بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,080

بررسي حقوق زنان در اسلام-قسمت بيست و پنجم

  1390/9/10
خلاصه: مقدمه مبانى حقوق زن در اسلام انسان شناسى ابعاد وجودى انسان بعد انسانى بُعدِ الهي حيطه حيات انسان ابعاد وجودي زن اشتراک زن و مرد در هويت انسانى استقلال زنان در تحصيل علم استقلال اقتصادى زنان استقلال اجتماعى، سياسى زنان پيشتاز در صحنه سياست زنان و حق نظارت عمومى بر حکومت سوده همدانى نمونه اى از زنان در اين عرصه تفاوت هاى ساختارى زن و مرد تفاوت طبيعى و ساختگى جايگاه و حقوق زن در قرآن حقوق زن در عصر نبوي فلسفه خاص اسلام درباره حقوق خانوادگي مقام زن در جهان بيني اسلامي نگاهي به شخصيت و حقوق زن در اسلام و ساير ملل حقوق زنان نمونه هايي از برخورد ملتها با زن زن در نگاه پيروان اديان ديدگاه زن از منظر اسلام وضعيت نظام حقوق زن در غرب وضعيت نظام حقوق زن در اسلام اشتراکات زن و مرد مقايسه نظام حقوق زن در اسلام و غرب براساس نگرش سيستمي جانبداري فراتر روايات از حقوق زن آفرينش زن از نگاه قرآن مالکيت زنان در قرآن دامنه حقوق زن مقام انساني زن از نظر قران نقش زنان در توسعه حقوق زنان در قانون اساسي مروري بر پيشينه ي حقوق سياسي زنان در ايران ـ انقلاب مشروطيت دودمان پهلوي پهلوي اول پهلوي دوّم آزادي هاي سياسي بررسي حقوق و مسؤوليت‌هاي اجتماعي زنان در اسلام شخصيت حقوقي مستقل زنان اصول و اهداف جنبش اجتماعي زنان ( فمنيسم) در قرن حاضر دستاوردهاي مثبت جنبش اجتماعي زنان در جهان نتيجه گيري منابع و مآخذ
2. اشتغال زنان در طبقات اجتماعي جامعه شهري
ورود زنان تحصيلکرده به نيروي کار شهري طي دهه چهل و پنجاه شمسي( دهة شصت ميلادي) يکي از وجوه تغيير شيوه زندگي زنان اقشار متوط بود که ساختار اشتغال زنان در شهرها را دگرگون کرد. جذب زنان تحصيلکرده در مشاغل نيمه تخصصي چون معلمي، و پرستاري، فعاليت هاي اداري و دفتري باعث شد که نسبت مشاغل علمي و فني و کارمندان دفتري از 12 درصد در سال 1335 به 67 درصد فرصتهاي شغلي زنان شهري در سال 1355 مبدل شود.
اين امر خدمت رساني زنان به زنان بوده است. اين روند پس از انقلاب تشديد شد و تأمين کادر مراکز آموزشي و درماني هرجا که ارايه خدمات به دختران و زنان موردنظر بود بيشتر به زنان سپرده شد. مشاغل معلمي و پرستاري و مشاغل نيمه تخصصي نيازمند حداقلي از آموزش دانشگاهي است. بنابراين دختران و زنان فاقد تحصيلات دانشگاهي، بخت کمتري براي ورود به بازار کار رسمي داشته اند. اين ويژگي بازار کار زنان همراه با موانع فرهنگي در خانوارهاي کم درآمد شهري، موجب کاهش ميزان اشتغال زنان در طبقه پائين شده است.
اسلام زن و مرد را داراي ارزش يکسان مي‌داند و ارزش انسان‌ها را به تقوا مي‌داند: «يا ايها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثي و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن اکرمکم عندالله اتقاکم…» (سوره حجرات – آيه 13)
در بينش اسلامي، زن و مرد يکي و يگانه‌اند و اين يگانگي ريشه در هستي و ماهيت آنان دارد و جبرهاي آفرينش اين دو را چنان پيوند داده است که هيچ‌گاه و با هيچ شيوه‌اي گسستني نيست. هدف از خلقت زن و مرد، آرامش، دوستي و مودت ميان دو جنس است: «و من آياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا اليها» (سوره روم – آيه 21)
زن درآفرينش و در بُعد روحي و جسمي، از همان گوهري آفريده شده است که مرد از آن آفريده شده است. و هر دو جنس در جوهر و ماهيت يکسان و يگانه‌اند: «يا ايها الناس اتقوا ربکم الذي خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها» (نساء – آيه 1) و «هو الذي خلفکم من نفس واحده و جعل منها زوجها ليسکن اليها…» (سوره اعراف – آيه 189) و نيز (سوره روم – آيه 21)
اما با وجود اين وحدت در ارزش و کرامت، حقوق و تکاليف متناسب با هر دو جنس در اسلام در نظر گرفته شده است. برابري در حقوق، لزوماً به معناي برقراري عدالت نيست. چرا که اگر بخواهيم عدالت را به طور مطلق در نظر بياوريم، لازم است تا مطلوبيت‌هاي هريک از حقوق و تکاليف را براي هريک از صاحبان و مخاطبان حقوق در نظر بگيريم. در اين صورت است که مي‌توان براي دستيابي به عدالت اميد داشت.
در اسلام، علي‌رغم پذيرش اصل تساوي، تشابه حقوق زن و مرد پذيرفته نشده است. چرا که احکام اسلامي، منطبق بر مصالح‌اند و بر مبناي آنها تشريع شده‌اند. لازمه اشتراک زن و مرد در حيثيت و شرافت انساني، يکساني و تشابه آنها در حقوق نيست. لازمه‏اش اينست که حقوقي مساوي‏ با يکديگر داشته باشند. تساوي غير از تشابه است، تساوي برابري است‏ و تشابه يک نواختي.
شهيد مطهري مثال جالبي در اين‌باره ذکر مي‌کند: «ممکن است پدري ثروت خود را بطور متساوي ميان‏ فرزندان خود تقسيم کند اما بطور متشابه تقسيم نکند. مثلا ممکن است اين‏ پدر چند قلم ثروت داشته باشد ، هم تجارتخانه داشته باشد و هم ملک‏ مزروعي و هم مستغلات اجاري ، ولي نظر باينکه قبلا فرزندان خود را استعداديابي کرده است، در يکي ذوق و سليقه تجارت ديده است و در ديگري‏ علاقه به‌کشاورزي و در سومي مستغل‌داري، هنگامي که ميخواهد ثروت خود را در حيات خود ميان فرزندان تقسيم کند با در نظر گرفتن اينکه آنچه به‌همه‏ فرزندان مي‌دهد از لحاظ ارزش مساوي با يکديگر باشد و ترجيح و امتيازي از اين جهت در کار نباشد، به‌هرکدام از فرزندان خود همان سرمايه را مي‌دهد که قبلا در آزمايش استعداديابي آنرا مناسب يافته است.»






پژوهشگر:حديثه بشين





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان