بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,111

محارب کيست ؟ محاربه چيست ؟-قسمت چهارم(قسمت پاياني)

  1390/9/3
خلاصه: محارب کيست ؟ محاربه چيست ؟-قسمت چهارم(قسمت پاياني) (بحثى درشناخت موضوع حد محارب)
علامه حلى در تبصره مى‏گويد: (هر کس به قصد ارعاب، در خشکى يا دريا، در شب يا روز، سلاح آخته به دست بگيرد، امام اختيار دارد که او را بکشد يا به دار بياويزد، يا دست و پاى او را از چپ و راست قطع کند يا او را تبعيد کند ...) همو در کتاب تحرير آورده است:
(محارب کسى است که به قصد ترساندن مردم، سلاح برهنه کند، چه در خشکى و چه در دريا، چه شب و چه روز، چه در شهر و چه در غير شهر، چه در آبادى و چه در بيابان. و در هر حال، آيا (از اهل فساد بودن) هم در تحقيق معناى محارب شرط است يا نيست از ظاهر سخن شيخ طوسى در کتاب نهايه بر مى‏آيد که شرط است، ولى وجه درست آن است که در صورت آگاهى از قصد محارب براى ارعاب، شرط نيست...) در قواعد هم آمده است:
(هر کس که سلاح بيرون کشد و آن را برهنه کند براى ترساندن مردم، چه در خشکى و چه در دريا، چه شب و چه روز، چه در شهر و چه در غير آن، «محارب است‏» ... اهل فساد بودن چنين کسى در محارب بودن او شرط نيست، اگرچه اين نکته مورد اشکال واقع شده است.)

فرزند او فخرالمحققين در تعليقه‏اى بر اين سخن آورده است:
(اشکال در اين شرط، ناشى از اختلاف نظر فقهاى شيعه است. فتواى مشهور فقيهان شيعه، همان است که شيخ طوسى در نهايه گفته است: محارب کسى است که از اهل فساد بوده و سلاح برهنه کند. مفيد نيز گفته: اهل الدعاره (اهل فساد) هرگاه در دارالاسلام سلاح برهنه کند ... بيان احکام محارب در روايات و عموم آيه محاربه، بر عدم شرطيت (اهل فساد بودن) در تحقق معناى محارب، دلالت دارد، و همين نزد من نظر قوى‏تر است.
باز علامه حلى در باب حدود کتاب ارشاد مى‏گويد:
(مقصد هفتم درباره محارب است. دو بحث در مورد محارب وجود دارد: بحث نخست درباره ماهيت محارب است و آن عبارت است از کسى که براى ترساندن مردم، سلاح برهنه کند، چه در خشکى و چه در دريا، چه شب و چه روز، چه در شهر و چه در غير از آن، چه زن و چه مرد باشد. اگر کسى در شهر خود، مال ديگرى به زور از او بگيرد، محارب است.)
شهيد اول در دروس مى‏گويد:
(محارب کسى است که براى ارعاب، سلاح برهنه کند حتى اگر زن باشد، چه در شهر و چه در غير از شهر، چه شب و چه روز. به شرط آنکه چنين کسى از اهل فساد بوده باشد يا حتى گمان فساد در مورد او برود.)
شهيد ثانى در روضه مى‏گويد:
(محاربه عبارت است از برهنه کردن سلاح براى ترساندن مردم، چه در خشکى و چه در دريا، چه در شب و چه در روز، چه در شهر و چه در غير از شهر، چه مرد و چه زن، چه توانا و چه ناتوان باشد. فرق ندارد که چنين کسى از اهل فساد باشد يا نباشد، قصد ارعاب داشته يا نداشته باشد ...)

در کتاب جواهر نيز، همان تعريف شرايع از محارب -که گذشت مورد موافقت قرار گرفته، و آن را از مواردى دانسته
که در آن اختلافى وجود ندارد.)

در تحرير الوسيله امام راحل آمده است:
(مساله 1 - محارب کسى است که سلاح خود را برهنه يا آماده کند براى ترساندن مردم و به منظور ايجاد فساد در زمين، چه در خشکى و چه در دريا، چه در شهر و چه در غير از شهر، چه شب و چه روز.)
در تکمله المنهاج آيت اللّه خويى آمده است:
(پانزدهم، محاربه، مساله 260 - کسى که براى ترساندن مردم سلاح بکشد، تبعيد مى‏شود...)


آنچه گذشت، بخشى بود از سخنان فقهاى بزرگوار ما در تعريف محاربه که موضوع حد شرعى مذکور در آيه مبارکه است، پس از اين سير گسترده‏اى که در سخنان فقها انجام گرفت و آگاهى از نظريات ايشان که به تفصيل آنها را بيان کرديم تا در اکثر مباحث آينده از آنها استفاده شود، باز مى‏گرديم به بحث خود در تفسير آيه محاربه و اينکه مراد از آن خصوص محاربه به معناى ايجاد فساد و ترساندن مردم -به تعبير فقهاء است و محاربه باغيان و مشرکان را از آن جهت که باغى و مشرک هستند، در بر نمى‏گيرد. چرا که محاربه اينها به قصد افساد و ترساندن مردم نيست بلکه از روى سرکشى يا کفر ورزى ايشان است. دليل چنين برداشتى از آيه کريمه، مجموع نکته‏ها و قرينه‏هايى است که در پى مى‏آيند:


1 . آيه - مخصوصا با توجه به استثنايى که در دنباله آن وجود دارد -ظهور دارد در اينکه آن جرمى که موضوع اين مجازات است و استحقاق مجازات اثباتا و نفيا بر مدار آن مى‏چرخد و اگر قبل از دست‏گيرى، از آن توبه کنند، مجازات مذکور ساقط شده و آنها بخشوده خواهند شد، همانا خود محاربه با خدا و پيامبر است، نه چيزى ديگرى که محاربه لازمه آن باشد. بسيار روشن است که محاربه به صورت ايجاد فساد در زمين، به خودى خود جرم است، اما در محاربه کافران و باغيان، جرم اصلى عبارت است از کفر و ارتداد يا بغى و بيعت شکنى و سرپيچى از اطاعت ولى امر، نه خود محاربه. از اين روست که عفو و بخشودگى آنها تنها در صورتى ممکن است که اسلام بياورند و يا به اطاعت امام درآيند و صرف دست از جنگ کشيدن، کافى نيست. محاربه کافران و باغيان از توابع جرم است نه نفس جرم، زيرا آنها از آن رو اقدام به محاربه کرده‏اند ه حاکم اسلامى از آنها مى‏خواست اسلام بياورند يا به اطاعت او درآيند ولى آنها اين فرمان را نپذيرفته و دست به محاربه زدند. پس محاربه آنها، نتيجه سرپيچى آنها از اين فرمان است و آنچه که جرم ايشان است همين سرپيچى است و محاربه تابع
آن است.
حاصل کلام آنکه اگر صدر آيه ظهور نداشته باشد در معناى مصطلح محاربه، دست کم آيه بعد از آن، ظهور دارد در
محاربه‏اى که صرف دست کشيدن از آن به معناى توبه است و براى بخشودگى کافى است و نياز به ضميمه شدن چيز ديگرى ندارد. اين معنا از محاربه در مورد محاربه کفار و بغات صدق نمى‏کند، زيرا توبه ايشان ممکن نيست مگر اينکه مسلمان شوند يا به اطاعت امام درآيند و بيعت او را بپذيرند.


2 . در آيه، (افساد در زمين) عطف شده است بر محاربه و موضوع حد قرار گرفته است -فرقى ندارد که آن را تمام
موضوع بدانيم يا جزء موضوع، در مباحث آينده به بحث در اين باره خواهيم پرداخت عطف افساد بر محاربه، قرينه‏اى است بر اينکه محاربه با خدا و پيامبر، بايد به صورت فساد در زمين و سلب امنيت باشد. زيرا با اين کار، وضع زندگى مردم آشفته مى‏شود و افساد در زمين محقق خواهد شد، بر خلاف بغى و بيعت شکنى، حتى اگر به جنگ و محاربه هم بينجامد، چرا که هر جنگ و قتالى، فساد در زمين نيست. برخى از مفسران از جمله علامه طباطبائى در تفسير گرانقدر خود بر اين قرينه تکيه کرده‏اند. چنانکه پيش از اين گذشت، او مى‏فرمايد:
(آوردن (ويسعون فى الارض فسادا) به دنبال جمله (انما جزاء الذين يحاربون اللّه)، معناى مراد از محاربه را مشخص مى‏کند و آن عبارت است از ايجاد فساد در زمين از طريق اخلال در امنيت و راهزنى، نه هرگونه محاربه‏اى با مسلمانان.)


3 . برخى از قرائن ارتکازى و عقلى و مناسبات حکم و موضوع که به روشنى در سياق آيه وجود دارد، شدت مجازات و تاکيد بر آن به صيغه تفعيل و افزودن صلب(به دار آويختن) و قطع دست و پا از چپ و راست، و از سرزمين راندن، تمام اين مجازات‏ها با نوع جرمى تناسب دارند که از طريق قتل و غارت، موجب فساد در زمين بوده و داراى مراتبى باشد به تناسب مجازات‏هاى چهارگانه‏اى که در آيه وضع شده است. چنين مجازات شديد و ذو مراتبى، با جرم بغى و بيعت حاکم را شکستن که جرمى سياسى است تناسبى ندارد. در چنين جرمى، آنچه از مجرم (باغى) خواسته مى‏شود فقط اين است که از در طاعت درآيد و به مسير جماعت بازگردد.
مراجعه به لسان آيه‏اى که در مورد باغيان آمده است نيز، همين نکته را روشن مى‏کند. (وان طائفتان‏من مومنين
اقتتلوا فاصلحوا بينهما فان بغت احداهما على الاخرى فقاتلوا التى تبغى حتى تفيى الى امر اللّه فان فاصلحوا بينهما بالعدل واقسطوا ان اللّه يحب المقسطين) ظاهر آيه محاربه اين است که جرم مذکور، از نوع جرم‏هاى انفرادى است که گاهى ممکن است يک شخص آن را انجام دهد و از اين رو فقهاء گفته‏اند که در تحقق محاربه، وجود گروه و ارعاب دست‏جمعى شرط نيست، بلکه محاربه يک نفر با يک نفر ديگر نيز در تحقق آن کافى است. و اين بر خلاف محاربه باغيان است. در اين محاربه، مناسب آن است که خطاب متوجه جماعت و طايفه و گروه باشد. زيرا چنان محاربه‏اى در حقيقت ميان دو گروه انجام مى‏گيرد.


علاوه بر اين، علامه طباطبايى در (تفسير الميزان) مى‏گويد: (به ضرورت معلوم است که پيامبر با محاربان کافر ، پس از پيروزى بر آنها، چنان رفتارى نکرده است و به کشتن و دار زدن و مثله کردن و تبعيد آنها فرمان نداده.) در صورتى که درجاى خود ثابت شد که از نظر فقهى محاربه باغى قطعا شديدتر از محاربه کافر نيست.


4 . روايات خاصه‏اى در تشريح مراتب اين مجازات از سوى ائمه(ع) وارد شده است و ما در بخش آينده به آنها خواهيم پرداخت. همين که ائمه اقدام به تشريح مراتب اين مجازات فرموده‏اند، بلکه در بعضى از روايات تصريح کرده‏اند که مراتب اين مجازات بر حسب مراتب جنايت است و در بعضى ديگر از اين روايات به صراحت، آيه مبارکه را ذکر کرده‏اند. اين نحوه بيان، خود قرينه‏اى است بر اينکه تمامى اين روايات به تفسير مراد آيه و تجزيه مراتب موضوع آن بر حسب مجازات‏هاى چهارگانه مذکور در آيه، نظر دارند. بر اين اساس وقتى که اين روايات فقط به تشريح و تقسيم همين قسم از محاربه پرداخته و در مورد ديگر اقسام آن سکوت کرده‏اند، از اين نکته فهميده
مى‏شود که موضوع آيه فقط همين قسم از محاربه است نه ديگر اقسام آن. ممکن است ادعا شود که حداکثر مفاد روايات خاصه آن است که آيه شامل اين قسم محاربه يعنى محاربه به صورت افساد در زمين و سلاح کشيدن براى ترساندن مردم نيز مى‏شود، اما اين روايات دلالتى ندارد بر اينکه محاربه، منحصر است به سلاح کشيدن براى ترساندن مردم و مراتب آن نيز منحصر است در همان مراتبى که در اين روايات آمده است.





نويسنده:سيد محمود هاشمى شاهرودي


مشاوره حقوقی رایگان