بسم الله
 
EN

بازدیدها: 3,593

شهادت يا گواهي و جرم شهادت کذب

  1390/8/10
خلاصه: شهادت يا گواهي و جرم شهادت کذب
تعريف شهادت:
شهادت عبارت است از اينکه شخصي به نفع يکي از اصحاب دعوي و بر ضرر ديگري اعلام اطلاع و خبر از وقوع امري نمايد . شهادت يکي از دليل دعاوي اعم از جزائي ، حقوقي با سابقه بسيار طولاني است و در تمام کشورها به عنوان دليل پذيرفته شده منتها حدود استفاده از آن و درجه اعتبار و ارزش آن متفاوت است .به دليل اهميت بالا هم براي شاهد و هم براي شهادت شرايط و ضوابط سنگين و دقيقي پيش­بيني شده است . شاهد يا گواه ممکن است عيني باشد که مشاهدات خود را نقل کند . ممکن است گواه سمعي باشد که شنيده­هاي خود را منتقل سازد و يا شهادت او مستلزم به کارگيري اين دو و ديگر حواس باشد.
مباني قانوني شهادت:
از ماده 1306 تا 1320 در قانون مدني و ماده 406 تا 425 از قانون آئين دادرسي مدني مربوط به شهادت است. در قانون مجازات اسلامي ماده 650 به اين مسأله پرداخته است.[1]
شرايط شاهد:
در شاهد بلوغ، عقل ، عدالت ، ايمان و طهارت مولد شرط است . شاهد نبايد در دعوي نفعي داشته باشد و همچنين شهادت کساني که تکدي را شغل خود قرار دهند پذيرفته نمي­شود.[2]
بلوغ: شاهد بايد بالغ باشد، منظور اين است که به سني رسيده باشد که بتواند اهميت شهادت را ، بفهمد. سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمري و در دختر نه سال تمام قمري است . شهادت اطفالي که به اين سن نرسيده­اند فقط ممکن است جهت اطلاع شنيده شود.[3]
عقل:در مورد پسري که به سن 15 سال تمام و دختري که به 9 سال تمام رسيده اصل بر اين است که عاقل باشد و اگر کسي ادعاي خلاف آن را کرد بايد ثابت کند که به عنوان مثال اين شاهد داراي جنون است.
ايمان:شاهد بايد مسلمان باشد.
عدالت:عدالت يک صفت نفساني است که بايد با ترتيب درست به صورت يک ملکه ذهني انسان درآيد ، تا بتواند بر اميال و غرايز نفساني غلبه کند و مرتکب گناهان کبيره نشود . عدالت با ارتکاب گناه کبيره از بين مي­رود .در اين زمينه هيچگاه اصل بر اين نيست که هر کس به عنوان شاهد معرفي گرديد عادل است بلکه شرط عدالت بايد براي دادرس اثبات گردد.به عنوان مثال دادرس از قبل شاهد را مي­شناخته و مي­تواند تشخيص بدهد که گواه داراي صفت عدالت هست يا نه ، يا مردم جامعه شاهد را شخص معتبر و عادلي بشناسند و يا وضع ظاهر او چنان باشد که همه به او احترام بگذارند و گمان آن نداشته باشند که در عمل او گناه و جرم وجود دارد و....
طهارت مولد : منظور از طهارت مولد آن است که شاهد از رابطه نامشروع به وجود نيامده است و فرزند زنا نباشد.اصل بر طهارت مولد افراد است.
ذي­نفع نبودن:بدين معنا که شاهد نبايد خود از اين دعوا نفعي ببرد اما تشخيص اينکه در چه مواردي شخص مي­تواند ذينفع تلقي شود به عهده قاضي گذاشته نشده است.مثلاً بين شاهد و فرد نبايد خويشاوندي نزديک وجود داشته باشد يا عدم وجود دعوي بين شاهد با يکي از طرفين و ......
متکدي­گري:کسي که شغل خود را گدايي قرار داده نمي­تواند به عنوان شاهد معرفي شود و در صورت معرفي، شهادتش پذيرفته نيست . علت روشن است، فرد متکدي(گدا) همواره انتظار کمک و مساعدت دارد و دستش به سوي ديگران دراز و متقاضي دريافت وجه است و اطميناني به گفته­اش نيست و چه بسا با دريافت وجه به دروغ شهادت بدهد و تحت تأثير قرار بگيرد.[4]
شرايط شهادت
تنها کافي نيست که شاهد شرايط لازم را داشته باشد، براي شهادت هم شرايط و ضوابطي لازم است تا شهادت قابل استفاده موثر باشد.
الف : قطعي و يقيني بودن شهادت: شهادت شاهد ، بايد از روي قطع و يقين باشد ، اظهار با ترديد و شک بلااعتبار است . شاهد بايد از طريق حواس خود بر مورد شهادت اطلاع يافته باشد. گاهي اوقات بر شنيدن خبري شهادت مي­دهد که شاهد سمعي است .
ب : تطبيق شهادت با دعوي: هر گاه دعوي نسبت به امري ومفاد شهادت امر ديگري را ثابت کند آن گواهي بدون اثر است . در موردي که شهادت جزئي از ادعا را ثابت کند به همان ميزان موثر است مثلاً خواهان مي­گويد ده هزار تومان به خوانده پرداخت کرده ولي شاهد مي­گويد : من ديدم هزار تومان پرداخت که در همين حد هزار تومان موثر است.
ج : توافق شهادت شهود در معني:شهادت شهود بايد در معني توافق داشته باشد ، لازم نيست الفاظ و عباراتي که شهود به کار مي­برند يکسان نباشد ولي لازم است معني و مفهوم آن­ها يکي باشد . بنابراين اگر شهود به اختلاف شهادت دهند قابل اثر نخواهد بود مگر در صورتي که از اظهارات آنها چيزهاي يقيني مشترکي به دست آيد. مثلاً اگر شهادت يکي بر وقوع واقعه در روز باشد و ديگري در شب ، معلوم است چنان شهادتي در معني توافق ندارد ولي اگر مثلاً نسبت به پرداخت پول و نحوه پرداخت و زمان آن اختلافي نباشد ولي در ميزان مبلغ يکي هفتصد تومان ، يکي هشتصد تومان نقل مي­کند بايد قدر متيقن را که هفتصد تومان است ملاک قرار دهد.
شهادت بر شهادت
در شهادت بر شهادت کسي که در محضر دادگاه است شاهد واقعي نيست ، خودش موضوع مورد شهادت را نديده ، شاهد اول که ديده براي او نقل کرده و او شهادت را به دادگاه منتقل مي­کند، چه بسا بدون اينکه هيچکدام عمدي و قصدي در تغيير موضوع داشته باشند به دليل غيرمستقيم­بودن ، مطالب عوض شود ، جزئيات به صورت ديگري درآيد به همين جهت قانون مي­گويد شهادت بر شهادت در صورتي شنيده مي­شود که شاهد اصلي فوت کرده يا به واسطه ديگري مثل بيماري و سفر و حبس ( که قابل انتقال به دادگاه نيست ) و غيره نتواند حاضر شود. در چنين صورتي هم شاهد اول و هم شاهد دوم بايد واجد شرايط باشند و در مطلب مورد شهادت هم ضوابط رعايت شده باشد.
رجوع از شهادت
ممکن است شاهد از شهادتي که داده، رجوع نمايد يا معلوم شود برخلاف واقع شهادت داده است . در اين صورت ، به شهادت او ترتيب اثر داده نمي­شود . رجوع از شهادت نياز به اثبات خلاف واقع بودن شهادت ندارد، کافي است شاهد مدعي گردد به جهتي از جهات مثل تطميع، تهديد ، يااشتباه و نظائر آن شهادت نادرست داده است در اين صورت دادگاه به چنان شهادتي ترتيب اثر نمي­دهدو اگر بر اساس آن حکم صادر شده باشد در مرحله تجديدنظر حکم فسخ مي­گردد، ولي اگر حکم قطعي شده باشد به لحاظ خدشه­دار بودن شهادت اعاده دادرسي قابل پذيرش نيست ، فقط زيان­ديده مي­تواند خساراتي که از شهادت دروغ ديده درخواست نمايد.[5]
نصاب در شهادت
شهادت ممکن است در مورد حقوق مالي ، حقوق غيرمالي ، بدني ، حدود و قصاص باشد و بستگي به موضوع شهادت داراي نصاب و تعداد مخصوص براي اثبات مي­باشدکه بعضاً عبارتند از:
1 – زنا( ماده 74 قانون مجازات اسلامي)
الف: چهار شاهد مرد 2 – لواط( ماده 117 قانون مجازات اسلامي)
3 – مساحقه ( هم­جنس­بازي زنان ) ( ماده 128 قانون مجازات اسلامي)



1 – اصل طلاق و اقسام آن ( بند الف ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
2 – رجوع در طلاق ( بند الف ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
3 – دعاوي غيرمالي ( بند الف ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
4 – مسلمان بودن ( بند الف ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
5 – بلوغ( بند الف ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
6 – جرح و تعديل( بند الف ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
ب : دو شاهد مرد 7 – عفو از قصاص ( بند الف ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
8 – وکالت ( بند الف ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
9 – وصيت ( بند الف ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
10 – قذف( ماده 153 قانون مجازات اسلامي)
11 – شراب خواري ( ماده 170 قانون مجازات اسلامي)
12 – حد سرقت( بند 1 ماده 199 قانون مجازات اسلامي)



1 – دعاوي مالي( بند ب ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
2 – آنچه مقصود از آن مال است ( بند ب ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
3 – دين ( بند ب ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
4 – پول در معامله ( ثمن مبيع)(بند ب ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
ج : شهادت دو مرد 5 – معاملات( بند ب ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
يا يک مرد و دو زن 6 – وقف ( بند ب ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
7 – اجاره ( بند ب ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
8 – وصيت به نفع مدعي( بند ب ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)
9 – غصب( بند ب ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني )
10 – جنايت خطايي و شبه عمد موجب ديه ( بند ب ماده 230 قانون آئين دادرسي مدني)[6]


همچنين است در همه دعاوي و نصاب شاهد در هر دعوا در قانون مشخص شده که از ذکر بقيه آن­ها به جهت طولاني نشدن مطلب خودداري مي­کنيم.
جرح و تعديل شاهد
جرح شاهد يا گواه عبارت است از ادعاي دارا نبودن يکي از شرايطي که قانون براي شاهد مقرر کرده است . در اين صورت دادگاه موارد جرح را مي­شنود و مورد بررسي قرار مي­دهد. و منظور از تعديل در اينجا، عبارت است از شهادت دادن بر عدالت کسي. در قانون آمده است هر يک از اصحاب دعوا مي­توانند گواهان طرف خود را با ذکر علت ، جرح نمايد . چنانچه پس از صدور رأي براي دادگاه معلوم شود که قبل از اداي گواهي جهت جرح وجود داشته ، ولي بر دادگاه مخفي مانده و رأي صادره هم مستند به آن گواهي بوده ، مورد از موارد نقض مي­باشد و چنانچه جهات جرح بعد از صدور رأي به وجود آمده باشد ، موثر در اعتبار رأي دادگاه نخواهد بود.[7]
موارد جرح گواه در قانون به اين ترتيب شمرده شده است:
1 – در صورتي که بين گواه و يکي از اصحاب دعوا خويشاوندي نسبي ( رابطه خوني با هم دارند) يا سببي ( خويشاوندي که در اثر ازدواج ايجاد مي­شود) وجود داشته باشد.
2 – در صورتي که بين گواه و يکي از اصحاب دعوا سمت خادم و مخدومي باشد، يعني يکي از آنها خادم ديگري باشد.
3 – در صورتي که بين گواه و کسي که گاهي بر ضرر او داده مي­شود دعوي مدني يا جزائي فعلاً مطرح باشد و يا دعواي جزائي سابقاً مطرح بوده و هنوز پنجسال در جرائم سنگين و دو سال در جرائم خفيف از صدور حکم قطعي نگذشته است.[8]
پس به هر حال جرح شاهد از حقوق کسي است که شاهد بر عليه او شهادت مي­دهد و بايد اعتراض خود را قبل از اداي شهادت بيان نمايد مگر اينکه ثابت نمايد که از علت جرح بعداً مطلع شده است.[9]
سوال:چنان­چه پدر و مادر يا خواهر و برادر يکي از طرفين دعوا در مقام اثبات حق يا انکار دعوي شهادت دهند آيا چنين شهادتي پذيرفته است يا خير؟
پاسخ: در اينگونه موارد شهادت نامبردگان از موارد جرح تلقي خواهد شد.[10]
احضار شاهد
هر گاه شاهدي که برابر قانون احضار گرديده، در روز جلسه حاضر نشود ، مجدداً احضار خواهد شد و اگر در دفعه دوم حاضر نگرديد، دادگاه مي­تواند او را جلب نمايد بنابراين دادگاه مختار است که بعد از دو مرتبه احضار ، باز هم او را احضار کند يا دستور جلب او را بدهد ، البته هرگاه گواه براي حضور در جلسه دادگاه ، درخواست هزينه رفت و آمد و جبران خسارت حاصله از آن را بنمايد ، دادگاه ميزان آن را مطابق تعرفه معين و استناد کننده را به پرداخت آن ملزم مي­نمايد.
سوال: در صورتي که در پرونده کيفري ، شهود ، شهادت خود را ارائه کرده باشند ولي دادگاه حضور مجدد آنها را جهت اخذ توضيح لازم بداند، ليکن نامبردگان از حضور امتناع کنند ، جلب آنها بر اساس ماده 159 قانون آئين دادرسي کيفري ، وجاهت قانوني دارد يا خير؟
پاسخ: نظر به اينکه دادگاه بر اساس مجموع تحقيقات اخذ توضيح مجدد ، از شهود را ضروري دانسته ، احضار و جلب شهود بلامانع است.[11]
چگونگي اداء شهادت
1 - دادگاه بايدشهادت هر شاهد را بدون حضور شاهدان ديگر بشنود تا شاهد فقط متکي به حافظه خود باشد و اظهارات شاهدان ديگر در بيان او موثر نباشد.
2 - قبل از اداء شهادت مشخصات شاهد سوال مي­شود . اين به اين دليل است که اگر موجبات ممنوعيت او از شهادت موجود است شهادت وي اخذ نشود.
3 - دادرس دادگاه قبل از اداء گواهي مجازاتي که براي شهادت دروغ است به وي تذکر مي­دهد و شاهد سوگند ياد مي­کند که تمام حقيقت را بگويد و غير از حقيقت چيزي نگويد .
هيچيک از اصحاب دعوا نبايد اظهارات گواه را قطع کنند بعد از اتمام شهادت ، دادرس مي­تواند هر سوالي را که براي کشف حقيقت و مباني گواهي لازم بداند از گواهها بنمايد.و همينطور اصحاب دعوا مي­توانند توسط دادگاه سوالاتي از گواه بنمايند . گواه بايد صريحاً مورد شهادت را بيان کند شک و ترديد در اظهارات خود نداشته باشد بياناتش در تمام مراحل تحقيق بدون اختلاف يکنواخت باشد .
4 - اصحاب دعوي مي­توانند از شاهد سوال کنند ولي هيچيک حق ندارند صحبت­­هاي شاهد را قطع کنند.
5 - بيانات گواه بايد عيناً در صورتمجلس قيد و به امضاي او برسد.[12]
منع اجبار اشخاص به شهادت در قانون اساسي
در قانون اساسي اجبار شخص به شهادت را مجاز ندانسته و چنين شهادتي را فاقد ارزش و اعتبار مي­داند. و همچنين ذکر شده متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي­شود.[13]
آثار بعد از اداء شهادت
شاهد پس از اداء شهادت، مواجه با آثار و تبعات خواسته و ناخواسته اي است. زيرا شهادت شاهد غالباً از سه حالت خارج نيست:يا اينکه براي قاضي ثابت مي شود که او در موضوع شهادت به دروغ متوسّل شده است (شهادت زور) و يا شاهد خود اقرار مي نمايد که در مورد شهادت خلاف واقع اظهار نموده است (رجوع از شهادت) و يا شهادت صحيح و مطابق با واقع اداء شده است.[14]
شرايط تحقق جرم شهادت کذب
1- اداء شهادت دروغ بايد در دادگاه (اعم از عمومي و اختصاصي) به عمل آيد. لذا شهادت در خارج از دادگاه و همچنين مراجعي که به آنها دادگاه اطلاق نمي‌گردد مشمول اين جرم نيست.
2- اداي شهادت نزد مقامات رسمي باشد از اين رو چنانچه فردي که شهادت را مي­شنود صلاحيت آن را نداشته باشد نمي‌توان اداي شهادت را مشمول اين ماده دانست.( ماده 650 قانون مجازات اسلامي : هر کس در دادگاه نزد مقامات رسمي شهادت دروغ بدهد به سه ماه و يک روز تا دو سال حبس و يا به يک ميليون و پانصد هزار تا دوازده ميليون ريال جزاي نقدي محکوم خواهد شد.)
شرط تعقيب شاهد کاذب:
بايد کذب بودن شهادت وي در دادگاه صالح به موجب حکم قطعي به اثبات رسيده باشد. شهادت دروغ موجب بطلان حکم است و هر حکمي که بر اين اساس صادر شود بلااثر است. ، مطابق قواعد کلي مسؤوليت مدني، هرگاه کسي سبب ورود خسارت گردد، بايد جبران نمايد، در اين جا نيز شهود بايد خسارت زيان ديده را جبران نمايند[15].
گواهي دروغ در زمره گناهان کبيره است و با ديگر کبائر مثل سرقت، رباخوري، در يک رديف قرار دارد. کسي که در هنگام واقعه ناظر بوده و بعد هنگام اداء و بيان مطلب در محضر دادگاه واقعيت را از روي علم و عمد عوض کند و به اين ترتيب باعث صدور حکم به ناحق گردد، اين عمل شاهد کاذب در نظر جامعه و در وجدان و اخلاق محکوم است و در قانون نيز براي آن مجازات در نظر گرفته شده است که همان ماده 650 قانون مجازات اسلامي مي‌باشد.

آثار شهادت کذب:
1- مجازات سه ماه و يک روز تا دو سال حبس و يا يک ميليون و پانصد هزار تا دوازده ميليون ريال جزاي نقدي (ماده 650 ق.م. 1).
2- شهادت دروغ موجب بطلان حکم است و هر حکمي که بر اين اساس صادر شود بلااثر است و بايد شهودي که شهادت کذب داده‌اند غرامت را بپردازند.
3- مطابق قواعد کلي مسؤوليت مدني، هرگاه کسي سبب ورود خسارت گردد، بايد جبران نمايد در شهادت کذب نيز شهود بايد خسارت زيانديده را جبران نمايند.
4- در امور کيفري يکي از جهات درخواست تجديد نظر ، دروغ بودن شهادت شهود است.
5- چنانچه شاهد پس از اداي سوگند شهادت دروغ بدهد با احراز اين موضوع براي دادگاه، مجازات سوگند و شهادت دروغ قابل جمع است. همچنين اگر شهادت دروغ در مورد حدود، قصاص يا ديات باشد، قاعده جمع مجازات‌ها اعمال مي‌گردد.
6- اگر دو نفر شهادت دهند به آنچه که موجب قتل است مثل ارتداد يا چهار نفر شهادت دهند به آنچه که موجب سنگسار است مثل زنا و بعد از اجراء حد يا قصاص ثابت شود که شهادت دروغ داده‌اند قاضي و مامور از طرف او که حد يا قصاص را اجرا کرده است ضامن نيستند بلکه قصاص بر شهود کذب است با رد ديه به آنها به خاطر اينکه شهود کذب سبب تلف شده‌اند.[16]
----------------------
[1] - مدني، جلال­الدين، ادله اثبات دعوي، تهران: پايدار، 1379 ، صفحه 195 و 197
[2] - ماده 1313 قانون مدني
[3] - مواد 1210 و 1314 قانون مدني – همان : صفحه 201
[4] - همان:202 تا 206
[5] - همان: صفحه 208
[6] - بهرامي، بهرام ، بايسته­هاي ادله اثبات دعاوي حقوقي و کيفري ، چاپ اول ، تهران ، نگاه بينه 1387 ، صفحه 150 و 151
[7] - ماده 234 قانون آئين دادرسي مدني- همان : صفحه 155
[8] - ماده 413 قانون آئين دادرسي مدني -- مدني، جلال­الدين، ادله اثبات دعوي، تهران: پايدار، 1379 ، صفحه212
[9] - ماده 414 قانون آئين دادرسي مدني- همان: صفحه 212
[10] - - اداره کل برنامه­ريزي و تدوين متون آموزشي ، مشاوره قضايي تلفني4 ، قم:نشر قضا 1384، صفحه 242
[11] - اداره کل برنامه­ريزي و تدوين متون آموزشي ، مشاوره قضايي تلفني5 ، قم:نشر قضا 1384، صفحه 118
[12] - همان : صفحه 218
[13] - اصل 38 قانون اساسي- گلدوزيان ، ايرج ، ادله اثبات دعوا( دعاوي کيفري وحقوقي) ، علمي وکاربردي ، چاپ دوم ، تهران : ميزان 1384، صفحه 366
[14] - www.tebyan.net
[15] - ماده 201 قانون آئين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور کيفري
[16] - www.pajoohe.com




نويسنده:زهراالسادات قرشي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان