بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,371

همسر کشي، علل و عوامل وقوع آن

  1390/8/14
خلاصه: وقوع قتل از نوع همسرکشي در جوامع امروزي علل و عواملي دارد که در گفت‌وگو با کارشناسان به برخي از دلايل آن پرداخته‌ شد.
به گزارش خبرنگار قضايي فارس، موضوع قتل از ديرباز و با آغاز و پيدايش انسان بر روي اين کره خاکي به عنوان پديده شومي مورد نکوهش قرار گرفت.

نکوهش موضوع قتل آنقدر با اهميت بوده است که در آيات قرآن هم به آن اشاره شده و براي آن مجازات سختي در نظر گرفته شده است.

قتل مانند تمامي جرائم داراي اقسام مختلفي است. برخي تقسيم‌بندي در رابطه با اين جنايت را براساس نوع وقوع انجام داده‌اند و دسته ديگري آن را براساس وابستگي‌ها و همچنين علت وقوع تقسيم کرده‌اند.

با توجه به گوناگوني تقسيم‌بندي قتل‌ها مي‌توان به يک گروه خاص از آنها با نام «همسرکشي» توجه ويژه‌اي داشت که در آن يکي از زوجين خواه مرد، خواه زن، به علل مختلف از سوي شريک زندگي خود به قتل مي‌رسد.

همسرکشي براساس ديدگاه متخصصان امر، جرم‌شناسان، قضات حقوقدانان و حتي روانشناسان علل مختلفي دارد که شايد مهم‌ترين آنها را بتوان در چند گروه عمده مانند حذف روابط عاطفي، بروز اختلافات بزرگ مانند خيانت، قتل‌ها آني بدون سبق تصميم و در حين درگيري و انتقام‌گيري تقسيم‌بندي کرد.

براساس اين تقسيم‌بندي‌ها، خبرگزاري فارس با تني چند از کارشناسان درباره وقوع اين جرم به گفت‌وگو پرداخته است که پيش از اين منتشر شده است و در مجموع آن‌ها در زير آمده است...


*برخي قاتلان به خاطر سوء‌ظن همسرانشان را مي‌کشند
---------------------------------------------------------------

محمد حسين شاملو مستشار دادگاه کيفري استان تهران مدعي شد: اين گونه قتل‌ها همانند ساير قتل‌ها به دليل وقوع چند عامل به طور همزمان و يا جداگانه رخ مي‌دهد.

وي گفت: دسته اول افرادي هستند که به واسطه مصرف مواد مخدر روانگردان به همسرانشان ظنين مي‌شوند و همين سوء ظن باعث مي‌شود تا همسرشان را به قتل برسانند.

قاضي سابق دادسراي امور جنايي تهران تصريح کرد: دسته دوم افرادي هستند که به روابط نامشروع همسرشان پي مي‌برند و پيش از آنکه او را طلاق دهند به دليل خشم ناشي از فهميدن اين موضوع او را به قتل مي‌رسانند.

وي ادامه داد: دسته سوم کساني هستند که خودشان روابط نامشروعي دارند و همسرشان را مزاحم برقراري رابطه نامشروعشان مي‌دانند و هميشه از اين موضوع که همسرشان مطلع شود، نگرانند به همين دليل همسرشان را از سر راهشان برمي‌دارند.

شاملو تصريح کرد: دسته ديگري هستند که بيماري‌هاي رواني نهفته دارند و از آنجا که اين بيماري‌ها در طول دوران نوجواني و جواني درمان نشده بي‌دليل با همسرانشان درگير شده و آنها را به قتل مي‌رسانند.

وي گفت: دسته آخر کساني هستند که در درگيري‌هاي لفظي بر سر مسائل بي‌اهميت دچار هيجانات و اتفاقات خاصي مي‌شوند و پس از يک فعل و انفعال ذهني از کوره در رفته و به طور اتفاقي اقدامي را انجام مي‌دهند که طي آن همسرشان به قتل مي‌رسد در حالي که قصدشان به قتل رساندن همسرشان نبوده است.

مستشار دادگاه کيفري استان تهران درباره اين سؤال که آيا اين افراد که جزو دسته آخر هستند و بدون تصميم قبلي دست به اين اقدام مي‌زنند با ديگران برابر هستند، گفت: اگر مشخص شود که قتل عمد بوده و شامل شرايطي که قتل عمد داشته است، باشد ديگر تفاوتي وجود ندارد و در صورت درخواست اولياي دم براي اين افراد مجازات قصاص در نظر گرفته مي‌شود.

شاملو درباره اينکه چرا برخي از اين افراد پس از به قتل رساندن همسرشان اقدام به انتقال جسد به خارج از شهر کرده و آن را در محلي رها مي‌کنند، گفت: اين افراد مي‌دانند که در صورت پيدا شدن جسد همسرشان اولين فردي که در مظان اتهام قرار مي‌گيرد، خودشان است به همين دليل قصد فريبکاري داشته و جسد را به نقطه نامعلومي منتقل مي‌کنند.


*حذف روابط عاطفي عمدتاً منجر به همسرکشي مي‌شود
-----------------------------------------------------------------

علي دلداري، يکي از قضات سابق دادسراي امور جنايي با بيان اين مطلب که يکي از خشن‌ترين جرائمي که در دنياي امروزي بدون در نظر گرفتن فرهنگ،‌ مذهب و سطح سواد در جوامع رخ مي‌دهد قتل عمد است،‌ افزود:‌ بدترين حالت قتل‌هاي عمد قتل‌هاي خانوادگي هستند که در اثر نتايج زيان‌بار خشونت در داخل خانواده‌ها به اشکال مختلف حاصل مي‌شوند.

وي افزود: قتل‌هاي خانوادگي به شکل برادرکشي‌، فرزند‌کشي، همسرکشي و از اين قبيل در سطح جامعه مشاهده مي‌شوند که در بين همه اينها، ‌آنچه آمار را بيش‌تر به خود اختصاص داده، قتل توسط همسران در جوامع است.

اين کارشناس مسائل حقوقي و جنايي ادامه داد: زن و مرد جواني که روزي پيوند و پيمان مشترک براي زندگي در کنار هم را بسته بودند ‌تا کانون گرم و صميمي براي سعادت خود و فرزندانشان فراهم کنند در برخي موارد خشونت را به حدي مي‌رسانند که کانون چنين خانواده‌اي با يک پرونده قتل مختومه مي‌شود.

وي گفت: همسر‌کشي با توجه به سوابق پرونده‌هايي که تا به حال مشاهده شده دلايل مختلفي داشته است که عدم شناخت کافي در هنگام ازدواج‌، فقر فرهنگي، فقر اقتصادي‌، اعتياد‌، فساد اخلاقي‌، الکلي بودن طرفين‌، دخالت اطرافيان و آشنايان مي‌تواند از انگيزه‌هاي ارتکاب به قتل باشد.

وي اضافه کرد: وقتي شخصي در زندگي مشترک خود با يکسري مشکلات و ‌مواجه شود و نتواند راه حلي براي آن پيدا کند در اين صورت قوه عقلاني وي از بين رفته و در يک حرکت ضد‌اخلاقي دست به جنايت مي‌زند.

دلداري اظهار اشت: ‌زماني که زوجين به مشکلاتي برخورد مي‌کنند بايد با توسل به نصايح و ارشاد بزرگ‌ترها و يا اين که در صورت عدم حصول توافق با مراجعه به مراجع قانوني از اين طريق به صورت عاقلانه و منطقي مشکل خود را حل کنند.

وي با بيان اين که اگر خداوند ازدواج را امري حلال قرار داده است،‌ واقعه طلاق را اگر چه ناپسند است به عنوان امر حلال نيز تشريح کرده است، افزود: براي هر مشکلي که بين زن و شوهر وجود دارد راهکار قانوني هم هست.

اين قاضي سابق دادسراي امور جنايي اظهار داشت: جدايي و طلاق مي‌تواند از راهکارهاي منطقي عدم ادامه زندگي مشترک دانست نه قتل و جنايت را که متأسفانه در جامعه امروزي افراد به جاي استفاده از راهکارهاي مناسب و معقول در برابر مشکلات داخلي خانه به زور متوسل شده و در زمان عصبانيت کنترل خود را از دست داده و مرتکب قتل مي‌شوند.

وي گفت:‌ قتل‌هايي که معمولاً پس از مشاجره و درگيري در داخل خانه بين زوجين به صورت اتفاقي رخ مي‌دهد، قتل‌هايي هستند که افراد پس از ارتکاب به آن اظهار پشيماني مي‌کنند‌ اما اظهار پشيماني در قتل‌هايي که با سبق تصميم و با طرح و نقشه قبلي انجام مي‌شوند‌، ‌قابل پذيرش نيست.

دلداري تأکيد کرد: وقتي قاتل براي از بين بردن جسد نقشه‌هايي را طراحي مي‌کند و با علم به اين که روزي به دام پليس خواهد افتاد آن قدر در اين طراحي به زعم خود دقت مي‌کند‌، اظهار پشيماني معنايي ندارد.

وي افزود: معمولاً مردان وقتي قصد کشتن زن خود را مي‌کنند از مساعدت و کمک شخص ديگري بهره‌مندي نمي‌گيرند ولي زنان در هنگام ارتکاب قتل عليه شوهرانشان به دليل ناتواني يا کم‌تواني مبادرت به استخدام شخص بيگانه‌اي مي‌کنند.

کارشناس مسائل قضايي و حقوقي تصريح کرد: انگيزه فقط در جناياتي که با سبق تصميم و طراحي نقشه از قبل رخ مي‌دهد وجود دارد و انگيزه در چنين جنايت‌هايي (همسرکشي) حذف فيزيکي طرف مقابل يعني (زن يا شوهر) براي رسيدن به اهداف مشخصي است که عمدتاً اهدافي غير اخلاقي است‌.

وي افزود:‌ فجيع بودن قتل‌ها مختص به همسرکشي نيست. هر شخصي که با حس کينه‌،‌ نفرت و انتقام دست به قتل بزند و بعد از کشتن مقتول ‌به فکر مثله کردن،‌ سوزاندن و ... مي‌افتد‌،‌ قاتلي است که شايد سال‌ها ‌در تخيلش به اين امر دست زده باشد.

وي ادامه داد: اين اشخاص معمولاً در تخيل و ذهن خود هزاران بار طرف مقابل خود را کشته‌،‌ جسد وي را قطعه قطعه کرده و دوباره وي را زنده مي‌کنند و به شکل جديدي وي را از پاي در مي‌آورند تا بالاخره بتوانند با روشي که از ديدگاه خودشان بهتر است و در نهايت با استفاده از فرصتي مناسب اين کار را عملي کنند.

دلداري با بيان اين‌که کمرنگ شدن روابط عاطفي بين زوجين مسئله مهمي در خانواده‌ها است‌، افزود: زندگي اين نوع زوجين عموماً‌، ‌زندگي صرفاً فيزيکي است بدون هيچ‌گونه روابط عاطفي، احساس مهر و محبت از جانب طرفين که در اين زندگي‌ها، ‌معمولاً زن در عالم خويش و مرد در عالم خود سير مي‌کنند و هيچ کدام نمي‌دانند طرف مقابلشان داراي چه افکاري است.


*قاتلان از ترس مجازات جنازه همسرشان را پس از قتل جا‌به‌جا مي‌کنند
---------------------------------------------------------------------------------

پس از دلداري که معتقد است حذف روابط عاطف در وقوع همسرکشي نقش ايفا مي‌کند به سراغ يکي ديگر از مستشار دادگاه کيفري رفته و از وي دليل جابه جايي جسد را توسط قاتل در اين گونه قتل‌ها جويا شديم وي گفت: برخي از مردان به دليل ترس از مجازات جنازه همسرشان را پس از قتل به مکان ديگري منتقل کرده و سعي در نابودي آن دارند.

ولي الله حسيني افزود: در قانون مجازات اسلامي به نحوي پيش‌بيني شده که مبحث قتل‌هاي آني با منشأ جنون آني مورد توجه قرار گرفته باشد.

وي ادامه داد: اينکه فردي دچار جنوني آني است يا خير؟مقوله مهمي است زيرا جنون در هر رتبه‌اي که باشد رافع مسئوليت کيفري است اما نمي‌توان افراد سالمي که هيچگونه بيماري ندارند را جزو اين دسته قرار داد.

وي تصريح کرد: در صورتي که افراد در زمان ارتکاب قتل دچار هر نوع جنوني باشند مسئوليت کيفري‌شان برداشته مي‌شود اما متأسفانه اين اصطلاح رايجي که امروزه از آن به عنوان جنون آني ياد مي‌شود اشتباه است زيرا نمي‌توان کسي که تاکنون هيچ سابقه بيماري را نداشته جزو اين دسته قرار داد.

اين مستشار دادگاه کيفري در رابطه با نحوه قانونگذاري در کشورمان درباره رسيدگي به اينگونه قتل‌ها گفت: قانونگذار به نحو خوبي متأثر از حقوق دنيا و حقوق فقهي ما جمع‌بندي انجام داده و عنوان کرده اگر کسي قصد قتل نداشته باشد و عمل نوعا کشنده نباشد مرتکب قتل عمد نشده است.

وي ادامه داد: براي مثال اگر دو نفر با يکديگر شوخي کنند و بدون اينکه هيچکدام قصد قتل ديگري را نداشته باشند، ديگري را هل داده و سر فردي به زمين بخورد و فوت کند از مصاديق قتل غير عمد خواهد بود اما بايد از مردي که جلوي دهان و بيني همسرش را مي‌گيرد و اجازه هيچ نفس کشيدني به او نمي‌دهد پرسيد اگر قصدت ساکت کردن همسرت بود چرا جلوي بيني او را هم گرفتي و اجازه ندادي نفس بکشد.

وي گفت: بايد پرسيد آيا متعارف است که فردي صرفا براي ساکت کردن همسرش و خاتمه يک درگيري خانوادگي همه منافذ تنفسي همسرش را ببندد و يا حتي گلوي او را فشار دهد که منجر به مرگ او شود و متأسفانه امروز شاهد آن هستيم که برخي از قاتلان براي فرار از مجازات چنين بحث‌هايي را مطرح مي‌کنند.

ولي‌الله حسيني درباره اين سؤال که آيا قاتلاني که جنازه مقتول را به ديگر مناطق برده و سر به نيست مي‌کنند نشان از تصميم قبلي آنها در به قتل رساندن است، گفت: نمي‌توان به قطعيت اين موضوع را تعميم داد زيرا اعمالي که قاتل بعد از قتل انجام مي‌دهد در وقوع قتل تأثيري ندارد.

وي گفت: اصولاً قاتلان پس از وقوع قتل به دليل ترس از مجازات جنازه مقتول را جابجا مي‌کنند.


*مسائل اجتماعي مهم‌ترين عامل همسر‌کشي است
-----------------------------------------------------------

سياوش لاجوردي روانشانس کشور نيز مدعي شد: اقدام به همسرکشي از ديدگاه درون رواني‌، به يافته‌هاي ذهني هر آدم مربوط است که آن‌ هم با فعاليت‌هاي شيميايي و بيوشيمي مغز هر فرد مرتبط است.

وي در ادامه گفت: ناهنجاري در رفتار آدم‌ها به نگرش ذهن افراد بستگي دارد که در نهايت در برخورد با مشکلات باعث به وجود آمدن يک سري اختلال‌ها‌ شده و مي‌تواند منجر به اقدامات نامناسب شود.

وي با بيان اين مطلب که انسان‌ها در خلا زندگي نمي‌کنند، اضافه کرد: ارتباطي که هر شخص با فرد ديگري برقرار مي‌‌کند‌،‌ مربوط به روان‌شناسي بين فردي افراد است و در اين ارتباطات از يک طرف افراد بر روي ديگري تأثير گذاشته و‌ از طرف ديگر متأثر از رفتار ديگران است.

لاجوردي با بيان اين که مهم‌ترين مسئله درباره همسر‌کشي به مسائل اجتماعي مربوط است، افزود: ‌ارتباط افراد با يکديگر در جامعه بر روي نوع نگرش آن‌ها در اجتماع و همچنين نوع ارتباطشان تأثير مي‌گذارد.

اين روانشناس اظهار داشت:‌ سوء‌تفاهم‌ها، سازه‌هاي ذهني و باورهاي غلط‌ به همراه تفکرات غيرمنطقي مي‌تواند در ايجاد انگيزه ارتکاب به همسرکشي در بين زوجين مؤثر واقع شود.

وي با بيان اين مطلب که انگيزه همسر‌کشي در بين زن و مرد متفاوت است‌، گفت: مسئله غيرت در مرد سنتي ايراني در جامعه ما بسيار پررنگ و با اهميت است‌، هيچ مردي نمي‌تواند خيانت همسر خود را هضم کند، همان طوري که درک اين مسئله براي خيلي از اقوام و جوامع پذيرفته شده است.

وي تأکيد کرد:‌ عدم درک صحيح از ازدواج مي‌تواند منجر به خشونت، پرخاشگري، عدم امنيت، عدم اعتماد و در نتيجه همسرکشي شود. اقدام به همسر‌کشي اقدامي آني و به هنگام نيست و بايد با توجه به عوامل متأثر در آن شرايط ‌مورد بررسي قرار گيرد.


*برخي از همسرکشي‌ها ناخواسته رخ مي‌دهد
-----------------------------------------------------

اما در ميان کارشناساني که خبرنگار قضايي فارس، به سراغ آنها رفت عبدالصمد خرمشاهي نظري متفاوت ارائه کرد و گفت: برخي از همسرکشي‌ها برخلاف قتل‌هاي ديگر بدون سبق تصميم و به صورت ناخواسته رخ مي‌دهد.

وي مدعي شد: بسياري از مواردي که منجر به همسرکشي مي‌شود ناخواسته ‌است. و در برخي موارد زن و شوهر بدون آنکه قصد قتل يکديگر را داشته باشند با يکديگر درگير مي‌شوند که در اين درگيري يکي از طرفين به قتل مي‌رسد.

خرمشاهي افزود: قانون‌گذار در ماده 206 قانون مجازات اسلامي شرايط وقوع قتل عمد را مورد بررسي قرار داده است اما کمتر به قتل‌هاي آني توجه شده است.

اين وکيل دادگستري گفت: در کشورهاي ديگر به اين نکته از سوي پزشکان قانون توجه بيشتري مي‌شود که موضوع جنون آني چه ميزان در وقوع قتل موثر بوده است.

وي گفت: متأسفانه در کشور ما به اين نکته توجهي نمي‌شود و اين بعد قضيه که واقعاً شايد زن و شوهر قصد قتل نداشته‌اند پرداخته نمي‌شود.

خرمشاهي همچنين درباره اين پرسش که چرا در همسرکشي طرفين درگيري اقدام به انتقال جنازه به نقطه نامعلوم مي‌کنند و قصد از بين بردن آن را دارند گفت: معمولاً کساني که مرتکب همسرکشي مي‌شوند قاتلان بالفطره و با تجربه نيستند.

وي ادامه داد: همين امر باعث مي‌شود تا اين افراد پس از ارتکاب حادثه منجر به قتل اختيار خود را از دست مي‌دهد و به دليل شدت ترس سعي مي کند تا خود را بي‌گناه جلوه دهد.

***

نگارنده اين گزارش قصد ندارد تا جانب مقصران يا افراد زيان‌ديده ناشي از وقوع اين قتل‌ها را بگيرد اما براساس گفته متخصصان اين نکته خودنمايي مي‌کند که نقش مسئولان فرهنگي در جلوگيري از بروز اين نوع قتل‌ها نقشي پررنگ است.

اين در حالي است که نبايد از نقش آموزه‌هاي ديني و همچنين دوري از برخي بدبيني‌ها غافل شد، زيرا به گفته برخي از کارشناسان اين نوع قتل‌ها به دليل نوعي سوء ظن رخ مي‌دهد...





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان