بسم الله
 
EN

بازدیدها: 897

يک فقره دعوا چه قدر آب مي خورد؟

  1390/8/16
خلاصه: بيشتر کساني که با ديگران درگير مي‌شوند شايد حتي به فکرشان نيز نرسد آسيبي که به آن فرد زده‌اند آنها را جزو مرتکبان جرح عمدي قرار داده است، ‌اما وقتي خشم طغيان مي‌‌کند کمتر کسي است که به عواقب آن فکر کند، ولي به هر حال نظر قانونگذار در مورد اين دسته از افراد کاملا واضح است.
وقتي مجرمين در محضر دادگاه قرار مي‌گيرند اعلام مي‌کنند هيچ قصد قبلي براي قطع يا جرح عضو فرد مصدوم نداشته‌اند، اما قاضي به آنها خواهد گفت اگر چه او چنين قصدي نداشته، اما نوع وسيله‌اي که از آن براي انجام اين کار استفاده کرده منجر به چنين نتيجه‌اي شده است.

شرکت در منازعه يعني روي آوردن به ضرب و جرح. يعني دست زدن به جرم عليه اشخاص که تبعات حقوقي فراواني براي افراد به بار مي‌آورد. ضرب يعني زدن که از نظر حقوقدانان به صدماتي گفته مي‌شود که وارد کردن آنها موجب از هم گسيختگي ظاهري نسوج و خونريزي از بدن نمي‌شود. پس کسي که در يک نزاع شرکت مي‌کند و موجب ايجاد کبودي،‌ تورم، پيچ خوردن مفاصل و خون‌مردگي در بدن طرف ديگر درگيري مي‌شود از نظر قانون مرتکب ضرب شده است.

ضرب ممکن است با دست يا پا با تمام سنگيني بدن يا با استفاده از ابزاري مثل چوب، آهن يا سنگ اتفاق بيفتد، ‌اما به هر حال ملاک تشخيص وارد کردن صدمه به بدن، آسيب ظاهري بدون خونريزي است. در مقابل، جرح به معني زخم زدن به ديگري به آسيب‌هايي گفته مي‌شود که با خونريزي ظاهري و بيروني همراه باشد، مثل وقتي که کسي باعث ايجاد خراشيدگي، بريدگي يا پارگي در بدن فرد ديگري مي شود. پس قطع عضو، سوختگي، شکستگي و بريدگي يا مواردي شبيه اينها جزو انواع جرح به حساب مي‌روند...

بيشتر کساني که با ديگران درگير مي‌شوند شايد حتي به فکرشان نيز نرسد آسيبي که به آن فرد زده‌اند آنها را جزو مرتکبان جرح عمدي قرار داده است، ‌اما وقتي خشم طغيان مي‌‌کند کمتر کسي است که به عواقب آن فکر کند، ولي به هر حال نظر قانونگذار در مورد اين دسته از افراد کاملا واضح است.

پس اگر شخصي به قصد قطع يا جرح عضو به ديگري صدمه بزند يا حتي قصد اين عمل را نداشته باشد،‌ ولي نوع عملش منجر به قطع يا جرح عضو شود مرتکب عمل عمدي شده است. مثل کسي که به قصد دور کردن کسي از صحنه درگيري يا ادب کردن او با چاقو به وي صدمه مي‌زند. وقتي چنين افرادي در محضر دادگاه قرار مي‌گيرند اعلام مي‌کنند هيچ قصد قبلي براي قطع يا جرح عضو فرد مصدوم نداشته‌اند، اما قاضي به آنها خواهد گفت اگر چه او چنين قصدي نداشته، اما نوع وسيله‌اي که از آن براي انجام اين کار استفاده کرده منجر به چنين نتيجه‌اي شده است.

بعضي اوقات نيز اتفاق مي‌افتد فردي که دست به جرح عمدي زده نه قصد چنين کاري داشته و نه وسيله‌اي که از آن استفاده کرده يا نوع عملش باعث بروز صدمه شده، بلکه عمل او نسبت به طرف مقابل به واسطه پيري، بيماري، ضعف جسماني يا سن کم مصدوم منجر به قطع يا جرح عضو شده در حالي که خودش (صدمه زننده) از اين موضوع با خبر بوده است. اگر قاضي تشخيص دهد قطع يا جرح عضو عمدي است مصدوم مي‌تواند تقاضاي قصاص کند که اگر مجرميت ضارب اثبات شود با رعايت شرايطي قصاص خواهد شد.

به اين ترتيب بايد در قصاص بين اعضا تساوي باشد، يعني اگر کسي دست راست ديگري را شکست دست راست او به تقاضاي مصدوم شکسته شود يعني هر عضو در مقابل همان عضو و همان محل در مقابل همان محل. البته در اينجا يک استثنا وجود دارد. به‌اين صورت که اگر مجرم دست راست نداشته باشد دست چپ او و اگر دست چپ هم نداشته باشد پاي او به جاي دست قصاص مي‌شود، ولي اين قاعده در مورد ساير اعضا مثل گوش و چشم صدق نمي‌کند.

در مورد قصاص علاوه بر تساوي بين‌محل اعضا بايد آنها را از نظر سالم بودن هم با يکديگر مساوي باشند. براي همين در بعضي جراحت‌ها و سوختگي‌ها يا در مورد شکستگي استخوان‌ها که ممکن است قصاص موجب مرگ مجرم شود يا بيشتر از صدمه‌اي که وارد کرده صدمه ببيند به جاي قصاص از او ديه گرفته مي‌شود. در اين ميان گاه اتفاق مي‌افتد يا شاکي از قصاص صرف نظر مي‌کند يا شرط تساوي محقق نمي‌شود که در اين صورت ضارب به ? تا ? سال حبس محکوم مي‌شود.

طبق قوانين آيين دادرسي کيفري، اين ميزان حبس با تحقق ? شرط اتفاق مي‌افتد يعني صدمه وارده موجب نقصان يا شکستن يا از کار افتادن عضو مصدوم شود، صدمه وارده منتهي به مرض دائمي فقدان يا نقص يکي از حواس يا منافع مصدوم شود، صدمه وارده منجر به از بين رفتن عقل مصدوم شود و قاضي تشخيص دهد که اقدام مجرم باعث اخلال در نظم و امنيت عمومي شده يا موجب شود وي يا ديگران جري و گستاخ شوند. حالا اگر چنين آسيب‌هايي پيش نيامده باشد ولي مجرم هنگام ايجاد صدمه از اسلحه يا چاقو يا ابزاري شبيه اينها استفاده کرده باشد به ? ماه تا يک‌سال حبس محکوم خواهد شد.

نزاع دسته‌جمعي
اگر در يک درگيري بيش از ? نفر شرکت‌کنند آن وقت آن درگيري به نزاع دسته‌جمعي تبديل مي‌شود که قوانين و تبعات حقوقي مخصوص به خودش را دارد. در اين موارد قانونگذار براي هر يک از شرکت‌کنندگان در منازعه چه آسيب ديده باشند و چه آسيب‌زده باشند مجازات تعيين کرده آن هم به اين علت که در درگيري شرکت کرده‌اند. در اين شرايط در صورتي که منازعه به نقص عضو منتهي شود هر يک از شرکت‌کنندگان به حبس از ? ماه تا ? سال محکوم مي‌شوند و اگر منازعه منتهي به ضرب و جرح شود هر يک به ? ماه تا يک‌سال حبس.

البته در درگيري‌هاي دسته‌جمعي معمولا شرکت‌کنندگان در آن بيان مي‌کنند که قصد ميانجيگري يا دفاع از خود را داشته‌اند که در هر صورت بايد بتوانند گفته‌هاي خود را ثابت کنند، ولي به هر حال تشخيص اين موضوع با قاضي است و اگر دادگاه تشخيص دهد که فردي در حال دفاع مشروع از خود بوده است از تمامي مجازات‌هاي مندرج در قانون معاف مي‌شود.

چه دفاعي مشروع است
اثبات دفاع مشروع کار سختي است يعني کار مشکلي است که فردي در محضر دادگاه بتواند ثابت کند براي دفاع از جان، مال و ناموس خود يا ديگري يا آزادي تن خود يا ديگري در برابر تجاوز يا خطر قريب‌الوقوع مرتکب اعمالي مثل قتل، ضرب و جرح که ذاتا جرم محسوب مي‌شوند، شده است. ولي به هر‌حال قانون مي‌گويد وقتي دفاع فرد متناسب با تجاوز و خطر باشد و عمل او بيش از حد لازم نباشد، همچنين امکان توسل به ماموران انتظامي بدون وقت ممکن نباشد يا اين که مداخله آنها در رفع تجاوز يا خطر موثر نباشد، دفاع مشروع به شمار مي‌رود.

پس وجود تمام اين شرايط براي احراز دفاع مشروع ضروري است و اگر هر کدام از اين شروط محقق نشود هيچ عمل دفاعي، مشروع تلقي نمي‌شود. در اين ميان توجه به اين نکات نيز مهم است که دفاع از جان، ناموس، مال يا آزادي تن ديگري هنگامي مشروع تلقي مي‌شود که او قدرت دفاع نداشته و نياز به کمک داشته باشد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان