بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,419

همه چيز در باره ي حضانت

  1390/8/22
خلاصه: مطلب حاضر اقتباس شده از مجله سروش بانوان بوده و توسط خانم دکتر پوررنگ وکيل دادگستري به نگارش در آمده است.
مطلب حاضر اقتباس شده از مجله سروش بانوان بوده و توسط خانم دکتر پوررنگ وکيل دادگستري به نگارش در آمده است.

حضانت چيست؟

چندي پيش خانمي به من مراجعه کرد که پزشک متخصص بيماري هاي زنان و زايمان بود. او پس از بيان اختلافات و مشکلات زندگي زناشويي خود سؤالاتي مطرح کرد که من آن ها را به اين صورت خلاصه کرده ام.
حضانت فرزند با کدام يک از پدر و مادر است؟

آيا براي تعيين تکليف حضانت يگانه فرزندم، بايد تا زمان صدور حکم طلاق صبر کنم؟

آيا شوهرم مي تواند فرزند چهار ساله ام را از من جدا کند؟

ملاقات با طفل چگونه خواهد بود؟

اين خانم در پي اختلاف و درگيري هايي که با شوهرش داشت ، مدت شش ماه بود که به منزل والدينش رفته و با آنان به سر مي برد. همسرش نيز در فرصتي که براي ملاقات پيش آمده بود، طفل را از مادر جدا کرده و براي نگهداري نزد مادر خود به يکي از شهرستان ها برده بود. در اين مدت هم از ملاقات مادر و فرزند جلوگيري کرده بود.

به نظر مي رسد که دانستن پاسخ پرسش هاي مذکور، براي تمام پدر و مادرها ضروري باشد. زيرا آگاهي افراد از حقوق و تکاليف خود در برابر فرزندان و حقوق فرزندان نسبت به والدين، يک زندگي آگاهانه را به دنبال خواهد داشت؛ اما براي پاسخ دادن به اين سؤالات ابتدا بايد بدانيم که حضانت چيست؟

حضانت از ريشه حضن و به معناي زير بال گرفتن، در برگرفتن؛ در دامن خود پروردن و پروراندن؛ دايگي و پرستاري کودک است.(1) معناي اصطلاحي آن عبارت است از: نگهداري و مراقبت فرزند توسط افرادي که قانون تعيين کرده است. و در درجه نخست پدر و مادر حضانت فرزند را به عهده دارند.

حضانت هم از جنبه مادي مطرح است و هم از جهت معنوي؛ به اين معنا که نگهداري طفل شامل پرورش جسمي وي و فراهم آوردن امکانات لازم براي رشد اوست؛ از جمله تهيه خوراک ، پوشاک و مسکن و در صورت بيماري بهره مندي از پزشک و دارو و درمان، و به طور کلي هر آن چه براي دوام و بقاي طفل لازم است. نگهداري محسوب مي شود و در کنار پرورش و رشد و نمو جسمي، رشد معنوي طفل نيز ضروري است. شناخت محيط و آداب و رسوم و آشنايي با فرهنگ جامعه اي که خانواده در آن زندگي مي کند و آشنايي با افتخارات فرهنگي اين جامعه و امکان تحصيل که مهم ترين وسيله ي پرورش روحي و رواني طفل است به عنوان تربيت مطرح مي شود.


حضانت طفل با کدام يک از پدر و مادر است؟

قانونگذار براي نگاهداري طفل، در مواردي که والدين با حکم دادگاه متارکه کرده اند و يا زماني که پدر و مادر به هر علتي جدا از يکديگر زندگي مي کنند تعيين تکليف کرده است. اين علت ممکن است اختلافات شديد زن و شوهر باشد به حدي که ادامه زندگي مشترک را براي آنان غير ممکن کند. مواردي در قانون پيش بيني شده که زن مي تواند زندگي خانوادگي را ترک و مسکن جداگانه اختيار کند؛(2) براي مثال سوء رفتار مرد به حدي باشد که منجر به درگيري فيزيکي شده و زن مورد ضرب و شتم قرار گيرد؛ يا اين که شرافت و حيثيت زن در اين زندگي مشترک در مخاطره باشد. البته اثبات اين امر شرايط و مراحلي دارد که خارج از بحث فعلي است. يا اين که خارج از اين موارد دادخواست طلاق از جانب زن يا مرد به دادگاه تقديم شده باشد و تا زمان صدور حکم که ممکن است مدتي به طول انجامد زوجين جدا از يکديگر به سر برند. در اين موارد اگر پدر و مادر در نگهداري طفل توافق داشته باشند، قانون دخالتي در اراده و اختيار آنان ندارد و آن ها مي توانند به نحوي که صلاح طفل باشد از وي نگهداري کنند؛ مانند اين که توافق کنند نگهداري طفل به عهده مادر باشد و هزينه توسط پدر پرداخت شود. اما زماني که والدين براي نگاهداري طفل موافق نبوده و قادر به حل مسالمت آميز موضوع نباشند و به دادگاه مراجعه کنند در اين صورت قاعده کلي و اصل بر اين است که مادر اولويت دارد فرزند پسر را تا دو سال نگهداري کند و اين مدت براي فرزند دختر تا هفت سال افزايش مي يابد. در اين مدت تأمين هزينه به عهده پدر است. مگر اين که طرفين به طريق ديگري توافق داشته باشند؛ مانند اين که مقرر شود نگهداري و هزينه به عهده مادر باشد. در هر حال به موجب قانون، پس از رسيدن طفل پسر به دو سال تمام و دختر به هفت سال تمام حضانت با پدر است. در اين جا نکاتي به طور خلاصه و به زبان ساده يادآوري مي شود:
همان طور که اشاره شد چنانچه پدر و مادر در مورد حضانت طفل توافق داشته باشند، قانون دخالتي در تصميم آنان ندارد و آن ها مي توانند به ترتيب اطمينان بخشي از طفل نگهداري کنند. بنابراين اگر پس از رسيدن طفل به سن مقرر قانوني که براي حضانت مادر پيش بيني شده، والدين ادامه حضانت را به مصلحت بدانند مي توانند مطابق ميل و خواسته خود عمل کنند. به اين ترتيب اگر پدر و مادر پس از رسيدن دختر به سن هفت سالگي مصلحت بدانند که وي همچنان در حضانت مادر باقي باشد، قانون نيز به توافق ايشان احترام مي گذارد و آن را معتبر مي شناسد.

در مواردي که دادگاه با رعايت مصلحت طفل، حضانت را به پدر يا مادر محول مي کند پس از قطعي شدن آن طرفين بايد حکم دادگاه را محترم شمارند و مفاد آن را به موقع اجرا کنند؛ کسي که فرزند را در اختيار دارد بايد مطابق دستور دادگاه رفتار کند و طفل را در اختيار فردي قرار دهد که دادگاه تعيين کرده است.

ماده 632 قانون مجازات اسلامي مقرر کرده است: اگر کسي از دادن طفلي که به او سپرده شده در موقع مطالبه اشخاصي که قانوناً حق مطالبه دارند، امتناع کند به مجازات از سه تا شش ماه حبس يا به جزاي نقدي از يک ميليون و پانصد هزار تا سه ميليون ريال محکوم خواهد شد.

هيچ يک از پدر و مادر نمي توانند از حضانت و نگاهداري طفل خودداري کنند؛ زيرا حضانت حق و تکليف آنان است و اگر هر يک از ابوين که نگاهداري به عهده اوست از انجام اين تکليف امتناع کند و طرف مقابل يا هر يک از خويشان به مقام قضايي اطلاع دهد دادگاه پدر و مادري که را عهده دار حضانت است ملزم مي کند تا در اين مورد اقدام کند؛ و اگر الزام ممکن نباشد به خرج پدر و اگر پدر فوت شده باشد به خرج مادر حضانت طفل را تأمين مي کند.(3)

هيچ طفلي را نمي توان از پدر و مادر جدا کرد مگر به حکم قانون؛(4) همان طور که والدين نمي توانند فرزند خود را رها نموده و از نگهداري او خودداري کنند. هرگز نمي توان فرزندي را از والدين جدا کرد؛ مگر اين که درقانون پيش بيني شده و دادگاه در اين باره رأي صادر کند؛ براي مثال پس از طلاق، حضانت فرزندي به مادرش سپرده شده است ، با توجه به اين که به موجب قانون اگر مادر در مدتي که حضانت با اوست، مبتلا به جنون شود، يا به ديگري شوهر کند، حق حضانت با پدر است.(5) چنانچه پدر مراتب فوق را به دادگاه اطلاع داده و خواستار حضانت شود، پس از اين که صحت موضوع براي دادگاه احراز شد و پدر نيز صلاحيت نگاهداري فرزند را داشت، حضانت از مادر سلب، و به پدر واگذار مي شود. مثال ديگر اين که پدر و مادر هر دو داراي انحرافات اخلاقي (براي مثال معتاد به مواد مخدر) باشند که در اين صورت نيز دادگاه به حکم قانون و رعايت مصلحت مي تواند طفل را از والدين جدا کند و به فرد صالحي بسپارد.

نکته ديگري که بيانش ضروري به نظر مي رسد اين است که، طرحي به منظور ارتقاي سن حضانت پسر از دو سال به هفت سال از طرف نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي مطرح گرديد که پس از تصويب به علت مخالفت شوراي نگهبان، در مجمع تشخيص مصلحت نظام مطرح شده و در دست بررسي است.


نحوه ملاقات طفل

بسياري از پدران و مادران براي رسيدن به اهداف خود به ناحق طفل را وجه المصالحه قرار مي دهند و روح لطيف او را بازيچه مقاصد خود مي کنند.
بر اساس قانون، در صورتي که به علت طلاق يا به هر جهت ديگر ابوين طفل در يک منزل سکونت نداشته باشند (براي مثال قبل از طلاق، جدا از يکديگر زندگي کنند)، هر يک از ابوين که طفل تحت حضانت او نيست، حق ملاقات طفل خود را دارد. تعيين زمان و مکان ملاقات و ساير جزئيات مربوط به آن در صورت اختلاف بين ابوين با محکمه است.

در اين ماده وضعيت ملاقات طفل و نحوه آن در دو زمان قبل و بعد از طلاق مطرح شده که لازم است توضيح کوتاهي در هر مورد بيان شود:


ملاقات طفل قبل از وقوع طلاقچنانچه زن و شوهر قبل از طلاق به دلايلي که قبلاً گفته شد، جدا از يکديگر زندگي کنند (براي مثال زن به لحاظ عدم تأمين جاني يا شرافتي در منزل جداگانه به سر برد و طفل همراه پدر زندگي کند) مادر مي تواند فرزند خود را ملاقات نمايد و اگر در اين باره توافق حاصل نشود، يا پدر از ملاقات جلوگيري کند. مادر مي تواند با تقديم دادخواستي به دادگاه خانواده خواستار تعيين زمان و مکان ملاقات شود.
گاهي ملاقات طفل د رمحل سکونت پدر يا مادري که ازطفل نگهداري مي کند، موجب تنش و برخوردهايي از سوي آن ها يا خانواده طرفين مي شود که آثار نامطلوبي بر طفل مي گذارد. در اين شرايط دادگاه ها سعي بر پيشگيري از چنين برخوردهايي دارند و مکاني به غير از محل سکونت طرفين را براي ملاقات تعيين و منظور مي کنند؛ از جمله مرجع انتظامي محل، پارک يا مسجد محل؛ صرف نظر از اين که اين محل ها براي ملاقات طفل مناسب است يا خير، به لحاظ حفظ امنيت جسمي و در بعضي موارد رواني طفل، چنين تصميماتي اتخاذ مي شود. زمان ملاقات طفل نيز اگر مورد اختلاف باشد توسط دادگاه تعيين مي شود و به هر حال کم تر از يک بار در ماه نخواهد بود.(7)



ملاقات طفل پس از وقوع طلاقدر زمان طلاق دادگاه در مورد اين که حضانت طفل به عهده پدر قرار گيرد يا مادر عهده دار آن شود، تصميم لازم را اتخاذ مي کند و در باره نحوه ملاقات و زمان و مکان آن نيز اظهار نظر و تعيين تکليف مي نمايد. چنانچه اين موارد در حکم دادگاه لحاظ نشده باشد. هر يک از پدر و مادر مي تواند دادخواستي به دادگاه تقديم کند و تصميم گيري در موارد فوق را خواستار شود. در قانون حمايت خانواده پيش بيني شده که دادگاه ترتيب نگاهداري اطفال را با توجه به وضع اخلاقي و مالي طرفين معين کند و اگر قرار باشد فرزندان نزد مادر يا شخص ديگري بمانند ترتيب نگهداري و ميزان هزينه آنان را مشخص نمايد و همچنين ترتيب ملاقات اطفال را براي طرفين معين کند.
در هر حال هيچ يک از پدر و مادري که نگهداري طفل را به عهده دارد نمي تواند مانع از ملاقات طرف مقابل شود و قانونگذار براي چنين عملي که موجب نگراني طرف مقابل و لطمات روحي به طفل مي شود، محکوميتي پيش بيني کرده؛ علاوه بر آن به دادگاه اختيار داده است که در صورت لزوم حضانت طفل را به شخص ديگري واگذار کند.(9)

نکته ديگري که اهميت دارد اين است که در قانون حمايت خانواده پيش بيني شده که پدر يا مادر يا کساني که حضانت طفل به آن ها واگذار شده نمي توانند طفل را به شهرستاني غير از محل اقامت مقرر بين طرفين و يا غير از محل اقامت قبل از وقوع طلاق و پايه خارج از کشور بدون رضايت والدين بفرستند؛ مگر در صورت ضرورت و با کسب اجازه از دادگاه؛(10)اما اجراي اين قانون در عمل مشکلاتي را به دنبال داشته و در بسياري موارد ناديده گرفته مي شود.

پي نوشت:

1. معين، دکتر محمد؛ « فرهنگ فارسي»، ذيل واژه حضانت

2. ماده 1115 قانون مدني

3. ماده 1172 قانون مدني

4. ماده 1175 قانون مدني

5. ماده 1170 قانون مدني

6. ماده 1174 قانون مدني

7. ماده 12 آيين نامه اجرايي قانون حمايت خانواده

8. ماده 12 قانون حمايت خانواده مصوب 1353

9. ماده 14 همان قانون

10. تبصره ماده 14 قانون حمايت خانواده مصوب 1353

تگ ها: حضانت زن فرزند 




برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان