بسم الله
 
EN

بازدیدها: 901

پيوند حقوق و سياست در قرآن-قسمت هفتم

  1390/8/28
خلاصه: پيوند حقوق و سياست در قرآن-قسمت هفتم
سه. عقل
فهم و دريافت هاي عقلاني را قرآن کريم داراي اعتبار و حجيت مي شناسد. اين واقعيت را گذشته از آيات و نصوص قرآني و روايي بسياري که در آنها از مردمان براي عقل و خردورزي در مسائل و موضوعاتي چون خداشناختي، هستي شناختي، تاريخ شناختي، معادشناختي و سنت هاي حاکم بر تاريخ و جوامع انساني دعوت شده است. از آيه 25 سوره حديد و آياتي چون: «و أمرهم شوري بينهم»و «و شاورهم في الأمر» مي توان دريافت که رهيافت هاي عقلاني در دو حوزه سياست و حقوق نيز داراي حجيت و کارکرد است.
دو فراز از آيات پيش گفته، همان سان که تمامي قرآن پژوهان و مفسران گفته اند، به مشورت و رأي خواهي پيامبر از ياران و اصحاب درمسائل اجتماعي اشاره دارد و پيامبر را ملزم مي کند که به رأي و نظر و دريافت هاي عقلي مردم ارج نهد و گاه آنها را به کار بندد.
اما به آيه 25 سوره حديد که مي گويد:
«لقد أرسلنا رسلنا بالبينات و أنزلنا معهم الکتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط…»
بي شک ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و همراه آنان کتاب آسماني و وسيله سنجش (ميزان) نازل کرديم تا مردمان به عدل و داد به پاي خيزند.
مي توان چنين استدلال کرد که در اين آيه از فروفرستادن کتاب و بينه سخن رفته است. نقش عقل در فهم کتاب و متن جاي انکار ندارد، اما بينه ( = دليل و برهان روشن)30 هر چند در فراخناي مفهوم خويش هر يک از دو برهان عقلي و دليل حسي را جاي مي دهد، اما با در نظر داشت اينکه بيشتر آنچه از آسمان به پيامبران و از جمله پيامبر اسلام فروفرستاده شده از جنس ادله و برهان عقل ياب بوده است) مي شود گفت مقصود در اين آيه برهان و دليل عقلي است.
ز ديگر سو آنچه در اين آيه مبارکه در فرآيند رهيافت به بينه و برهان هاي ارائه شده از سوي پيامبر(ص) از مردم خواسته شده است آن است که براي استقرار و برپاداشتن قسط و عدل قيام کنند؛ بدين معني که خردمندان با دريافت هاي عقلاني متکي بر کتاب، بينه و راهکردهاي وحياني عقلاني، جامعه اي را پي بريزند که شاخصه قسط و عدل را در خود داشته باشد. ناگفته پيداست که جامعه آراسته به صفت و شاخصه قسط و عدل، جامعه اي است که در تمامي ابعاد به ويژه در بعد سياسي و حقوقي آراسته به زيور عدالت باشد؛ چه اينکه قسط و عدل در بيشترين موارد کاربرد و نيز در فهم عرفي، پسوند نظام سياسي و حقوقي و عملکرد سياستمداران و قانون گذاران و اجرا کنندگان قانون (حقوق موضوعه) قرار مي گيرد، و اين دو عرصه قلمرو بارز و حداقلي قسط و عدل به شمار مي روند.
بدين ترتيب قرآن به جامعه عقلا اجازه مي دهد تا با استمداد از راهکارهاي کلي وحي به سامان دهي نظام عادلانه اجتماعي بپردازد.
چهار. عرف
عرف يکي از کهن ترين منابع حقوق در تاريخ حيات جمعي و گروهي انسان ها است. پيشرفت روزافزون جوامع، جابه جايي ملت ها و مهاجرت ها، پيدايش مسائل جديد و روزآمد تا حدودي ازنقش و کارکرد عرف در تعيين قواعد حقوقي کاسته است، اما هنوز هم در تمامي نظام هاي حقوقي و نيز سامان بخشي سياسي، عرف يکي ازمنابع به حساب مي آيد. انديشه گران علم حقوق در تعريف عرف گفته اند:
قاعده اي است که به تدريج و خود به خود ميان همه مردم يا گروهي از آنان به عنوان قاعده اي الزام آور شناخته شده است.31
بر پايه اين تعريف، سه عنصر: استمرار در طول زمان، گستردگي و فراواني پذيرندگان، و باور به الزام آوري يک قاعده و قانون، معيار معروف بودن آن شناخته شده است. با نبود هر يک از اين سه عنصر، معروف بودن يک قاعده نيز از ميان مي رود، از باب نمونه اگر عنصر الزام آوري و اجباري بودن در يک قاعده وجود نداشته باشد، چنان قاعده اي را مي توان جزء عادات و رسوم يک جامعه قرار داد و نه قاعده عرفي. اما بر اساس برخي ديگر از تعاريف، تفاوت چنداني ميان عرف و عادت اجتماعي ديده نمي شود.
عرف با شاخصه هاي ياد شده در نظام هاي حقوقي گوناگون معاصر ـ با تفاوت هايي ـ هم از نظر عملي و هم از لحاظ نظري جزء منابع قانون و قواعد حقوقي به شمار مي رود. هر چند که در نظام هاي حقوقي وجدان گرا عرف، منزلتي افزون تر از قانون مدوّن و وضعي، و در نظام هاي حقوقي قانون گرا عرف، مرتبتي فروتر نسبت به قوانين مدوّن و وضعي دارد.
در نگرش قرآني و ديانت اسلامي نيز به عرف جامعه انساني به ويژه عرف جامعه عقلا توجه شده و منبع مشترک سياست و حقوق به حساب آمده است. قرآن کريم بارها به جامعه دينداران فرمان مي دهد که نظم اجتماعي و روابط دروني خويش را بر پايه معروف بنا کنند. يکايک افراد جامعه در ترويج و سامان دادن امور بر مبناي معروف و جلوگيري از رهيافت منکر درتعامل اجتماعي تکليف و وظيفه دارند: «کنتم خير امة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر…»(آل عمران/110)
شما اهل ايمان برترين امتي بوده ايد که از درون جامعه خود برخاسته ايد ـ تا به اصلاح آن بپردازيد ـ به معروف ـ سنت هاي پسنديده ـ فرمان مي دهيد و از منکر ـ سنت هاي ناشايسته ـ پرهيز مي دهيد.
معروف در کاربرد قرآني به معناي هر آن چيزي است که از منظر شرع و وحي يا عرف عقلا بايسته و نيکو بنمايد. علامه طباطبايي در تفسير آيه 227 سوره مبارکه بقره «و لهنّ مثل الذي عليهنّ بالمعروف» مي گويد:
«معروف آن است که مردم با ذوق برآمده از حيات و زندگي اجتماعي متداول، آن را مي شناسند».32
از اطلاق و گستره اعتبار دهي به عرف جامعه عقلا در نگره قرآن مي توان چنين دريافت که در صورت فقدان ديدگاه روشن و صريح شرع در بايستگي و يا نبايسته بودن عمل و يا گفتاري چه در ساحت فردي و چه در حوزه امور اجتماعي، عرف و سيره و تشخيص و نظر جامعه کاربرد دارد و به گفته يکي از قرآن پژوهان: «در اين صورت، مطلق معروف، مورد تصديق شرع است، خواه شرع بالخصوص به آن تصريح کرده باشد يا نه».33




نويسنده: سيد حسين هاشمي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان