بسم الله
 
EN

بازدیدها: 953

کتابي کامل درباره ازدواج موقت و حق وحقوق ها-قسمت پنجم

  1390/8/11
خلاصه: کتابي کامل درباره ازدواج موقت و حق وحقوق ها-قسمت پنجم
معايب و مفاسدى که براى نکاح منقطع ذکر شده از اين قرار است:
??پايه ازدواج بايد بر دوام باشد.زوجين از اول که پيمان زناشويى مى بندند بايدخود را براى هميشه متعلق به يکديگر بدانند و تصور جدايى در مخيله آنها خطورنکند.عليهذا ازدواج موقت نمى تواند پيمان استوارى ميان زوجين باشد.
اينکه پايه ازدواج بايد بر دوام باشد،بسيار مطلب درستى است ولى اين ايرادوقتى وارد است که بخواهيم ازدواج موقت را جانشين ازدواج دائم کنيم و ازدواج دائم را منسوخ نماييم.
بدون شک هنگامى که طرفين قادر به ازدواج دائم هستند و اطمينان کامل نسبت به يکديگر پيدا کرده اند و تصميم دارند براى هميشه متعلق به يکديگر باشند پيمان ازدواج دائم مى بندند.
ازدواج موقت از آن جهت تشريع شده است که ازدواج دائم به تنهايى قادر نبوده است که در همه شرايط و احوال رفع احتياجات بشر را بکند و انحصار به ازدواج دائم مستلزم اين بوده است که افراد يا به رهبانيت موقت مکلف گردند و يا در ورطه کمونيسم جنسى غرق شوند. بديهى است که هيچ پسر يا دخترى آنجا که برايش زمينه يک زناشويى دائم و هميشگى فراهم است خود را با يک امر موقتى سرگرم نمى کند.
??ازدواج موقت از طرف زنان و دختران ايرانى-که شيعه مذهب مى باشنداستقبال نشده است و آن را نوعى تحقير براى خود دانسته اند.پس افکار عمومى خودمردم شيعه نيز آن را طرد مى کند.
جواب اين است که اولا منفوريت متعه در ميان زنان مولود سوء استفاده هايى است که مردان هوسران در اين زمينه کرده اند و قانون بايد جلو آنها را بگيرد و مادرباره اين سوء استفاده ها بحث خواهيم کرد.ثانيا انتظار اينکه ازدواج موقت به اندازه ازدواج دائم استقبال شود-در صورتى که فلسفه ازدواج موقت عدم آمادگى يا عدم امکان طرفين يا يک طرف براى ازدواج دائم است-انتظار بيجا و غلطى است.
??نکاح منقطع بر خلاف حيثيت و احترام زن است،زيرا نوعى کرايه دادن آدم وجواز شرعى آدم فروشى است;خلاف حيثيت انسانى زن است که در مقابل وجهى که از مردى مى گيرد وجود خود را در اختيار او قرار دهد.
اين ايراد از همه عجيب تر است.اولا ازدواج موقت با مشخصاتى که در مقاله پيش گفتيم،چه ربطى به اجاره و کرايه دارد و آيا محدوديت مدت ازدواج موجب مى شود که از صورت ازدواج خارج و شکل اجاره و کرايه به خود بگيرد؟آيا چون حتما بايد مهر معين و قطعى داشته باشد کرايه و اجاره است؟که اگر بدون مهر بود و مرد چيزى نثار زن نکرد،زن حيثيت انسانى خود را باز يافته است؟ما درباره مساله مهر جداگانه بحث خواهيم کرد.
از قضا فقها تصريح کرده اند و قانون مدنى نيز بر همان اساس مواد خود را تنظيم کرده است که ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهيت قرارداد هيچ گونه تفاوتى باهم ندارند و نبايد داشته باشند;هر دو ازدواجند و هر دو بايد با الفاظ مخصوص ازدواج صورت بگيرند و اگر نکاح منقطع را با صيغه هاى مخصوص اجاره و کرايه بخوانند باطل است.
ثانيا از کى و چه تاريخى کرايه آدم منسوخ شده است؟تمام خياطها و باربرها،تمام پزشکها و کارشناسها،تمام کارمندان دولت از نخست وزير گرفته تا کارمنددون رتبه،تمام کارگران کارخانه ها آدمهاى کرايه اى هستند.
ثالثا زنى که به اختيار و اراده خود با مرد بخصوصى عقد ازدواج موقت مى بنددآدم کرايه اى نيست و کارى بر خلاف حيثيت و شرافت انسانى نکرده است.اگرمى خواهيد زن کرايه اى را بشناسيد،اگر مى خواهيد بردگى زن را ببينيد،به اروپا وامريکا سفر کنيد و سرى به کمپانيهاى فيلمبردارى بزنيد تا ببينيد زن کرايه اى يعنى چه. ببينيد چگونه کمپانيهاى مزبور،حرکات زن،ژستهاى زن،اطوار زنانه زن،هنرهاى جنسى زن را به معرض فروش مى گذارند.بليطهايى که شما براى سينماها و تئاترهامى خريد،در حقيقت اجاره بهاى زنهاى کرايه اى را مى پردازيد.ببينيد در آنجا زن بدبخت براى اينکه پولى بگيرد تن به چه کارهايى مى دهد.مدتها تحت نظر متخصصان کار آزموده و شريف!بايد رموز تحريکات جنسى را بياموزد،بدن و روح و شخصيت خود را در اختيار يک مؤسسه پول درآورى قرار دهد براى اينکه مشتريان بيشترى براى آن مؤسسه پيدا کند.
سرى به کاباره ها و هتلها بزنيد،ببينيد زن چه شرافتى به دست آورده است و براى اينکه مزد ناچيزى بگيرد و جيب فلان پولدار را پرتر کند چگونه بايد همه حيثيت وشرافت خود را در اختيار مهمانان قرار دهد.
زن کرايه اى آن مانکنها هستند که اجير و مزدور فروشندگيهاى بزرگ مى شوند وشرف و عزت خود را وسيله پيشرفت و توسعه حرص و آز آنها قرار مى دهند.
زن کرايه اى آن زنى است که براى جلب مشترى براى يک مؤسسه اقتصادى،باهزاران اطوار-که اغلب آنها تصنعى و به خاطر انجام وظيفه مزدورى است-روى صفحه تلويزيون ظاهر مى شود و به نفع يک کالاى تجارتى تبليغ مى کند.
کيست که نداند امروز در مغرب زمين،زيبايى زن،جاذبه جنسى زن،آواز زن، هنر و ابتکار زن، روح و بدن زن و بالاخره شخصيت زن وسيله حقير و ناچيزى درخدمت سرمايه دارى اروپا و امريکاست؟و متاسفانه شما-دانسته يا ندانسته-زن شريف و نجيب ايرانى را به سوى اينچنين اسارتى مى کشانيد.من نمى دانم چرا اگر زنى با شرايط آزاد با يک مرد به طور موقت ازدواج کند زن کرايه اى محسوب مى شود،امااگر زنى در يک عروسى يا شب نشينى در مقابل چشمان حريص هزار مرد و براى ارضاء تمايلات جنسى آنها حنجره خود را پاره کند و هزار و يک نوع معلق بزند تا مزدمعينى دريافت دارد زن کرايه اى محسوب نمى شود.
آيا اسلام که جلو مردان را از اين گونه بهره بردارى ها از زن گرفته است و خود زن را به اين اسارت آگاه و او را از تن دادن به آن و ارتزاق از آن منع کرده است،مقام زن راپايين آورده ست يا اروپاى نيمه دوم قرن بيستم؟
اگر روزى زن به درستى آگاه و بيدار شود و دامهايى که مرد قرن بيستم در سر راه او گذاشته و مخفى کرده بشناسد،عليه تمام اين فريبها قيام خواهد کرد و آن وقت تصديق خواهد کرد يگانه پناهگاه و حامى جدى و راستگوى او قرآن است،و البته چنين روزى دور نيست.
مجله زن روز در شماره ?? صفحه ? رپرتاژى از زنى به نام مرضيه و مردى به نام رضا تحت عنوان «زن کرايه اى »تهيه کرده است و بدبختى زن بيچاره اى را شرح داده است.
اين داستان طبق اظهارات رضا از خواستگارى زن آغاز شده،يعنى براى اولين بار از فرمول «چهل پيشنهاد»پيروى شده است و زن به خواستگارى مرد رفته است. بديهى است داستانى که از خواستگارى زن از مرد آغاز گردد،پايانى بهتر از آن نمى تواند داشته باشد.
اما طبق اظهارات مرضيه مردى هوسران و قسى القلب،زنى را به عنوان اينکه مى خواهد او را زوجه دائم خود قرار دهد و از او و فرزندان او حمايت و سرپرستى کنداغفال کرده و بدون آنکه زن بدبخت خواسته باشد،او را به نام اينکه صيغه کرده است مورد کامجويى و سپس بى اعتنايى قرار داده است.
اگر اين اظهارات صحيح باشد،عقدى است باطل.مردى قسى،زنى بى خبر وبى اطلاع از قانون شرعى و عرفى را مورد تجاوز قرار داده و بايد مجازات شود.
قبل از اينکه امثال رضاها مجازات شوند،بايد تربيت شوند و قبل از آن که رضاها مجازات يا تربيت شوند بايد مرضيه ها آگاهانيده شوند.
جنايتى که از قساوت مردى و بى خبرى و غفلت زنى سرچشمه گرفته است،چه ربطى به قانون دارد که مجله زن روز قيافه حق به جانب به رضا مى دهد و بعد نيز تيغ خود را متوجه قانون مى کند؟آيا اگر قانون ازدواج موقت نمى بود،رضاى قسى القلب مرضيه غافل و بى خبر را آرام مى گذاشت؟
چرا از زير بار تربيت و آگاهانيدن زن و مرد شانه خالى مى کنيد،حقوق و وظايف شرعى زن و مرد را کتمان مى کنيد و زنان بيچاره را اغفال کرده يگانه قانون حامى وراستگوى زن را دشمن او معرفى مى کنيد و با دست خود او مى خواهيد يگانه پناهگاه او را بکوبيد؟





نويسنده:استاد شهيد مرتضي مطهري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان