بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,106

بررسي حکم سنگسار در اسلام-قسمت اول

  1390/9/1
خلاصه: بررسي حکم سنگسار در اسلام حکم سنگسار يکى از احکام مسلّم اسلامى است که همه مکاتب فقهى اسلام به لحاظ مستندات غيرقابل انکار فقهى، بر اسلامى بودن آن اتفاق نظر دارند. نگارنده در اين مقاله قصد دارد پيشينه تاريخى سنگسار را در بخش اول، و چيستى و شرايط مجازات سنگسار در فقه را در بخش دوم، و مستندات فقهى حکم سنگسار را در بخش سوم تبيين نمايد.
بخش اول: پيشينه حکم سنگسار
برخى چنين وانمود مى‏کنند که سنگسار »يادگار شومى از سنت‏هاى زشتِ به يادگار مانده از قوم يهود و يا تحت تأثير تعصبات سخت‏گيرانه خليفه دوم است و ربطى به اسلام ناب محمدى ندارد«،1 و برخى الگو قرار دادن شريعت رحمت عيسوى را توصيه مى‏نمايند. ازاين‏رو بررسى پيشينه حکم سنگسار ضرورى به نظر مى‏رسد.
قبل از اينکه به بررسى پيشينه حکم سنگسار بپردازيم، توجه به مغالطه‏هايى که در اين چند جمله نهفته، لازم است:
آيا اديان ابراهيمى يهود، مسيحيت و اسلام، در احکام و آموزه‏ها با يکديگر مخالفت بنيادين دارند و در تقابل با يکديگر و نافى هم هستند، يا آنکه بنيان اين اديان، مشترک و در بسيارى از معارف و احکام الهى مؤيد، مصدق و مکمل دين قبلى به شمار مى‏روند؟ شبيه اين پرسش در مورد مذهب شيعه و سنى نيز وجود دارد. آيا اين نکته که اديان ابراهيمى در احکامْ اشتراک داشته باشند، دليل مذمت آنان است يا دليل اشتراک در جوهره الهى آنان؟ با توجه به اينکه دين‏شناسان شرقى و غربى با استناد به کتاب مقدس مسيحيان، مسيحيت را فاقد شريعت مستقل مى‏دانند و حضرت مسيح(ع) در چندين فراز کتاب مقدس به لزوم تبعيت مسيحيت از شريعت موسى تصريح کرده است، آيا ادعاى اينکه در مسيحيت حکم سنگسار وجود ندارد، پس دين رأفت و محبت است، استدلال صحيحى است؟
يکى از روش‏هاى مغالطه‏آميز و غيرعالمانه منکران و منتقدان احکام اسلام در انکار احکام الهى، روش يهودى‏سازى يا انتساب حکم الهى به خلفاى عامه، به ويژه خليفه دوم است. منتقدان، قصد دارند با اين روش‏ها از احساسات و عواطف عامه مردم و با استفاده از تکنيک‏هاى روان‏شناختى تأثيرگذارى در اذهان، به منظور تأييد نظراتشان بهره ببرند. در سال‏هاى اخير، در بسيارى از نظريه‏پردازى‏هاى انتقادى در مورد احکام اسلامى، از اين روش استفاده شده است. حکم نجاست سگ، ارتداد، قصاص و... ، ازجمله مواردى است که با همين استدلال انکار شده‏اند.
براى پاسخ‏گويى به اين شبهه، لازم است در درجه اول پيشينه مختصرى از حکم سنگسار بيان کنيم تا مشخص شود آيا حکم سنگسار منحصر به يهود بود يا در مسيحيت هم وجود دارد. در مرحله بعد، لازم است نسبت بين دين اسلام و ديگر اديان ابراهيمى را مشخص سازيم و اينکه حقيقتاً آيا اين اديان در تقابل و تنافى دين پيشين از خويش برآمده‏اند يا در جهت تأييد و تصديق و تکميل دين پيشين هستند. در پايان نيز به نسبت بين شيعه و سنى در احکام اسلامى اشاره مى‏شود.
الف) پيشينه سنگسار در جوامع بشرى
الواح سومرى، قديمى‏ترين اسنادى است که قوانين بشرى را در خود جاى داده است. قدمت اين الواح که مربوط به زمان سومريان در بين‏النهرين است، به 2400 سال قبل از ميلاد مسيح برمى‏گردد. در بخشى از اين اسناد تاريخى آمده است:
کسى را که دزدى کرده و زنى را که با دو مرد زناشويى کرده، بايد سنگسار کرد. زنى را که به مردى چيزى را که نبايد مى‏گفته، بايد دهانش را با آجر پخته کوبيد تا دندان‏هايش خرد شوند.
2در قوانين حمورابى که مربوط به 2000 سال قبل از ميلاد مسيح است، درباره مجازات زن زناکار و خيانت‏کار به غرق کردن زن اشاره شده است. در زمان هخامنشيان در ايران، مجازات سنگسار به منزله کيفر خيانت به وطن، هتک ناموس و ايجاد رابطه با کنيزان پادشاه پيش‏بينى شده است. در زمان ساسانيان نيز اين مجازات وجود داشته است.
ب) پيشينه سنگسار در اديان ابراهيمى
اول: حکم سنگسار در يهود
سنگسار يکى از شيوه‏هاى رايج در زمان شکل‏گيرى کتاب مقدس بوده است.3 جرايمى که در عهد قديم مستوجب اعدام به شيوه سنگسار است، عبارت‏اند از:
1. قربانى فرزند براى بت‏ها: »هرکس... از فرزندان خود براى بت‏ها قربانى بدهد... ، قوم زمين او را به سنگ، سنگسار کنند«.
24. جادوگرى: »مرد و زنى که صاحب اجنه يا جادوگر باشد، البته کشته شوند; ايشان را به سنگ، سنگسار کنيد. خون ايشان بر خود ايشان است«.
35. کفرگويى: »هرکه اسم يهُوَه را کفر گويد، هر آينه کشته شود; تمامى جماعت او را البته سنگسار کنند; خواه غريب، خواه متوطن; چون‏که اسم را کفر گفته است، کشته شود«.
46. حرمت‏شکنى روز سبت (شنبه): »و چون بنى‏اسرائيل در صحرا بودند، کسى را يافتند که در روز سبَت هيزم جمع مى‏کرد. کسانى که او را يافتند که هيزم جمع مى‏کرد، او را نزد موسى و هارون و تمامى‏جماعت آوردند و او را در حبس نگاه داشتند; زيراکه اعلام نشده بود که با وى چه بايد کرد، و يهُوَه به موسى گفت: اين شخص البته کشته شود. تمامى جماعت او را بيرون از لشکرگاه با سنگ‏ها سنگسار کنند. پس تمامى جماعت او را بيرون از لشکرگاه آورده او را سنگسار کردند و بمرد، چنان‏که يهُوَه به موسى امر کرده بود«.
57. دعوت کردن به بت‏پرستى: »اگر برادرت که پسر مادرت باشد يا پسر يا دختر تو يا زن هم‏آغوش تو يا رفيقت که مثل جان تو باشد، تو را در خفا اغوا کند و گويد که برويم و خدايان غير را که تو و پدران تو نشناختيد، عبادت نماييم، از خدايان امت‏هايى که به اطراف شما مى‏باشند خواه به تو نزديک و خواه از تو دور باشند، از اقصاى زمين تا اقصاى ديگر آن، او را قبول مکن و او را گوش مده و چشم تو بر وى رحم نکند و بر او شفقت منما و او را پنهان مکن. البته او را به قتل رسان، دست تو اول به قتل او دراز شود و بعد دست تمامى قوم، و او را به سنگ، سنگسار نما تا بميرد; چون که مى‏خواست تو را از يهُوَه خدايت که تو را از زمين مصر از خانه بندگى بيرون آورد، منحرف سازد، و جميع اسرائيليان چون بشنوند، خواهند ترسيد و بار ديگر چنين امر زشت را در ميان شما مرتکب نخواهند شد«.
86. زنا: بخش عهد قديم کتاب مقدس، سنگسار را به منزله مجازات زنا در مورد زناى‏محصنه و غيرمحصنه پيش‏بينى کرده است. بخش‏هاى متعددى از عهد قديم به اين امر اشاره دارد.9 براى نمونه، در آيات 2422 از سفر دوم تورات چنين آمده است:
اگر مردى ديده شود که با زنى شوهردار در بسترى جمع شده، بايد هردو کشته شوند; هم آن مرد که با زن جمع شده، و هم زن، تا به اين وسيله شر از ميان بنى‏اسرائيل کنده شود. اگر دخترى باکره که نامزد مردى شده به مردى برخورد کند و آن مرد در آن شهر با وى جمع شود، بايد آن دو را به طرف دروازه آن شهر بيرون ببريد و هردو را سنگ‏باران کنيد تا بميرند; آن دختر به جرم اينکه در شهر بود و مى‏توانست فرياد بزند و براى حفظ ناموس خود مردم را به کمک طلب کند و آن مرد را به جرم اينکه زن صاحب شوهرى را ذليل و بى‏آبرو کرده. پس به وسيله سنگ‏باران شر را از بين خود بيرون کنيد.
10موارد ديگرى نيز وجود دارد که به جهت اختصار ذکر نمى‏کنيم.
دوم: حکم سنگسار در مسيحيت
قبل از اينکه شواهد و دلايلى از مسيحيت و عملکرد حضرت عيسى(ع) در مورد سنگسار بياوريم، ذکر اين نکته ضرورت دارد که دين مسيحيت از اديانى است که صاحب شريعت نيست. در کتاب مقدس مسيحيان تصريح شده است که شريعت عيسى(ع) براساس احکام تورات است. کتاب مقدس مسيحيان در حقيقت از دو قسمت عهد عتيق و عهد جديد تشکيل شده است. عهد عتيق که به منزله آموزه‏هاى منسوب به حضرت موسى و ديگر انبياى بنى‏اسرائيل شهرت يافته، در حقيقت همان احکامى‏است که حضرت عيسى(ع) فرمان به عمل کردن آن داده است. به عبارت ديگر، اينکه گفته شود دين مسيحيت، دين رحمت و عطوفت است و در آن حکم به اعدام، قصاص، سنگسار و... وجود ندارد، مغالطه‏اى بيش نيست; زيرا اولاً، دين مسيحيت در مقام بيان احکام جديدى نبوده است و احکام شريعت موسى و پيامبران قبلى را تأييد و تثبيت کرده است. قرآن کريم در اين زمينه تصريح مى‏کند:
وَ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِعيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ آتَيْناهُ الإِنْجيلَ فيهِ هُدى وَ نُورُ وَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ هُدى وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقينَ;
11و از پى آن رسولان، باز عيسى پسر مريم را فرستاديم که تصديق به درستى توراتى که پيش او بود داشت و انجيل را نيز به او داديم که در آن هدايت و روشنى (دل‏ها) است، و تصديق به درستى تورات که پيش از او بود دارد و راهنمايى خلق و اندرز براى پرهيزکاران عالم است.
ثانياً، اجراى گسترده سنگسار براى جرايم مختلف، توسط حکومت‏هايى که به پشتوانه کليسا و عالمان مسيحيت و به نام احکام مسيحيت اجرا مى‏شد، مؤيد ديگرى بر اين ادعاست. مجازات‏هاى سنگسار براساس دستورهاى ارباب کليسا و به مثابه بخشى از دستورهاى دينى‏مسيحيت تا اواخر قرن 18 ميلادى در غرب به طور گسترده‏اى اجرا مى‏شد;
ثالثاً، در برخى از همين اناجيل تحريف‏شده موجود نيز آياتى بر وجود حکم سنگسار و تقرير اجمالى آن توسط حضرت عيسى(ع) وجود دارد. فصل هشت انجيل يوحنا درباره حکم زن زناکارى است که حضرت عيسى(ع) در مورد او چنين مقرر مى‏دارد:
فريسيان زنى را که در حال زنا گرفته بودند، کشان‏کشان به مقابل جمعيت آوردند و به عيسى گفتند: استاد! ما اين زن را به هنگام عمل زنا گرفته‏ايم. او مطابق قانون موسى بايد کشته شود، ولى نظر شما چيست؟ عيسى سر را پايين انداخت و با انگشت بر روى زمين چيزهايى مى‏نوشت. سران قوم با اصرار مى‏خواستند که او جواب دهد. پس عيسى سر خود را بلند کرد و به ايشان فرمود: بسيار خوب; آن‏قدر بر او سنگ بيندازيد تا بميرد. ولى سنگ اول را کسى به او بزند که خود تا بحال گناهى نکرده است.
12حضرت عيسى(ع) خود به شريعت موسى اعتقاد داشت; اما بعد از او حوادثى رخ داد و شخصى به نام پولس، اعمال شريعت موسى را در نجاتْ بى‏اثر دانست و معتقد شد براى نجات، تنها ايمان به عيسى‏کافى است و شريعت، جريمه انسان گناهکار بود. گناه اوليه که حضرت آدم مرتکب شد و از بهشت به زمين فرود آمد، در نسل بشر باقى ماند و جريمه اين گناه، انجام احکام شريعت بود; اما هنگامى که عيسى آمد و به صليب کشيده شده، در راه گناهان بشر قربانى شد; گناه اوليه، کفاره داده شد و انسان پاک شد و ديگر جريمه او، يعنى شريعت بخشيده شد.13 اينها نمونه‏اى از تحريفاتى است که بعدها در دين مسيحيت وارد شد.
روايتى از امام صادق(ع) بر اجراى حکم سنگسار توسط حضرت عيسى(ع) بر مرد زناکار خبر مى‏دهد:
امام صادق(ع) فرمود: مردى نزد عيسى بن مريم(ع) آمد و به او گفت: »يا روح‏الله من زنا کرده‏ام مرا پاک کن«. عيسى(ع) امر کرد: »کسى در جايى نماند; بلکه همه بيرون آيند براى پاک ساختن فلان کس«. پس هنگامى که وى با مردم گرد آمدند و مرد براى سنگسار در حفره شد، فرياد زد: »مرا حدّ نزند آن‏کس که حدّى به گردن دارد«. پس همه مردم رفتند; جز يحيى و عيسى(ع). پس يحيى(ع) به وى نزديک شد و گفت: »اى گنهکار! مرا موعظه کن«. مرد گفت: »نفس خود را در کارها رها نکن که آزادانه هرچه هوا کند آن را انجام دهد; زيرا اين موجب سقوط تو باشد«. يحيى(ع) فرمود: »بيشتر برايم بگو«. مرد گفت: »خطاکار را به خطايش ملامت و سرزنش نکن«. گفت »برايم بيشتر بگو«. مرد گفت: »سعى کن غضب نکنى«. يحيى(ع) گفت: »مرا بس است«.




نويسنده:محمدرضا کدخدايي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان