بسم الله
 
EN

بازدیدها: 856

استاد مطهري و روشنفکران-قسمت اول

  1390/8/12
خلاصه: استاد مطهري و روشنفکران-قسمت اول
مقدمه


کتاب حاضر مشتمل است بر مباحثي منتخب از آثار استاد شهيد آية الله‏ مطهري که وجه مشترک آنها اين است که همه آنها نقد انديشه‏هاي روشنفکران‏ مسلمان پيرامون مسائل اسلامي است و طي آن لغزشهاي فکري آنان که غالبا ناشي از کم اطلاعي آنها از معارف اسلامي بوده آشکار گرديده است . اين‏ کتاب شامل هفت بخش مي‏باشد . بخش اول را انتقاد استاد از برداشت غلط برخي روشنفکران مسلمان از معجزه ختميه تشکيل مي‏دهد . در اين بخش ، اين‏ نظريه که معجزه پيغمبر اسلام تنها قرآن مي‏باشد و رسول اکرم معجزه‏اي غير از قرآن نداشته است به نحو عالمانه ابطال گرديده است . " نقدهايي از استاد شهيد بر آثار دکتر شريعتي " بخش دوم اين کتاب مي‏باشد و در آن ، بخشي از کتاب " اسلام شناسي " و کتاب " از کجا آغاز کنيم ؟ " مورد نقد قرار گرفته است . نظر به اظهار نظرهايي که در مورد نشر اين گونه‏ نوشته‏هاي استاد شده است ، در اينجا توضيحي لازم به نظر مي‏رسد :
برخي گفته‏اند نشر اين گونه نوشته‏ها از استاد مانند آن است که متفکري‏ را با لباس زير از خانه بيرون بکشند و اگر استاد حضور
داشتند به اين نحو منتشر نمي‏کردند ، بنابراين نشر اين نوشته‏ها مصلحت‏ نيست . در پاسخ مي‏گوييم بديهي است که اگر استاد حضور مي‏داشتند اين گونه‏ نوشته‏هاي ايشان به نحو تکميل شده ارائه مي‏شد و اي بسا که در برخي موارد لحن آنها نيز ملايمتر مي‏شد زيرا اينها را استاد براي خود نوشته‏اند ، ولي‏ سخن در اين است که اکنون که استاد حضور ندارند چه بايد کرد ؟ آيا بايد
با چاپ نکردن اين مطالب موجب نابودي تدريجي آنها شد ، و يا بايد در اين نوشته‏ها دست برد و آنها را مطابق ميل خود نمود ؟ بديهي است که هر دو راه باطل است ، راه صحيح آن است که اينها عينا و بدون هرگونه دخل و تصرفي چاپ شود . اظهار نظر درباره نشر يا عدم نشر اين نوشته‏ها بستگي‏ زيادي به اين دارد که ما براي استاد مطهري چه رتبه و درجه‏اي از تفکر و اسلام شناسي قائل هستيم ، اگر آن رتبه و درجه‏اي را قائل باشيم که امام‏ رضوان الله عليه قائل بود ، از نشر و در اختيار عموم قرار دادن حتي يک‏ اظهار نظر ايشان در حاشيه يک کتاب نيز دريغ نمي‏ورزيم ، اما اگر آن حکيم‏ فرزانه را چيزي در حدخود بدانيم و بگوييم ما هم يادداشتهاي زيادي داريم‏
ولي نيازي به چاپ آنها نيست ، آن گونه اظهار نظر در اين باب نيز غير معقول به نظر نمي‏رسد .
حقيقت اين است که عشق و علاقه به يک چيز ، انسان را در آن مورد کور و کر مي کند . برخي از شيفتگان مرحوم دکتر شريعتي به گونه‏اي مي‏باشند که اگر فرضا خود آن مرحوم در اين دنيا ظاهر شود و اعتراف به اشتباه برداشتهاي‏ خود از اسلام نمايد باز هم قبول نمي‏کنند ، آنها به چيزي خو کرده‏اند و نمي‏توانند از آن جدا شوند ، اگر يادداشتهاي استاد شهيد مطابق ميل آنها بود ايرادي به نشر آن نمي‏گرفتند و نه تنها آن را به لباس زير تشبيه‏ نمي‏کردند ، بلکه زيباترين لباس مي‏دانستند ، و دليل آن اين است که در مواردي که يادداشتهاي استاد مطابق ميل آنها بوده ، براي اثبات مدعاي خود بدان استناد جسته‏اند ، و اکنون نيازي به بسط مطلب و ذکر نام اشخاص و موارد مورد نظر نيست .
اما در خصوص اظهار نظر درباره آثار مرحوم دکتر ، متأسفانه طرفداران متعصب ايشان که گاه دشمنان مغرض نيز داخل مي‏شده‏اند ، مايل به‏ ايجاد جوي بوده‏اند که کسي جرئت اظهار نظر درباره آثار آن مرحوم را نداشته باشد و نا آگاهانه ضربه به آن مرحوم زده‏اند . از اشتباهات گروه‏ نادان فرقان همين بود که فکر مي‏کرد استاد مطهري در صدد آن است که نام و ياد و آثار دکتر را از صحنه روزگار محو نمايد ، در حالي که از يادداشتهاي‏ استاد چنين بر مي‏آيد که ايشان مي‏خواسته‏اند با نشان دادن نقاط مثبت و نقاط منفي آثار و جدا کردن و بلکه پوشاندن اشتباهات ايشان ( خصوصا با توجه به وکالتي که آن مرحوم در اواخر عمر براي اصلاح آثارش داده بود ) آثار وي را قابل استفاده براي عموم نمايد و همگان را از سردرگمي نجات‏ بخشد .
در سالهاي اخير نيز تفکري ترويج شده است که نتيجه آن اين است که اصولا اظهار نظر در اين باره که انديشه‏هاي کسي مطابق اسلام هست يا نه ، کار غلطي است ، هر کس با توجه به علوم و معارف خود برداشتي از اسلام دارد و همان براي او اسلام است و ديگري حق انتقاد به او را ندارد زيرا علوم و معارف او چيز ديگري است و در نتيجه برداشت وي از اسلام چيز ديگر ، و حتي تلويحا تأييدات قاطع و مکرر حضرت امام ( ره ) در مورد آثار استاد مطهري را نيز مردود و بي معني دانسته‏اند .
ولي حقيقت چيز ديگري است ، اسلام نيز مانند هر چيز ديگري متخصصاني‏ دارد و اين متخصصان حق دارند درباره برداشتهاي ديگران از اسلام اظهار نظر کنند ، برخي را قابل قبول و برخي را مردود اعلام نمايند . پيامها و توصيه‏هاي حضرت امام ( ره ) درباره آثار استاد مطهري نيز بر همين اساس‏ قابل توجيه است و جوانان ما نبايد فريب سخنان به ظاهر زيبا را بخورند .
اگر اصل فوق مورد قبول طرف مقابل نباشد بحثي با او نمي توان داشت ، زيرا در اين صورت هر کس هر چه مي‏گويد همان اسلام است و کسي حق انتقاد ندارد ، اما اگر اين اصل مورد قبول طرفداران دکتر باشد مي‏گوييم استاد مطهري به عنوان يکي از متخصصان برجسته اسلام ، درباره آثار آن مرحوم اظهار نظر کرده است - و اصلح افراد به اين اظهار نظر بوده زيرا علاوه بر تسلط کم نظير بر معارف اسلامي ، از معارف غربي نيز آگاهي داشته و به علاوه با خود دکتر نيز معاشر بوده است - و ضمن برشمردن نقاط مثبت اين آثار ، انتقادات‏ اساسي بر آن وارد کرده است و برداشتهاي مرحوم دکتر را نمي توان اسلام‏ ناب به شمار آورد .
ولي همين حقيقت ساده براي برخي قابل قبول نيست و سر آن يا عشق و محبت شديد به آن مرحوم است ، که عشاق را با عقل کاري نيست ، و يا عناد ورزيدن .
ممکن است براي برخي اين سؤال پيش آيد که چه اصراري به نشان دادن‏ اشتباهات مرحوم دکتر است و اين کار چه ضرورتي دارد ؟ پاسخ - چنانکه‏ استاد شهيد گوشزد کرده‏اند - آن است که برخي اين نوشته‏ها را وسيله‏اي براي‏ رنسانس اسلامي قرار مي‏دهند ، لازم است صحت و سقم آنها آشکار شود تا مورد سوء استفاده قرار نگيرد . به علاوه گذشته همواره بايد مايه عبرت آينده‏ باشد . حقيقت آن است که گروه فرقان به اعتراف صريح اعضاي آن و آن طور که نشريات اين گروه به وضوح نشان مي‏دهد به شدت متأثر از آثار مرحوم‏
دکتر بود و البته اين بدان معني نيست که اگر فرضا دکتر شريعتي در قيد حيات بود از اعمال آنها راضي بود ، قطعا از اعمال ننگين آنها اظهار تنفر مي‏کرد خصوصا با علاقه‏اي که به استاد مطهري داشت ، ولي واقعيت تاريخي‏ همان است که گفته شد و البته واقعيت تلخي است و اي کاش چنين نمي‏بود .
به هر حال آثار مذکور اين قوه و استعداد را دارد که چنان گروههايي را بسازد اگر چه داراي قوه‏ها و استعدادهاي مثبت نيز هست ، بستگي دارد به‏ قابليتها و روحيات افرادي که از آنها استفاده مي‏کنند . در اين باب سخن‏ به درازا کشيد ، برگرديم به توضيح درباره ساير بخشهاي اين کتاب :
در بخش سوم ، تأثير پذيري برخي روشنفکران مسلمان از فلسفه حسي و مخالفت آنها با تفکر و تعمق در مسائل ماوراء الطبيعي گوشزد شده و نظرات‏ نويسنده کتاب " راه طي شده " ( مهندس بازرگان ) در اثبات توحيد ، نقد و بررسي شده است .
بخش چهارم ، نقد استاد شهيد است از تفکرات غلط برخي روشنفکران مانند بني‏صدر از رهبري نهضت اسلامي ، و طي آن تنها گروه صلاحيت دار براي رهبري‏ جامعه اسلامي ، روحانيت دانسته شده است .
در بخش پنجم نظرات استاد درباره اقبال لاهوري را مي‏خوانيد .
بخش ششم‏ بيانگر مبارزه استاد شهيد با تفسير مادي قرآن توسط برخي روشنفکران و گروههاي روشنفکري مي‏باشد ، و بخش پاياني کتاب نيز اختصاص دارد به‏ انتقاد استاد از نظريه برخي روشنفکران مسلمان مبني بر " ماديت تاريخ از نظر قرآن " .
آنچه از اين کتاب بر مي‏آيد آن است که برخورد استاد مطهري با روشنفکران مسلمان به نحو حذفي و خصمانه نبوده است بلکه استاد شهيد نقاط قوت و جنبه‏هاي مثبت کار آنها را نيز مد نظر قرار داده درباره آنان‏ منصفانه قضاوت مي‏کردند . خلاصه نظر استاد درباره روشنفکران مسلمان به نقل‏ از يادداشتهاي ايشان پيرامون مسائل مربوط به " حسينيه ارشاد " چنين‏ است : در حال حاضر خوشبختانه طبقه‏اي نو به وجود آمده‏اند که از طرفي در فرهنگ‏ جديد غربي پرورش يافته‏اند و از طرف ديگر مطالعات و علائق اسلامي دارند و
اسلام را با معيارهاي جديد عرضه مي‏دارند و طبعا مورد استقبال نسل جوان که‏ بالفطره مسلمانند و از طرف ديگر مجذوب معيارهاي غربي مي‏باشند قرار مي‏گيرند . درباره اين طبقه که در حال تکثير و افزايش‏اند نيز نظريات‏ افراطي و تفريطي ابراز مي‏شود و مکرر نظر مرا در اين موضوع خواسته‏اند .
اين بنده لازم مي‏دانم نظر خود را درباره اين موضوع از نظر روابط حسينيه با اين طبقه ابراز دارم ، زيرا اين طبقه امروز به صورت يک مسأله اجتماعي‏ در آمده‏اند .
من با استفاده از اين طبقه موافق مشروطم . در گذشته مؤسسه حسينيه ارشاد با پيشنهاد و موافقت اينجانب از وجود اين طبقه استفاده کرده است . اين‏ طبقه مي‏توانند حلقه ارتباط فرهنگ غربي و فرهنگ اسلامي واقع شوند ولي‏ مشروط به اينکه برنامه‏هايي که به وسيله اين طبقه اجرا مي‏شود تحت نظارت‏ و کنترل دقيق افرادي باشد که در فرهنگ اسلامي پرورش يافته‏اند و در علوم‏ اسلامي اعم از تفسير و فقه و اصول و کلام و فلسفه و ادبيات تخصص يافته‏اند ، و اگر اين نظارت به طور دقيق و جدي صورت نگيرد زيان اين گونه افراد و برنامه‏هايي که اجرا مي‏کنند از سودش بسي بيشتر است .
همه مطالب کتاب از آثار استاد مي‏باشد و چيزي از سوي ويراستار افزوده‏ نشده است ، مأخذ هر بخش نيز در پايان آن ذکر شده است . اميد است اين‏ اثر در هدايت انديشه‏ها به سوي اسلام ناب مفيد و مؤثر باشد .
12 ارديبهشت . 72
اکبر رحمتي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان