواد 480(بند1)و 481و484 (بندهاي ب و د) و 437 و367و495 از قانون مجازات اسلامي و با رعايت مواد 295(بند ج) و297 و تبصره ذيل آن و 302(بند الف) (304 از قانون مذکور متهم موصوف را به جهت کبودي هاي ساق پاي راست زانوي چپ و پشت پاي چپ و هر دو طرف صورت واطراف چشم وشانه راست جمعا به پرداخت دوازده هزارم ديه کامله و به علت خراشيدگي هاي حارصه مدور(گازگرفتگي) در ساعد چپ و بازوي چپ و مچ دست چپ وساعد راست و مخاط دهان جمعا به پرداخت سه صدم ديه کامله وبه لحاظ خراشيدگي سمت چپ گردن و قفسه سينه و پشت تنه به پرداخت سه صدم ديه کامله بابت ارش و به علت شکستگي هاي ترميم يافته دنده هشتم چپ در قوس قدامي و قوس خلفي دنده هاي نهم و دهم چپ و قوس قدامي دنده هاي چهارم و پنجم راست جمعا به پرداخت 104 ده هزارم ديه کامله وبه جهت خونريزي اطراف پرده سخت شامه مغزي به پرداخت مبلغ 5 ميليون ريال بابت ارش در حق مجني عليها محکوم مي نمايد انتخاب نوع ديه از ميان اعيان سه گانه موجود بر عهده محکوم عليه بوده و نامبرده مکلف است قيمت ديه منتخب را ظرف يک سال در حق مجني عليها پرداخت نمايد و با توجه به سن مجني عليها و تا زمان تعيين تکليف قطعي در مورد ولايت و حضانت کودک توسط دادگاه خانواده محکوم به پس از اخذ از محکوم عليه توسط اجراي احکام کيفري در حساب مخصوص بانکي نگهداري وتحت نظارت اجراي احکام وبا رعايت غبطه مجني عليها جهت تامين هزينه نگهداري و تربيت کودک به قيم اتفاقي کودک (مادرش) پرداخت خواهد شد. و در خصوص اتهام خانم اکرم داير به ايراد ضرب و جرح عمدي نسبت به [...] با توجه به انکار متهمه در کليه مراحل تحقيق و رسيدگي و تحقيقات معموله توسط دادگاه و فقدان ادله اثباتي و مقتضاي اصل برائت و مستندا به اصل 37 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران حکم برائت مشاراليها را صادر و اعلام مي نمايد راي محکوميت صادره حضوري بوده وظرف بيست روز از تاريخ ابلاغ، قابل تجديدنظر در دادگاه تجديد نظر استان مي باشد.



رئيس شعبه 1109 دادگاه عمومي تهران

به تاريخ 5/9/80

شماره دادنامه: 1149

کلاسه پرونده: 80/17 ت/617

مرجع رسيدگي شعبه 17 دادگاه تجديدنظر استان تهران

با حضور امضأ کنندگان ذيل:

تجديدنظرخواه: مهدي با وکالت [...] - سعادت آباد خيابان...

تجديدنظر خوانده: صغري - جاجرود...

تجديدنظر خواسته: دادنامه شماره 1448 مورخ 21/7/80 صادر از شعبه 1109 دادگاه عمومي تهران

گردشکار: دادگاه با بررسي اوراق و محتويات پرونده ختم دادرسي را اعلام و به شرح زير مبادرت به صدور رأي مي نمايد.

«راي دادگاه »

در خصوص تجديدنظرخواهي آقاي نصراله به وکالت آقاي مهدي به طرفيت خانم صغري و دادگستري استان تهران از دادنامه شماره 1448 مورخ 21/7/80 صادره از شعبه 1109 دادگاه عمومي تهران مبني بر محکوميت تجديدنظر خواه به تحمل دو سال حبس تعزيري با احتساب ايام بازداشت گذشته و پرداخت ديه و ارش در حق فرزند صغيرش خانم [...] (سه ساله) ظرف يکسال از تاريخ وقوع بزه اتهام ايراد ضرب و جرح عمدي بدفعات متعدد نظر به اينکه تجديدنظر خواهي که موجب نقض دادنامه از حيث بزهکاري و محکوميت باشد بعمل نيامده و به دادنامه هم از جهات فوق ايرادي نيست دادگاه با رد تجديدنظر خواهي دادنامه صادره را تأييد مي نمايد راي دادگاه قطعي است.

رئيس شعبه 17 دادگاه تجديدنظر استان تهران

مستشار دادگاه





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان