بسم الله
 
EN

بازدیدها: 978

بررسي مقايسه‌اي حقوق زنان پيش و پس از انقلاب اسلامي-قسمت يازدهم(قسمت پاياني)

  1390/9/9
خلاصه: بررسي مقايسه‌اي حقوق زنان پيش و پس از انقلاب اسلامي-قسمت يازدهم(قسمت پاياني)
با به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي شکاف ميان حکومت و مردم از ميان رفت. مردم مسلمان ايران و طبيعتاً زنان دين‌دار و مسلمانان ايراني، فرصتي يافتند تا در سايه ي حکومت، خواسته هاي خود را عملي سازند و در راه تحقق هر چه بيشتر آن ها تلاش نمايند.
اوج اين حضور و مشارکت فزاينده مردم و بويژه زنان را در رأي گيري ها و همه پرسي ها مي توان ملاحظه نمود. بويژه حضور زنان در اين عرصه ها و نقش فعال و مؤثر آنان در اين جنبه ي مهم از مشارکت سياسي، مثال زدني و ستودني بود.
البته در برخي از جنبه هاي مشارکت سياسي همانند احراز پست هاي سياسي و اجرايي و برخي زمينه هاي ديگر، پاره اي محدوديت ها وجود داشت که البته ناگزير بود، زيرا از سويي فقدان تجربه علمي زنان در فعاليت هاي سياسي و اجرايي و شرايط دشوار مملکت، عملاً مانع حضور آنان مي گرديد و از سوي ديگر براي احراز برخي سمت ها ممنوعيت‌هاي شرعي و فقهي وجود داشت؛ اما فرصت و عرصه اي که با انقلاب اسلامي براي حضور و مشارکت زنان پديد آمده بود، چنان گسترده و پردامنه بود، که اين گونه موارد چندان مهم جلوه نمي کرد. با اين حال از همان روزهاي نخست براي افزايش توانايي‌هاي زنان براي برخورداري بهتر از حقوق مختلف سياسي و اجتماعي، تلاش هاي گسترده‌اي صورت گرفت و مهم تر از همه، براي آموزش و سوادآموزي زنان، اهتمام درخور تحسيني صورت گرفت.
حاصل اين تلاش ها و اقدامات را امروزه که زنان ايراني به موقعيت هاي شايان توجهي در عرصه هاي مختلف دست يافته اند مي توان ملاحظه نمود؛ اما متأسفانه، با وجود اين موفقيت هاي چشم گير و گسترده، انعکاس اين موفقيت ها چه در داخل کشور و چه در خارج چنان که بايد، نبوده است و بويژه در خارج از مرزها همواره تحت الشعاع تبليغات منفي برخي کشورها و گروه هاي مخالف نظام جمهوري اسلامي، قرار داشته است. به گونه اي که مراودات فرهنگي مختلفي در سال هاي اخير، موجب تعجب بسياري از غربيان شده است.
علت اين انعکاس ضعيف را در مواردي مختلفي مي توان جستجو کرد. از سويي حجم عظيم تبليغات منفي و جو‌سازي‌هاي مختلف عليه نظام جمهوري اسلامي و بويژه جايگاه زنان در آن، موجب ايجاد چنين تصورات غلط و غير واقع بينانه گرديده است و از سوي ديگر تفاوت شاخص هاي غربي و شاخص هاي اسلامي موجب گرديده تا حتي افرادي که فارغ از اين گونه جوسازي ها به بررسي حقوق زنان در ايران پرداخته اند، در بررسي هاي خود را ه خطا بپيمايند؛ زيرا غرب در دهه هاي اخير و حتي مي توان گفت سده هاي اخير، همواره تلاش نموده است تا معيارهاي خود و شاخص‌هاي مورد نظر خود را به کشورهاي مختلف توسعه نيافته يا در حال توسعه تحميل نمايد و حتي سازمانهاي بين‌المللي نيز همراه اين کشور ها از اين معيار ها بويژه در زمينه مسايل انساني و اجتماعي به صورت اهرم فشار استفاده نموده اند.
بديهي است سنجش وضعيت زنان ايراني با شاخص هاي غربي در بيشتر موارد به نتايج مطلوب و واقع بينانه‌اي منجر نخواهد شد. از سوي ديگر، وضعيت نا مناسب و جايگاه ناصحيح زنان در برخي کشورهاي عربي در ايجاد اين ذهنيت منفي درباره ي زنان کشور ايران که کشوري اسلامي است، بي تأثير نبوده است. به همين سبب امروزه که جمهوري اسلامي تلاش نموده است تا بدون پذيرش مطلق و بي چون و چراي ارزش هاي غربي، شرايطي را فراهم سازد تا ضمن رعايت ارزش هاي اسلامي و اخلاقي، امکان برخورداري زنان از حقوق مختلف سياسي – اجتماعي فراهم شود، شايسته است تا براي تعريف شاخص هاي مناسب و اسلامي تلاش گسترده اي صورت گيرد. ضرورت اين امر نه تنها در درون کشورهاي اسلامي احساس مي گردد، بلکه با توجه به اقبال زنان در برخي از کشورهاي غربي به اسلام، شايسته است که اين شاخص ها و معيارها به درستي به آنان نيز شناسانده شود.
براي مثال يکي از مشکلات کنوني زنان مسلمان در آمريکا و بويژه آناني که تازه به اسلام روي آورده اند، اين است که آنان با زنان مسلماني مواجه هستند که از حدود شصت کشور مسلمان به آنجا مهاجرت نموده اند و طبيعي است هر کدام از آنان گوشه هاي از فرهنگ سنتي خود را نيز در کنار اسلامشان به تصوير خواهند کشيد. در نتيجه، اين امر به نوعي موجب سر گشتگي زنان مسلمان آمريکا در شناخت الگوي درست و يکسان زن مسلمان است.
به همين سبب براي عرضه‌ي الگويي واحد از زن مسلمان بايد از درون متون اسلامي معيارهاي زن مسلمان را که قابليت تطابق با جهان کنوني را داشته باشد، اخذ نمود و در کنار موفقيت هاي عملي زنان ايراني در عرصه هاي بين‌المللي، از نظر تئوريک نيز، به اين گونه مباحثات، غناي بيشتري بخشيد.
اين امر از آن حيث اهميت بيشتري مي يابد که امروزه زنان مسلمان در غرب، سمبل اسلام شمرده مي‌شوند و چادر نمادي از تمدن اسلامي به حساب مي آيد.
در مجموع با گذشت بيش از دو دهه از انقلاب اسلامي، تلاش ها و موفقيت هاي زنان ايراني در اين مدّت چنان بوده است که حتي براي تحليل گران غربي نيز انکار ناپذير است.« ريدن گرکت»، فرمانده شبکه ي جاسوسي سيا در امور ايران در پاسخ به اين سؤال که:« به نظر شما نيرومندترين قشري که در زمان انقلاب توانسته در ايران سر برآورد، کدام قشر است؟» مي گويد:
« سؤال ساده اي است، زنان. آنان قشر بسيار پر جنب و جوش، بسيار نيرومند و بسيار بانفوذي در جامعه ايران هستند. زنان در واقع برپادارنده يکي از دو شعار اصلي انقلاب اسلامي هستند. آنان پاسداران چادرند. شعار اصلي ديگر انقلاب تنفّر از ايالت متحده و اسراييل است. چادر نمادي است که وجود انقلاب را در سر هر چهار راه و خياباني به نمايش مي گذارد. با چادر مي توان اين احساس را پديد آورد که انقلاب اسلامي هنوز زنده و جاري است.»
بدون ترديد اين سرزندگي، جنب و جوش و نيرومندي از برکات انقلاب شکوهمند اسلامي است.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان