بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,503

مفهوم حقوق شهروندي در نهج البلاغه-قسمت اول

  1390/8/7
خلاصه: مفهوم حقوق شهروندي در نهج البلاغه-قسمت اول در پژوهش حاضر در صدديم «مفهوم و حقوق شهروندي» را ازديدگاه امام علي(ع) در دو بعد علمي و کاربردي بررسي کنيم. به اين منظور چيستي مفهوم و حقوق شهروندي در نهج البلاغه با تأکيد بر هفت محور بررسي مي گردد: بستر شهروندي(فضاي شکل‌گيري ايده شهروندي)، مباني شهروندي (مبناي نگرش به شهروندي و حقوق و تعهدات مربوط)، محتواي شهروندي (نسبت ميان تعهدات و مزايا، با حقوق و تکاليف)، عمق شهروندي(حدود اهميت و دخالت شهروندي در حوزه خصوصي و عمومي)، نوع شهروندي(نوع نگرش به مشارکت شهروندان در عرصه سياسي)، گسترده شهروندي(چگونگي باز يا بسته بودن برخورداري از حقوق شهروندي دريک جامعه و قلمرو آن) و غايت شهروندي(که به غايت نظام سياسي و جامعه بستگي دارد). در نهايت اين دريافت حاصل مي شود که برخلاف دوگونه شهروندي درنظام هاي دموکراتيک واقتدارگرا که به ترتيب عمدتاً مبتني بر حق محوري و تکليف محوري است، در نهج البلاغه اميرمؤمنان(ع) به شهروندي مبتني بر محوريت حق و تکليف به صورت متقابل معتقد است.
مقدّمه


اهميت نهج البلاغه، درعصري که پيشرفت تحقيق و بررسي در اصول و مباني نظري و عملي سياست و حکومت، با رويکرد به متون اصيل ديني مشهود است، بر کسي پوشيده نيست. سياست دراين کتاب قابل رديابي است، چرا که بازگشت نظري و عملي به ميراث اسلامي- سياسي از لوازم بالندگي تفکر و انديشه جديد است و عمده ترين زيربناي اين ميراث بزرگ، سيره معصومان(ع) به ويژه سيره حکومتي امام علي(ع) بخصوص درنهج البلاغه، مي باشد. از طرفي مفهوم و جايگاه شهروندي نيز يکي از مسائل مطرح و مهم در عصر کنوني است. بعد از انقلاب اسلامي رويکرد به مباحث و موضوعات نهج البلاغه شدت و جلوه جديدي به خود گرفت و بخصوص در مباحث سياست و حکومت کتب فراواني نوشته شد، اما هيچ کدام به صورت مشخص به بررسي مفهوم شهروندي درنظر‌آن حضرت نپرداخته اند. دغدغه اين پژوهش، بررسي و بيان «مفهوم و حقوق شهروندي» از ديدگاه آن امام همام با تکيه بر نهج البلاغه است.
اهميت موضوع با توجه به متون ديني برما روشن است؛ چرا که تشکيل نظام ديني يکي از اهداف پيامبران و امامان بوده است. بنابراين يکي از راه‌کارهاي مهمي که در حفظ نظام ديني وبقاي آن تأثير بسزايي دارد، عملکرد مطلوب و حل مشکلات مختلف جامعه بر اساس مباني اصيل اسلامي است. کارکرد حکومت اسلامي و مفاهيم مورد استفاده اين نظام، امروزه در منظر جهانيان قرار دارد، از اين رو، برهمگان از جمله رهبران، نخبگان و آحاد مردم لازم است تا براي موفقيت هرچه بيشتر حکومت اسلامي و اجراي حقوق مورد نظر آن بکوشند. بي گمان يکي از راههاي کارآمدي نظام بازشناسي مباني فکري، حقوقي و ارزشهايي است که نظام اسلامي ازآن ناشي شده تا بتوان با الگوبرداري صحيح و متناسب بازمان، نظام اسلامي را در جهان گسترش داد و حکومت علوي را الگويي تمام عيار براي تمام عدالت پيشگان و آزادگان عالم معرفي نمود. در اين زمينه نظام اسلامي ايران نيز بيش از هرزمان ديگر به استفاده کامل از اين الگو نياز دارد. اين استفاده مبتني بر شناخت درست مباني، اصول، روشها و حقوق در حکومت اسلامي و من جمله از زبان حضرت علي(ع) درنهج البلاغه است که از جمله حقوق مهم، مفهوم و حقوق شهروندي از ديدگاه آن حضرت مي باشد.
در پژوهش حاضر به اين پرسش پاسخ داده مي شود:
1. شهروندي چيست و چگونه مي توان آن را تبيين کرد؟ 2. بسترو مباني شهروندي درنهج البلاغه کدام است؟ 3. محتوا، عمق ونوع شهروندي درنهج البلاغه به چه صورت است؟ 4. گستره و غايت شهروندي در نهج البلاغه، چگونه است؟
الگوي تحليل


به طور کلي هرکدام از الگوهايي که براي گونه شناسي شهروندي مطرح شده است ويژگيهايي دارند. از ميان نظريات شهروندي ديدگاه هاي برايان ترنز و کيث فالکس براي چارچوب موضوع اين پژوهش، بهتر بنظر رسيد، اما نواقص واضح و آشکاري نيز داشت که قابل چشم پوشي نبود. کيث فالکس کوشيده است تا نظريه هاي شهروندي را براساس اين چهارمؤلفه اصلي بررسي کند:
بستر، گستره، محتوا و عمق(1) نوع شهروندي در الگوي ترنز نيز اهميت دارد و مي تواند ميزان فعاليت يا انفعال شهروندان را در نظام سياسي مشخص کند.(2) اين الگوها
اغلب در بستر شهروندي مدرن مطرح مي شوند. ازاين رو، براي يافتن الگوي مناسب براي طبقه بندي ديدگاههاي اسلامي از جمله درنهج البلاغه، لازم است برخي مؤلفه هاي مربوط را نيز شناسايي کنيم يکي از مؤلفه هايي که در اين الگوها مطرح نشده، مبناي مشروعيت در الگوي شهروندي است. همچنين در متون اسلامي و تفکر اسلامي، ما قائل به يک غايت هستيم که تلاش بشر را در راستاي رسيدن به اين غايت ارزشمند مي دانيم.(3)
براين اساس مي توان با ترکيب ديدگاههاي ترنر و فالکس و تکميل آنها الگوي جديدي را با هفت محور بستر، مبنا، ‌محتوا، عمق، نوع، گستره وغايت شهروندي، مطرح کرد و چارچوبي نسبتاً کامل براي بررسي «شهروندي در نهج البلاغه» به دست آورد.(4)
1. بستر شهروندي: چنان که در الگوي فالکس نيز‌آمده است، مراد از اين شاخصه، فضاي شکل گيري ايده شهروندي است. در اينجا مي توان بسترهاي مختلفي را براي شکل گيري شهروندي شناسايي کرد، مانند: بستر جامعه سنتي- برده داري يا فئودالي، بستر ديني و بستر بورژوازي/ سرمايه داري.
2. مبناي شهروندي: مبناي شهروندي برمنظر نگرش به شهروندي و حقوق و تعهدات مربوط به آن ناظر است. با توجه به اينکه نظريه هاي مختلفي درباره مشروعيت وجود دارد، مي توان گونه هاي مختلفي را براي شهروندي کاملاً رقيق و تضعيف مي شود، اما اگر شهروندي را در معناي عام آن در نظر بگيريم، ميان اين نظريه ها و الگوي شهروندي تناسب وجود خواهد داشت. نمونه هايي از مباني شهروندي عبارتند از: شهروندي مبتني برآموزه هاي ديني، و شهروندي مبتني بر قرارداد اجتماعي.
بحث از شهروندي بالا/ پايين و شهروندي نخبه گرايانه/دموکراتيک به مبناي شهروندي بازمي گردد.
3. محتواي شهروندي: پرسش از محتواي شهروندي به نسبت ميان تعهدات و مزايا، يا حقوق و تکاليف بازمي گردد. گونه هاي مختلف شهروندي، ديدگاههاي مختلفي را درباره اين حدود و وظايف مطرح کرده اند ومي توان شهروندي در الگوي ماقبل مدرن، ليبرال، پساليبرال و... را با هم مقايسه کرد.
4. عمق شهروندي: عمق شهروندي به حدود اهميت و دخالت شهروندي در حوزه خصوصي و عمومي ارتباط دارد. نظام هاي مدرن، بيشترشهروندي را به حوزه عمومي مربوط مي دانند و حوزه فردي- خصوصي، در اختيار فرد قرار مي گيرد.
5. نوع شهروندي: هريک از نظريه هاي شهروندي، نگرش متفاوتي را نسبت به مشارکت شهروندي در عرصه سياسي مطرح مي کنند. نمونه هاي بارز نوع شهروندي را مي توان در الگوهاي شهروندي منفعل، شهروندي فعال و شهروندي متعهدانه يافت.
6. گستره شهروندي: بحث درباره گستره شهروندي به چگونگي باز يا بسته بودن برخورداري از حقوق شهروندي در يک جامعه و قلمرو آن باز مي گردد. همچنين مي توان از شهروندي واحد يا متکثر نيز بحث کرد.
7. غايت شهروندي: در نظريه هاي مختلف شهروندي، درباره غايت شهروندي ديدگاههاي مختلفي معرفي شده است. غايت شهروندي به غايت نظام سياسي و جامعه بستگي دارد. به اجمال مي توان غاياتي را که براي شهروندي وجود دارد، غايت رفع نياز در جوامع سنتي؛ زمينه سازي فضيلت؛ رسيدن به کمال و سعادت؛ آزادي؛ يا نفي سلطه و سيطره دانست.(5)
مفاهيم ناظر به شهروندي در نهج البلاغه


در نهج البلاغه مفاهيم مختلفي درجاهاي گوناگون از جمله در خطبه ها و نامه ها و حکمت ها، بکار برده شده اند که ناظر به «مفهوم و حقوق شهروندي» در جامعه اسلامي اند. بعضي از اين مفاهيم در هرجا که بکار برده شده اند، منظور حضرت ازآنها «شهروندان» بوده است، از جمله مفهوم«الرعيه» و کلمات هم خانواده با آن. و بعضي از اين مفاهيم در برخي جاهايي که بکار رفته اند در معناي «شهروند و شهروندي» و در بعضي جاها به معناي ديگر و عام تري بکار رفته‌اند، مانند واژه هاي «الناس» و «الاهل» و هم خانواده هاي آنها.
بيشتر مواردي که در نهج البلاغه از واژه «الرعيه» و ساير مشتقات آن استفاده شده، شامل توصيه هاي آن حضرت به کارگزاران حکومت درباره رعايت حقوق شهروندي مردم در جامعه اسلامي مي باشد. اين توصيه ها، با توجه به موقعيت زماني و مکاني، متغير و متنوع است. ساير موارد استفاده از اين واژه نيز شامل مواردي از قبيل شرح حقوق متقابل رهبر و مردم و رعايت حق در جامعه و ثمرات اين مسئله(6) مي باشد و در جايي نيز از رعيت به عنوان فرمانبرداران حکومت(7) ياد شده است. علاوه بر واژه «الرعيه» که معناي «شهروند» را مي دهد. واژه هايي مثل«الاهل»(8)و«الناس»(9) نيز در برخي موارد درمعناي «شهروند» بکار رفته‌اند.
بستر شهروندي در نهج البلاغه


مراد از اين شاخصه، فضاي شکل گيري ايده شهروندي است. اميرالمؤمنين(ع) يکي از محورها و ملاک هاي اعمال خود را، قرآن معرفي مي کند؛(10) چرا که او خود حامل و حافظ کلام وحي بوده و به عبارتي قرآن ناطق است و براين مسئله شيعه و سني اذعان دارند. همچنين امام علي(ع)، بارها در نهج البلاغه درباره پيروي محض خويش از سنت پيامبراکرم(ص)- علاوه برقرآن- نيز سخن گفته اند و اينکه هرعمل ايشان را با توجه به قرآن و سنت رسول الله(ص) توصيه کرده اند.(11)
ازاين سخنان درمي يابيم که آن حضرت ملاک و منبع اعمال خود را بر دو محور اصلي و اساسي، يعني قرآن و سنت پيامبر(ص) معرفي مي کند و خويش را کاملاً تابع اين دو منبع مي داند. در جاهاي مختلف نهج البلاغه نيز با تناسب موارد گوناگون، مي بينيم که انديشه و نظريات شهروندي ايشان ناشي از همين دومنبع مقدس است.
----------------------------
پي نوشت ها :
1- غلامرضا بهروز لک، جهاني شدن و اسلام سياسي درايران، ص 122.
2- همان، ص 120.
3- اين نظريه تلفيقي همراه با نظريات مکمل بهروز لک، برگرفته از کتاب جهاني شدن و اسلام سياسي نوشته‌ي اوست.
4- همان.
5- همان، ص 124-125.
6- نهج‌البلاغه، ترجمه سيد علي نقي فيض‌الاسلام، خ 207، ص 683-684.
7- همان، کلمات قصار 253، ص 1212.
8- همان، خ 170، ص 553 ساير نمونه‌ها: همان، خ 171، ص 556؛ ن1، ص 830؛ ن 61، ص 1047؛ ن67، ص 1063؛ ن 74، ص 1077. همچنين علاوه بر موارد ذکر شده، مي‌توان از واژه‌ي «الاهل»، معناي شهروندي را نيز دريافت. همان، خطبه‌هاي 3، 13، 33، 34، 53، 54، 68 و نامه‌هاي 1، 2، 29، 38، 45، 54، 57، 61، ‌62، 67
9- همان، ن 53، ص 994.
10- در سفارش‌هايي نيز که داشتند به افراد مختلف از جمله در نامه‌اي که به مالک اشتر دارند، نيز به پيروي از کتاب خدا دستور داده شده است.
11- نهج‌البلاغه، خ 234، ص 817، خ 168، ص 549.





نويسنده:مهديه عربي فر-کارشناس ارشد علوم سياسي، دانشگاه باقرالعلوم





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان