بسم الله
 
EN

بازدیدها: 832

بازتاب حقوق انسان در قرآن کريم-قسمت اول

  1390/9/24
خلاصه: بازتاب حقوق انسان در قرآن کريم-قسمت اول موضوع حقوق انسان در قرآن به شيوه هاى گوناگون در سال هاى اخير موضوع مقالات قرآن پژوهان قرار گرفته است اما پژوهش حاضر با رويکردى تاريخى مى تواند ديدگاه هاى تازه اى را درباره اين موضوع پيش روى خوانندگان خود قرار دهد. نخست آن که به روشن شدن ابعاد تاريخى اجتماعى سال هاى نخستين بعثت کمک کرده و قرآن را به عنوان منبعى تاريخى مورد توجه پژوهشگران قرار مى دهد. دوم آنکه مى تواند نشان دهد که مبناى دعوت نخستين اسلامى حق يا تکليف است و به خوانندگان معيارى روشن در اين باره ارائه مى کند و مسائل معنوى را نيز از حقوق انسانى به شمار آورده است.
نخستين مرحله بعثت و دعوت پيامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم با سه سال زمان، تقريباً از مراحل ناشناخته دعوت اسلامى محسوب مى‏شود. آگاهى لازم از چگونگى تحول افراد و چگونگى پذيرش اسلام از سوى آنان در منابع تاريخى و حديثى بازتابى اندک داشته است.
اما با اين همه، اهميت اين دوره کوتاه و پنهان به آن اندازه است که در آغاز سال چهارم بعثت که آن حضرت با نزول آيه انذار، دعوت علنى خود را آغاز کرد تنها نبود، بلکه گروهى تازه مسلمان همراه او بودند که هسته نخستين ياران او را تشکيل داده و در برابر همه دشوارى‏ها و مصايبى که مشرکان به آن‏ها وارد کردند ايستادگى نمودند و دعوت اسلامى را به پيش بردند.
پرسش اصلى اين است که در سه سال آغاز دعوت چه وقايعى رخ داد که موجب تحول عميق روحى نو مسلمانان شد و آن‏ها را براى پذيرش همه آزارهاى قريش آماده کرد اما براى دست کشيدن از عقيده نو هرگز؟
به دنبال فقدان منابع تاريخى و حديثى، تنها قرآن کريم به رغم آن که در تحليل‏هاى تاريخى مورخان و پژوهشگران سيره، کمتر جايگاهى درخور يافته، مى‏تواند پرتوى بر فضاى تاريک اين سه سال بيافکند. زيرا محتواى دعوت نبوى به عنوان مهم‏ترين عامل پذيرش اسلام از سوى نومسلمانان تنها در قرآن قابل دست‏يابى است. اين که در سه سال نخستين دعوت، پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم به چه مفاهيمى مردم را فرا مى‏خوانده و چه نوع سلوک فکرى و عملى را از آن‏ها مى‏طلبيده همه راز توفيق ايشان را در گسترش دعوت خود و ايجاد يک هسته اوليه مطمئن در دعوت اسلامى را روشن مى‏سازد.
پس از توحيد که نخستين و مهم‏ترين اصل اعتقادى مسلمانان است و نيز معاد که اهميت فراوانى در ترغيب و تشويق آن‏ها به انجام امور پسنديده و پرهيز از کارهاى ناپسند دارد، به نظر مى‏رسد که حقوق انسان به صورت فردى و اجتماعى از مهم‏ترين مفاهيمى است که در دعوت اسلامى وجود داشته و پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم آشکارا به نو مسلمانان نشان مى‏دهد که پايه دعوت او آشنايى انسان‏ها با حقوقشان است.
اين حقوق به ويژه در جنبه اجتماعى پر رنگ‏تر است.
البته اين نکته نيز مى‏تواند مطرح گردد که آيا براى ايجاد حرکت اجتماعى و تشکيل يک گروه معتقد به يک آرمان اجتماعى راهى به جز اين نيز وجود دارد؟ يعنى رهبر و ايدئولوگ هر جريان اجتماعى مى‏تواند به جز تکيه بر حقوق انسانى از راهى ديگر موجى اجتماعى بيافريند؟
اين پرسش از آن جهت مهم است که با مطالعه تاريخ جنبش‏ها و جريان‏هاى موفق و ناموفق اجتماعى گوناگون مى‏توان ادعا کرد که همه آن‏ها در مرحله آغازين خود بر حقوق انسانى تکيه کرده‏اند و آن گاه که به موفقيت‏هايى دست يافته‏اند از تکاليف سخن گفته و گاه از حقوق وعده داده شده نخستين پيروانشان دست شسته و از آن‏ها کاسته‏اند.
در پاسخ بايد گفت که:
با توجه به اين که دعوت پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله وسلم فراخوان‏هاى نخستين يک دعوت دينى است، که انتظار مى‏رفته تا مطالبات صرفاً معنوى و روحانى در آن از حجم بالايى برخوردار باشد و همانند دعوت‏هاى دينى مشابه، مخاطبان خود را به پالايش‏هاى روحى فراخوانده و با ارايه دستورالعمل‏هايى، طريق سلوک معنوى را به آن‏ها بياموزاند نه يک جنبش صرف اجتماعى.
اما با بررسى محتواى مراحل نخستين دعوت اسلامى مشاهده مى‏شود که حجم بسيار بالايى از موضوعات دعوت، جنبه اجتماعى داشته و آشکارا موضوع حقوق انسانى در جامعه را از ابعاد گوناگون طرح کرده است. و اين شاهد مهم تاريخى مى‏تواند ذات اجتماعى سلوک اسلامى را اثبات نمايد و نگره‏هاى صرفاً روحانى و معنوى به اين آيين را نفى کند و نيز معيار روشنى براى تشخيص ميزان هماهنگى و تطابق ميان گرايش‏هاى مذهبى بعدى در تاريخ اسلام با محتواى اصلى دعوت اسلامى باشد.
رويکرد ما در اين پژوهش به قرآن کريم برپايه اصول زير استوار است:
اول: ضمن پذيرش رويکردهاى گوناگون به قرآن کريم در اين روش به مثابه يک متن تاريخى به آن نگاه خواهد شد.
دوم: توجه به شأن نزول‏ها و ترتيب آيات و سوره‏ها برپايه زمان نزول آن‏ها بر اساس جدول موجود در کتاب «تاريخ تحول قرآن» است.
سوم: بررسى مذکور شامل سوره‏هاى تاريخى سه سال آغاز بعثت است.
چهارم: موضوع حقوق انسان (بشر) برگزيده شد تا گواهى باشد بر اثبات اين پيش فرض که آشنايى نو مسلمانان با حقوقى انسانى خود از مهم‏ترين عوامل کسب هويت تازه و تثبيت شخصيت نو آن‏ها و نيز پايدارى ايشان در برابر فشار مشرکان بوده است.
پنجم: هدف اصلى از اين مقاله ارائه تصويرى عام از بازتاب حقوق انسانى در قرآن کريم است و به تبع مقايسه و ارزش‏گذارى ميان آن‏چه در قرآن کريم از حقوق انسانى سخن گفته شده با ارزش‏هاى حقوقى تازه در روابط بشرى از حوصله اين مقاله بيرون است.
ششم: مراد از واژه حق انسان همان مفهوم عام پيدا شده در روابط فردى و اجتماعى انسانى است که لازم است هم خود بداند و رعايت کند و هم ديگران درباره او بدانند و رعايت کنند. مفهومى که محصول اختيار انسانى است و قابل استناد به او، از اين رو از طرح مباحث پيچيده حقوقى در اين پژوهش خوددارى شده است.
هفتم: برداشت‏ها از آيات قرآنى نخست برپايه دريافت اوليه، از واژگان آيات قرآنى است که محصول نگرش لغت‏شناسانه است و گاه نيز با استفاده از صراحت منطوق يا «مفهوم مخالف» که در ادبيات و بحث الفاظ علم اصول مورد تأييد است صورت مى‏گيرد. روشى که کم و بيش در «تفسير راهنما» دنبال شده است.
هشتم: واژه‏هاى «انسان»، «ناس» و ضماير جمع خطابى و غيابى بيشترين واژه‏هاى موجود در اين بخش از آيات قرآنى است که به استنتاج‏هاى اين پژوهش کمک کرده است.
نهم: هرگز ادعاى انحصار در موارد ياد شده يا صحت مصاديق در همه موارد وجود ندارد و به طور طبيعى راه براى اظهار نظر خوانندگان باز خواهد بود.





نويسنده:دکتر محمد باغستاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان