بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,097

بررسي مقايسه‌اي حقوق زنان پيش و پس از انقلاب اسلامي-قسمت نهم

  1390/8/12
خلاصه: بررسي مقايسه‌اي حقوق زنان پيش و پس از انقلاب اسلامي-قسمت نهم
نويسندگان و متفکران متّعددي از جنبه هاي مختلف به نأثير نوگرايي در زنان توّجه کرده اند. برخي با تأکيد بر اهيّت خانواده، تأثير نوگرايي در خانواده، يعني ضربه گير مهّم جامعه که فرد مصدوم و لطمه ديده در نبرد با جهان بيروني را در خود جاي مي دهد و التيام مي بخشد، و خود خانواده را يکي از مصدومان پيشرفت کنوني دانسته اند. برخي با انتقاد از بحران هاي اجتماعي متذکر شده اند که سرخوردگي هاي مختلف زنان غربي باعث شده است تا برخي از آنان مسيرهاي اشتباهي را براي رهايي جستجو نمايند که از جمله‌ي آن ها پناه بردن به روابط چنسي نامحدود و يا نزديکي و وابستگي افراطي به فرزندان بوده است.
در واقع تجدّد در مواردي نه تنها رضايت زنان را از زندگي افزايش نداده بلکه از آن کاسته است. در يکي از تحقيقات غربي نشان داده شده که امروزه به دختران دو نقش متفاوت آموخته مي شود؛ نخست نقش زنانه که در آن بايد حساس تر و ملايم تر از مردان باشند و ضمن دلربايي به کودکان و زندگي زناشويي علاقمند باشند و دوم نقش جديدي که در آن از آنان توقّع دارند رفتاري شبيه مردان داشته باشند. نتايج اين تحقيق نشان مي دهد که بسياري از دختران دانشجو از داشتن دو نقش در يک زمان و مطابقت آن دو با يکديگر اظهار نارضايتي بسياري کرده اند.
در واقع امروزه، آشکار شده است که زنان در مقايسه با ديگر قشرهاي اجتماعي از تحولات فن آوري و اجتماعي برگرفته از فرآيند توسعه، بيشتر زيان ديده و مورد تعرض قرار گرفته اند و به همين سبب حتي اتخاذ سياست هاي توسعه غرب هم بدون جرخ و تعديل در آن ها نمي توانست مسير مناسبي براي بهره مند ساختن زنان از حقوق مختلف باشد.
نکته قابل توجه ديگر در اين زمينه، اين است که نفاوت ساختارهاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و ... در جوامع مختلف باعث مي شود تا اتخاذ روش هاي غربي در محيط هاي متفاوت، تأثيرات زيان باري را براي زنان در پي داشته باشد.

براي نمونه مي توان به بحث اشتغال اشاره کرد. در جوامع غربي، وجود مهدکودک هاي مدرن و مجهز و هم چنين فرآورده هاي غذايي آماده و رواج آن ها و برخي عوامل ديگر موجب مي شود تا زنان شاغل کمتر آسيب ببينند، در حالي که در کشوري همانند ايران تکيه صرف بر اشتغال زنان بدون وجود امکانات مشابه غربي و ساز و کارهاي ضروري، مي تواند تأثيرات بسيار زيان‌بار تر و شديدتري بر زنان شاغل و هم جنين خانواده ي آنان داشته باشد. براي مثال، مي توان به تحقيقات سازمان يونسکو اشاره کرد که در زمينه آموزش ثابت شده است که تفکيک مدارس براساس جنسيّت در ميزان موفّقيّت و کيفيت کار آموزگاران زن و همچنين در ميزان ثبت نام، موفقيت و پيشرفت زنان بشدت مؤثر بوده است.
به همين دليل به بيشتر کشورهاي خاورميانه توصيه شده است تا از الگوي غربي که با نياز ها و شرايط منطقه اي سازگار نيست و موجب بروز مشکلات مي شود دست بردارند و شيوه اي را بکار گيرند که دربرگيرنده ي شرايط و نيازهاي محلي باشند. به همين سبب خود يونسکو بر خلاف برخي که به تبعيت از غرب خواهان عدم تبعيض ميان دختر و پسر در مدارس مي باشند، اظهار مي دارد که مدارس غربي مختلط، هنگامي که امکانات و شرايط آموزشي را به طور يکسان به هر يک از دو جنس عرضه نمايند، لزوماً تبعيض آميز نيستند.
با وجود اين در دوره پهلوي بدون توجه به اين گونه مسائل، روند ظاهري غرب گرايي بشدت ادامه داشت و گاه به اقدامات خفيفي هم منجر مي شد. مثلاً«اسد ا... علم» هنگامي که به رياست دانشگاه شيراز منصوب شد، دستور داد از ورود دختران چادري به دانشگاه شيراز جلوگيري شود که با اعتراض دانشجويان و برخي از علما مجبور به عقب نشيني شد.
چنين اقدامي نشان دهنده اوج مخالفت مهره هاي اصلي رژيم با شعاير اسلامي و بويژه حجاب، يعني يکي از مهمترين نمادهاي اسلامي بود و در واقع اگر اين گونه مهره ها توان لازم را در خود مي ديدند، به هيچ وجه از گسترش اين گونه اقدامات به تمام کشور همه بخش هاي مختلف ابا نمي کردند.
اهميت اين اقدام و اقدامات مشابه از آن جا بيشتر مي شد که دانشگاهها به نوعي يکي از اصلي ترين سرچشمه‌هاي دست يابي به حقوق سياسي و اجتماعي محسوب مي شدند؛ زيرا سير تحوّل جامعه به گونه اي بود که علناً بدون تخصص و تحصيلات عالي امکان مشارکت مؤثر و موفق در بيشتر فعاليت ها وجود نداشت.
در مجموع، در دوره ي پهلوي، مجموعه ي شرايط براي زنان به گونه اي بود که به تدريج امکان مشارکت سياسي و اجتماعي از زنان مسلمان و عفيف و به طور کلي عموم افراد مسلمان و دين دار سلب گرديد.
در زمينه ي سياست، نوعي استبداد و ديکتاتوري مطلق حاکم بود و اصلاً حق سياسي، خواه براي مردان و خواه براي زنان مفهومي نداشت. در زمينه ي مشارکت هاي گوناگون اجتماعي هم چهارچوب هاي مورد نظر رژيم بايد رعايت مي‌گرديد که همين چهار چوب ها عملاً امکان مشارکت توده اي از زنان را از بين برد. با اين حال رژيم همواره فکر مي‌کرد که براي زنان و دانشگاهيان، کارهاي زيادي انجام داده است و محمدرضا همواره از اينکه زنان و دانشگاهيان را هم در صف مخالفان خود مي‌ديد، متعجب بود. وي از اين نکته غافل بود که مخالفت طبقه اي متوسط، روشنفکران و دانشجويان از کاستي هاي مادي سرچشمه نمي گيرد که رژيم فکر مي کرد تا حدي درباره آن ها اقداماتي انجام دهده است، بلکه براساس الگوي مخالفت اين طبقه اعتراض آنان عمدتاً از نوع امنيت رواني، از خود بيگانگي و احساس گناه شخصي و نياز شديد به احساس هويت مايه مي گيرد. يعني تقريباً تمام آن چيزهاي که شاه از آنان غفلت کرده بود در نتيجه عدم انطباق روند نوسازي که شاه در پيش گرفته بود با نظام ارزشي جامعه ايران آن را به صورت حرکتي کور و ناقص در آوردکه در نهايت نيز تزلزل حاکميت سياسي و شکل گيري انقلاب اسلامي را در پي داشت.
هنگامي که با انفجار خواسته هاي سرکوب شده عموم مردم طومار رژيم پهلوي بر چيده شد تحول عظيمي در جامعه صورت گرفت و به تعبير دکتر عنايت، روند غربي کردن کشور با انقلاب اسلامي متوقف شد و عرصه جامعه براي حضور ملت مسلمان و در ميان آنان زنان دين دار جامعه فراهم گشت. در واقع دوره جديدي در رويارويي با غرب آغاز گرديد.
برخي از پژوهشگران دوره هاي مختلف رويارويي با تمدن غرب را در تاريخ ششصد ساله ي ايران به اين ترتيب تقسيم‌بندي نموده اند: ناديده انگاري، بهت، خوديافته گي و آگاهي و تأکيد داشتند که «اگر چه طليعه دوره آگاهي را مي توان در دهه چهل و پنجاه مشاهده کرد، امّا طبيعي است که شروع قطعي اين دوره را بايد ابتداي انقلاب اسلامي دانست.»
طبيعي بود که اين مقطع فرصت تاريخي و طلائي را در اختيار زنان جامعه ايراني قرار داده بود تا براي کسب اعتماد به نفس و هويت مستقل خود تلاشي مضاعف کنند.

البته با توجه به ماهيت اسلامي اين نهضت و حضور فعّال و موثر زنان در اين نهضت در سال هاي آخر رژيم دستگاه حاکم تبليغاتي را عليه نهضت اسلامي به راه انداخته بود، با اين مضمون که حکومت اسلامي درباره ي زنان بسيار سخت گير خواهد بود و عملاً بسياري از حقوق سياسي و اجتماعي زنان را از آنان سلب خواهد کرد. البته چنين تبليغاتي منحصر به رژيم پهلوي نيز نبود و گاه و بي گاه در گوشه هاي مختلفي از جهان چنين اتهامات و ايرادهايي متوجه اسلام مي‌گرديد.
هر چند تجربه ي عملي انقلاب اسلامي خود بهترين مؤيد براي اثبات نادرستي چنان تبليغاتي است، با اين حال اشاره‌ي کوتاهي به اين موضوع خالي از لطف نيست. محمد رضا شاه در دفاع از عملکرد رژيم خود به گونه اي فاخرانه مي گفت:«... زنان ما وزير و سفير و استاد دانشگاه بودند، به رياست انجمن شهر انتخاب شدند، به نمايندگي مجلس و سناتوري رسيدند. رئيس ادارات و صنايع شدند، نقش بزرگي در مبارزه با بي سوادي و در سپاه بهداشت ايفا کردند» و مدعي بود که « در نظم اجتماعي که بعضي از ملّاها سعي در برقراري آن دارند، ديگر همه ي اين ها براي زنان غير ممکن خواهد شد.»
براي مثال، در مصر با آغاز جنبش هاي اجتماعي زنان آنان متوجه شدند که برخي از محدوديت ها همانند نقاب و انزوا تکاليف اسلامي نبوده و تنها هدف آن ها تسلط مردسالاري بوده است و دريافتند: آنان در مقام زن، در اسلام، حقوقي دارند که مردسالاري آن ها را سلب کرده بوده است. ادامه ي اين روند تا امروز نيز ادامه داشته است. امروزه فمينيست هاي مصر با اين بينش که مرد سالاري زنان را سرکوب مي کند نه اسلام، ميان اسلام و مرد سالاري تفاوت مي نهند. آنان با هوشياري تلاش هاي مخالفان را براي محدود کردن زنان به اسم اسلام نادرست دانسته، اجازه ندادند تا اسلامشان چند قطبي گردد. آنان از مباحثات اسلامي براي پايان بخشيدن به ظلم هاي مرسالارانه استفاده‌ي فراواني نموده اند.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان