بسم الله
 
EN

بازدیدها: 2,190

مفهوم حقوق شهروندي در نهج البلاغه-قسمت پنجم(قسمت پاياني)

  1390/9/21
خلاصه: مفهوم حقوق شهروندي در نهج البلاغه-قسمت پنجم(قسمت پاياني)
گستره شهروندي در نهج البلاغه


گستره شهروندي به چگونگي باز يا بسته بودن برخورداري از حقوق شهروندي در يک جامعه و قلمرو آن برمي گردد. در جامعه اسلامي امکان استفاده و برخورداري از حقوق شهروندي براي تمام شهروندان وجود دارد و دراين زمينه هيچ تفاوتي ميان شهروندان- از هر قشر که باشند- وجود ندارد. در نهج البلاغه نيز اميرمؤمنان(ع) به اين مهم اشاره و تأکيد فرموده است.
حضرت با نگاه ويژه خود خلقت برابرانسانها را مي پذيرند. درکانون توجه قرار دادن نوع انسان، فارغ از قوم و قبيله و دين و مذهب، محور سياست هاي حضرت علي را تشکيل مي داد.(1)
در نهج البلاغه بارها توصيه اکيد حضرت به تلاش و کار براي تمام شهروندان آمده است؛ يعني ايشان برخورداري از حقوق شهروندي را براي همه شهروندان يک حق تلقي مي کردند و رعايت آن را برحاکم، لازم و واجب مي شمردند.
در سفارشهاي آن حضرت به مالک اشتر درباره شهروندان آمده است: «پس آنها دو دسته اند: دسته اي برادر ديني تو هستند و دسته ديگر در آفرينش باتو همانند»
برهمين اساس بايد همه شهروندان در تمام حقوق و امتيازات باهم برابر باشند که از جمله اينها تساوي در تقسيم بيت المال، تساوي در بهره بردن از انصاف حاکم، (2) تساوي در اجراي قانون، (3) برابري در فرصت ها و مسئوليت و وظيفه دولت در قبال همه طبقات جامعه(4) است. حتي در کلام امام در نهج البلاغه توصيه ايشان به تلاش براي جلب رضايت عوام تا خواص را مي بينيم: «وليکن احب الامور اليک اوسطها في الحق، و اعمها في العدل، و اجمعها لرضي الرعيه، فان سخط العامه يجحف برضي الخاصه و ان سخط الخاصه يغتفر مع رضي العامه»(5)
امام در اين بخش از پيام خود ارزش را به جلب رضايت عموم و سياهه ملت و گسترش عدالت داده است و اينکه ملاک در محبوبيت، ميانه روي در حق است و بس و زمامدار بايد توجه داشته باشد آنچه رضايت عموم را سبب مي گردد، مقدم است بر‌آنچه رضايت خواص و بستگان را دربرمي گيرد؛ زيرا رضايت خواص در صورت خشم و غضب ملت ناچيز است و بکار نمي آيد و نمي تواند مدافع از کيان زمامدار باشد، به خلاف رضايت عموم و ملت و چنانچه در اين صورت خشم و غضب خواص عارض گردد، به جايي صدمه نمي زند و توانايي کاري را ندارد؛ چون غضب خواص در برابر رضايت ملت و عموم ناچيزاست. پس ملاک، بدست آوردن رضايت مردم و عموم ملت است نه رضايت خواص و بستگان و زمامدار زماني عدالت را محقق نموده و گسترش داده است که عامه مردم از او راضي باشند چه خواص راضي باشند يا نه.
در نامه 53 نهج البلاغه از اين قبيل توصيه ها فراوان است، از جمله سفارش به اجراي حق براي هرکس که باشد، حتي نزديکان و دوستان، توصيه به پرهيز از امتياز دادن به اطرافيان، توصيه به پرهيز از انحصار طلبي و اختصاص دادن اموال عمومي به خود، توصيه به پرهيز ازتجاهل و....
حضرت با اين بيانات به گستره اي باز براي شهروندي قائل است و برخورداري از حقوق شهروندي را براي همه قشرهاي جامعه اسلامي از نزديکان حاکم تا عامه مردم از مسلمانان تا مردم اهل کتابي تحت حاکميت حکومت اسلامي به سرمي برند، يکسان مي داند که اين گستره باز از جمله شامل تساوي در برخورداري از بيت المال، تساوي در بهره مندي از انصاف حاکم، تساوي در اجراي قانون، تساوي در برخورداري از فرصت هاست.
غايت شهروندي در نهج البلاغه


در نظريه‌هاي مختلف شهروندي، درباره‌ي غايت شهروندي ديدگاه‌هاي مختلفي طرح شده است. غايت شهروندي به غايت نظام سياسي و جامعه بستگي دارد. به اجمال مي‌توان غاياتي را که براي شهروندي وجود دارد، غايت رفع نياز در جوامع سنتي؛ زمينه‌سازي فضيلت؛ رسيدن به کمال و سعادت؛ آزادي؛ يا نفي سلطه و سيطره دانست. اما ببينيم در قاموس اميرمؤمنان(ع)، غايت و هدف از شهروندي که همان غايت نظام سياسي است، چيست.
به طور کلي در بحث مبنايي اينکه ماهيت حکومت چيست و آيا حکومت هدف است يا وسيله، برخي حکومت را هدف و غايت و مقصد تلقي مي‌کنند و برخي ديگر حکومت را وسيله و طريق مي‌دانند و از اين رو، حکومت را براي اموري ديگر مي‌خواهند و در آن‌ جهت به کار مي‌گيرند، که در بحث غايت شهروندي نيز ما با اين نگاه وارد بحث شده و به آن پرداخته‌ايم. حال در اينجا نوع هدف و غايت متفاوت است. ممکن است حکومت وسيله و طريق رسيدن به قدرت و مکنت و نگهداري و گسترش اينها باشد و ممکن است حکومت وسيله و طريق خدمتگزاري و دادگري باشد و اعتبارش فقط در اين جهت باشد. اکنون بايد ديد که اميرمؤمنان علي حکومت را چگونه ديده و براي آن، چه نقشي قائل شده است.
شريف رضي آورده است که عبدالله بن عباس گويد در «ذي قار» (پيش از جنگ جمل) نزد اميرمؤمنان رفتم. آن حضرت مشغول پينه زدن کفش خود بود. چون مرا ديد، گفت: «بهاي اين کفش چقدر است؟» گفتم: «بهايي ندارد.» فرمود: «به خدا سوگند اين کفش بي‌ارزش نزد من محبوب‌تر است از حکومت بر شما، مگر آنکه حقي را برپا سازم يا باطلي را براندازم.» (6)
دلالت سخن امام (ع)بر اينکه حکومت في‌نفسه هيچ ارزشي ندارد و وسيله‌اي براي اقامه‌ي حق و دفع باطل بيش نيست، کاملاًً روشن است. در انديشه و سيره‌ي حضرت علي (ع)حکومت جز وسيله‌ي خدمت و عدالت نيست و هرگز طريق کسب قدرت و مکنت تلقي نشده است. حضرت پس از آنکه رياست طلبي و ملک و پادشاهي و جمع‌آوري ثروت را نفي مي‌کند، مي‌فرمايد براي نيل به اهداف ذيل حکومت و خلافت را پذيرفتم:
- بازگرداندن نشانه‌هاي دين؛
- اصلاح در شهرها؛
- امنيت و آسايش ستمديدگان؛
- اقامه و برپايي حدود تعطيل شده‌ي خداوند متعال. (7)
در ديدگاه اميرمؤمنان(ع) علي حکومت تنها زماني اعتبار مي‌يابد که وسيله‌اي در جهت تحقق اهداف انساني و الهي و ابزار برپايي عدالت و رفاه همگاني و حفظ حرمت و حقوق انساني و بستر تعالي آدمي باشد. بر پايه‌ي اين ديدگاه مي‌توان گفت که اميرمؤمنان چهار هدف و غايت مهم از شهروندي مد نظر دارد: برقراري عدالت، تأمين امنيت، تأمين رفاه شهروندان و جامعه و تربيت براي زمينه‌سازي رشد و تعالي انسان‌ها.
نتيجه گيري


نظريات اميرمؤمنان(ع)، درباره‌ي شهروندي در جامعه با توجه به نظريات قرآن و سنت پيامبر(ص) بوده است و شرايط اجتماعي نيز تا حد عدم مغايرت با دستورهاي اين دو منبع، با انديشه‌ي شهروندي آن حضرت ارتباط دارد؛ اما اصل بر دو منبع مذکور است. پس ايده‌ي شهروندي در نظر امام علي (ع)مبتني بر بسترديني است؛ چرا که دو منبع نامبرده، يعني قرآن و سنت مهم‌ترين منابع دين اسلام‌اند.
در زمينه‌ي مباني شهروندي در نهج‌البلاغه، نگرش آن
حضرت به شهروندي و حقوق و تعهدات مربوط به آن ناشي از مباني و نگرش توحيدي مبتني بر دين است. همچنين امام مشروعيت را الهي مي‌ داند که اين مشروعيت الهي با اقبال و اراده‌ي مردم در جامعه محقق مي‌شود. در ضمن، دين و سياست نيز در کلام و مشي عملي آن حضرت، رابطه‌اي تنگاتنگ و ناگسستني دارند. پس از بررسي محتواي شهروندي و چگونگي رابطه‌ي فرمانروايان و شهروندان، در مي‌يابيم که از نظر اميرمؤمنان (ع) اين رابطه بايد دوسويه و متقابل باشد؛ چون حق و تکليف با هم‌اند.
در بحث عمق شهروندي، آن حضرت شهروندي عميق را مدنظر داشته است. به عبارت ديگر ايشان قائل به احساس تعلق خاطر و مسئوليت عميق شهروندان در قبال اجتماع و نظام اجتماعي است. در مقوله‌ي نوع شهروندي، امام علي(ع) شهروندان را به مشارکت فعال در عرصه‌ي اجتماع، خوانده و قائل به نقش تعيين کننده‌ي خواست و اراده‌ي مردم در تعيين نوع حکومت و حاکميت است.
گستره‌ي شهروندي نيز از ديدگاه امير مؤمنان(ع)، باز مي‌باشد؛ يعني آن حضرت قائل است که در جامعه‌ي اسلامي همگان بايد از حقوق شهروندي برخوردار باشند و شهروندان در بهره‌مندي از اين حقوق مساوي باشند.
در بحث از غايت شهروندي نيز با اين پيش‌زمينه که دريافتيم امام علي(ع)، حکومت را ابزار و وسيله‌اي براي رشد و تعالي انسان‌ها مي‌داند، چهار غايت مهم براي شهروندي کشف شد که عبارت‌اند از: برقراري عدالت، تأمين امنيت، تأمين رفاه شهروندان و جامعه و تربيت براي زمينه‌سازي رشد و تعالي انسان‌ها.
پي نوشت ها :

*کارشناس ارشد علوم سياسي، دانشگاه باقرالعلوم.
1- در عين حال که امام (ع)به تساوي انسانها در خلقت معتقد است از نگاه مساوات طلبانه نيز فاصله مي گيرد و به اعطاي حق (به معناي مطلق کلمه) افراد متناسب با رنج وتلاش افراد عنايتي ويژه دارند: «رنج و تلاش هرکسي را عادلانه ارج بنه و به ديگري نسبت مده.»
2- همان، ن53، ص993.
3- همان، خ37، ص121.
4- همان، ن53، ص1002.
5- همان، ن53، ص993.
6- همان، خ33، ص111.
7- همان، خ131، ص406.


منابع:
- نهج البلاغه، ترجمه سيدعلي نقي فيض الاسلام، چ پنجم، تهران، فقيه، 1379.
- نهج البلاغه، ترجمه محمددشتي، قم، مؤسسه مشهور، 1379.
- امامي، محمدجعفر، انواري از نهج البلاغه، شامل(توحيد، نبوت، امامت، معاد)قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1373.
- باباپور، محمدمهدي، درآمدي برسياست و حکومت در نهج البلاغه، قم، تهذيب، 1379.
- بشيريه، حسين، جامعه شناسي سياسي، تهران، ني، ‌بي تا.
- بهروزلک، غلامرضا، جهاني شدن و اسلام سياسي درايران، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1386.
- جرداق، جرج، بخشي از زيبايي هاي نهج البلاغه، ترجمه محمدرضا انصاري، تهران، محمدي، بي تا.
- جعفري، محمدتقي، حکمت اصول سياسي اسلام، تهران، بنياد نهج البلاغه، 1373.
- حجازي، علاءالدين، تجلي امامت در نهج البلاغه، مشهد، آستان قدس رضوي، 1372.
- خادم الذاکرين(خادمي اصفهاني)اکبر، اخلاق اسلامي در نهج البلاغه(خطبه متقين)با استفاده از دروس نهج البلاغه آيت الله مکارم شيرازي، چ3، قم، مدرسه الامام علي بن ابيطالب، 1377.
- دلشاد تهراني، مصطفي، حکومت حکمت؛ حکومت در نهج البلاغه، چ3، تهران، خانه انديشه جوان، 1378.
- سبحاني، جعفر، فروغ ولايت، تاريخ تحليلي زندگاني اميرمؤمنان(ع)، قم، مؤسسه امام صادق، 1374.
- فردرو، محسن، امام علي(ع)، فرهنگ عمومي و همبستگي اجتماعي، تهران، زهد، 1380.
- مدرس وحيد، احمد، شرح نهج البلاغه، قم، احمد مدرس، بي تا.
- مکارم شيرازي، ناصر، پيام امام؛ شرح جامع و تازه اي بر نهج البلاغه، تهران، دارالکتب اسلامي، 1375.




نويسنده:مهديه عربي فر-کارشناس ارشد علوم سياسي، دانشگاه باقرالعلوم.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان