بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,467

قاعده کلي در مورد اجتماع سبب و مباشر-قسمت سوم

  1390/8/2
خلاصه: قاعده کلي در مورد اجتماع سبب و مباشر-قسمت سوم
حالت سوم –اقوي بودن سبب از مباشر

الف) اقوي بودن سبب از مباشر از نظر فقهاي اماميه

در فرضي که سبب قوي تر از مباشر باشد و نقش آن در ورودخسارت بيشتر باشد مسئوليت با سبب اقوي است و فقها در اين مورد اتفاق دارند . بر اين اساس اگر مباشر به حال سبب جاهل باشد سبب ضامن است مانند اينکه کسي چاهي را در غير ملک خود حفر کرده و شخص ثالث فردي را داخل چاه اندازد ولي اطلاعي از احداث چاه نداشته باشد در اينجا ضمان بر حفر کننده است و اگر در ملک خود چاهي حفر کند و آن را بپوشاند و ديگري را داخل ملک خود بخواهد در اينجا اقرب ضمان حاضر است زيرا اثر مباشرت به لحاظ غرور ساقط مي شود.

به هر حال تعداد زيادي از اصحاب در مورد قاعده تقديم مباشر, فرضي را که مباشر ضعيف تر است مستثني کرده اند . در لمعه به استثناء غرورو اکراه اکتفا شده و در قواعد به اکراه اکتفا شد . درمورد اکراه , مکروه ضامن تلف مال نمي باشد اگر چه مباشر تلف باشد . در اين مورد ضمان بر عهده کسي قرار مي گيرد که اکراه کرده است براي اينکه مباشرت با اکراه ضعيف شده پس صاحب سبب در اينجا قوي تر است . ظاهر قول اصحاب در اين مقام عدم رجوع مالک به مکره است بر خلاف جاهل مغرور که براي مالک حق رجوع به مغرور است اگر چه او به غار مراجعه مي کند . به هر حال مراد از قول اصحاب اين است که ضمان بر عهده مباشر مگر با قوت سبب پس در فرض قوي بودن سبب , ذمه سبب به ضمان مشغول مي شود و مباشر شريک در ضمان نمي باشد مگر درغرور .ليکن صاحب جوهر در اين مورد فرموده است :" اگر اجماعي وجود نداشته باشد خالي از نظر نيست که مکره را مسئول بدانيم خصوصا با بازگشت نفع به مباشر به اعتبار اينکه مباشر تلف است و اگر چه به مکره رجوع مي کند بلکه گفته مي شود همانا قاعده , اقتضاي اختصاص ضمان به مباشري که مکروه و مغرور است را دارد اگرچه اکراه کننده و غار مباشر را به اتلاف اجبار کرده اند و ليکن آنها به استناد دليل ضامن هستند و نه به خاطر قوت سبب بر مباشر مخصوصا وقتي که اسناد حقيقتا به سبب است نه به مباشري که مانند باد و خورشيد است ."

ب) سبب اقوي از مباشر در حقوق ايران

مفهوم سبب اقوي از مباشر

با توجه به قسمت اخير ماده 332 قانون مدني در موردي که سبب اقوي از مباشر باشد به نحوي که عرفا اتلاف مستند به آن باشد مسئوليت با سبب است و مباشر مسئوليتي نخواهد داشت .چنانچه اگر شهردار بر خلاف قانون به ماموران خود دستور دهد که بنايي را خراب کنند و مامورين نيز بنا را خراب کنند و يا اينکه کسي مالي را به تصرف صغير غير مميز و مجنون دهد در اين صورت شهردار و نيز دهنده مال مسئول است , چرا که نقش آنها در ورود خسارت به عنوان سبب و عامل غير مستقيم ورود خسارت بيشتر از مباشر است . به همين نحو هرگاه مباشر در اثر اکراه ديگري مال را تلف کند يا در حال خواب مرتکب تلف شود چون مباشرت ضعيف تر از سبب است بايد مسبب را ضامن شناخت . به اعتقاد برخي از حقوقدانان با اينکه علي القاعده در مورد اجتماع دو يا چند علت در ورود خسارت با توجه به ماده يک قانون نحوه اجراي محکوميتهاي مالي مصوب 1351 بايد از نظريه مسئوليت تضامني عاملين ورود خسارت دفاع کرد اما با توجه به ماده 332 قانون مدني معتقدند در فرضي که مباشر دست به اتلاف مي زند و معاون سبب است قانون نحوه اجراي محکوميت هاي مالي به تخصيص بر مي خورد و قابل اجرا نيست چرا که در اين مورد به موجب ماده 332 قانون مدني کي از اين دو مسول جبران خسارت است .

بررسي ديدگاههاي فقها

تمام اين حالتها در دفاع مشروع هم متصور است به نحوي که فرد مهاجم و دفاع کننده هر کدام مي توانند مباشر يا سبب باشند .و از آنجا که فقها مباحثي را براي تشخيص بهتر قاضي مطرح کرده اند لذا به بررسي اين بحث از نظر فقها مي پردازيم .

جمعي از فقهاي بزرگوار بر مبناي مسئوليت مباشر در صورت اجتماع سبب و مباشر مگر جايي که سبب اقوي از مباشر باشد معتقدند در صورتي که شخص مورد هجوم براي نجات خود پا به فرار بگذارد و در اثر آن به صدمه اي دچار گردد, مهاجم (سبب) ضامن نيست و از اين جهت مسئوليت متوجه او نمي گردد . زيرا مباشر با اختيار و آگاهي از خطر فرار , اقدام به آن کرده است . به عنوان مثال , از بالاي ساختمان پريده است و نقش مهاجم به اندازه اي نيست که حادثه به او نسبت داده شود و به عبارت ديگر , سبب اقوي از مباشر نمي باشد . شيخ طوسي در اين باره مي فرمايد : " اگر کسي در تعقيب شخصي شمشيرش را از غلاف بيرون بکشد و آن شخص از دست مهاجم فرار کند و خودش را از بالاي بام يا کوه به پايين پرت کند يا خودش را در چاه و يا در آتش بيفکند و کشته شود, ضماني بر عهده تعقيب کننده نيست , زيرا تعقيب کننده فقط او را ناچار به فرار کرده است , لذا تعقيب کننده سبب است و کسي که خودش را پرت کرده , مباشر و در صورت اجتماع مباشر و سبب غير ملجي , ضماني بر عهده ايجاد کننده سبب نيست."

بنابراين , در صورت نقش داشتن مهاجم و شخص مورد هجوم در ايجاد صدمه , مسئوليتي از اين جهت متوجه مهاجم نمي شود مگر جايي که نقش مهاجم موثرتر بوده باشد که فقها مصاديق ذيل را براي آن بر شمرده اند :

1-شخص مورد هجوم نابينا باشد و در حال فرار از دست مهاجم در اثر عدم بينايي دچار آسيب گردد , مثلا در حال فرار با ديواري برخورد کند و صدمه ببيند.

2-شخص مورد تعقيب نسبت به خطري که در سر راه فرارش وجود دارد ناآگاه باشد و هنگام فرار مصدوم شود , مثلا در حال فرار ناگهان متوجه گردد که در لبه پرتگاه قرار دارد و سقوط کند .

3-هنگام فرار شخص مورد هجوم, سقفي و مانند آن روي سرش فرو بريزد و مصدوم گردد.

4-فرد مورد تعقيب براي نجات خويش از روي ناچاري به مکان حيوان درنده يا گزنده اي وارد شود و صدمه ببيند .

در موارد مذکور , نقش مباشر به جهت عدم بينايي يا عدم آگاهي و يا اضطرار , ضعيف تر از نقش سبب (مهاجم) مي باشد , لذا به دليل اقوي بودن سبب , مهاجم مسئول است .





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان