بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,575

قاعده لوث و قسامه(14نکته تطبيقي قسامه)-قسمت دوم

  1390/8/1
خلاصه: قاعده لوث و قسامه(14نکته تطبيقي قسامه)-قسمت دوم
نکته پنجم: واژه قسامه

قسامه در لغت، مصدر و به معناي قسم ياد‌کردن است. به نظر شهيد ثاني، قسامه (با فتح قاف) در لغت اسم است براي اولياي دم که بر ادعاي خود سوگند ياد مي‌کنند.در اصطلاح بعضي از فقيهان، مراد سوگندهايي است که بر اولياي دم تقسيم مي‌شود.به هر تقدير،‌اسمي است غير مصدري که جايگزين مصدر شده است.گفته مي‌شود: «اقسم، اقساماً و قسامه»؛ چنان که گفته مي‌شود: «اکرمْ اکرماً و کرامه».شيخ محمد خطيب شربيني مي‌نويسد:

«و هي بفتح القاف: اسم الايمان تقسم علي اولياء الدم مأخوذه من القسم و هو اليمين و قيل اسم الاولياء، قسامه به فتح قاف نام سوگندهايي است که بر اولياي دم تقسيم مي‌شود و از قسم که همان سوگند است اخذ شده است و گفته شده: قسامه، نام اوليايي است که براي اثبات قتل بر مدعي عليه سوگند ادا مي‌کنند.»

سپس مي‌گويد: نخستين کسي که در جاهليت با قسامه به داوري نشست، وليدبن مغيره بود و اسلام آن را تقرير و تثبيت نمود.همچنين داستاني از ابوطالب نقل شده که در جاهليت به قسامه مدعي عليه حکم کرده است.از اين رو برخي او را نخستين کسي دانسته اند که به قسامه عمل کرده است.»

نکته ششم: تعريف قسامه از ديدگاه حنفي‌ها

در نزد حنفي ها،‌قسامه عبارت است از اداي 50 سوگند متعدد در دعوي قتل که توسط 50 مرد اقامه مي‌شود.از نظر حنفي ها،‌اهل محله‌اي که مقتول در آنجا يافت شد، 50 نفر را انتخاب مي‌کنند که قسم بخورند تا تهمت از متهم رفع شود.هر يک از آنان سوگند مي‌خورد که «به خدا، او (متهم) آن شخص را نکشته و ما نمي‌دانيم قاتل کيست». اگر چنين سوگند ياد کنند، ديه بر آنها ثابت است.

نکته هفتم: تعريف قسامه از نظر ساير فرق اهل سنت

اما از نظر ساير فرق اهل سنت (غير از حنيفه)، سوگند از سوي اولياي دم براي اثبات قتل عليه جاني اقامه مي‌شود.هر يک از آنان (50 نفر ) مي‌گويد:‌ «به خدايي که غير از او خدايي نيست، جاني ضربه زد و فلاني مرد، يا به درستي که فلاني، فلاني را کشت.»

چنانچه بعضي از اولياي دم از اداي سوگند خودداري کنند، افراد باقي مانده از اولياي دم،‌ تعداد قسم باقي مانده را خواهند خورد؛ اما اگر همه اولياي دم نکول کردند يا اينکه قتل لوث نبود (نه قرينه ظاهري در خصوص قاتل وجود داشت و نه عداوت ظاهري)، قسم به متهم ارجاع مي‌شود. در اين صورت، بستگان وي 50 سوگند مبني بر برائت متهم مي‌خورند؛ ولي چنانچه متهم، بستگان «عاقله» نداشته باشد، متهم 50 سوگند خورده و از مسئوليت بري خواهد شد.

نکته هشتم: رأي مشهور فقهاي شيعه

رأي مشهور فقهاي شيعه با نظر اخير با کمي اختلاف موافق است.همچنانکه از قول فقهاي اهل سنت (غير از حنفي‌ها‌) گفته شد، چنانچه قتل لوث نبود، قسامه به متهم ارجاع مي‌شود که اين نظريه با نظريه فقهاي شيعه موافق نيست.فقهاي شيعه به اتفاق، نظر دارند که قسامه براي قتل همراه با لوث است و در غير از مورد لوث جايي ندارد.

به استناد مواد 244، 247 و 248 قانون مجازات اسلامي،‌نظريه فوق در سيستم حقوق کيفري ايران نيز پذيرفته شده است.

در اينجا دو پرسش مطرح مي‌شود:

پرسش اول: آيا شاکي قتل يا متهم به قتل، خود نيز بايد سوگند بخورد؟

نظر علامه در قواعد و فخر در ايضاح:

در پاسخ بايد گفت که نظر فقها در اين مسأله مختلف است. از شرح لمعه استفاده مي‌شود که لازم است مدعي نيز سوگند ياد کند و نمي‌توان به سوگند ديگران، بدون سوگند مدعي اکتفا کرد.علامه در قواعد و فخر در ايضاح، اکتفا به سوگند ديگران را از سوگند مدعي، مورد اشکال قرار داده است.فخر مي‌گويد: «منشأ اشکال آن است که از يک طرف اکتفا به سوگند ديگران براي اثبات حق مدعي،‌خلاف اصل است و از طرف ديگر، شارع مقدس در خصوص قسامه از اداي سوگند توسط ديگران منع نفرموده و آن را اجازه هم داده است،» به هر حال، ايشان هيچ کدام از دو وجه را ترجيح نداده است.

روايات وارده در اين مسأله لسان واحد ندارند؛ مستفاد از برخي روايات آن است که بستگان و خويشاوندان لازم است اداي سوگند کنند؛ مانند روايت ابي بصير از امام صادق (ع) که در آن آمده است:‌ «فعلي المدعي ان يجيي بخمسين رجلاً يحلفون ان فلاناً قتل فلاناً...»

يعني: (بر مدعي لازم است 50 نفر را بياورد که سوگند ياد کنند که فلاني، فلاني را به قتل رسانده است.) ظاهر اين است که سوگند متوجه کساني است که مدعي، آنان را مي‌آورد؛ نه خود وي.

از برخي روايات ديگر استفاده مي‌شود که مدعيان سوگند ياد مي‌کنند؛ مانند روايت «مسعود بن زياد» که امام صادق (ع) فرمود:‌پدر من مي‌فرمودند: اگر مدعيان دم، اقامه بينه بر قتل مقتول نکنند و سوگند نيز ادا ننمودند، متهمين 50 بار سوگند ياد مي‌کنند که ما او را به قتل نرسانده ايم و قاتل او را نمي‌شناسيم.

مقتضاي جمع بين روايات اين است که هر دو وجه جايز باشد؛ يعني مدعي، هم مي‌تواند با بستگانش اداي سوگند نمايد و هم مي‌تواند سوگند نخورد و فقط به سوگند قوم و بستگان خود اکتفا نمايد؛ هر چند اداي سوگند از طرف مدعي همراه با بستگانش ارجح و اقوي به نظر مي‌رسد.

پرسش دوم: آيا زن مي‌تواند جزو سوگند خورندگان باشد؟

از نظر صاحب کتاب تکمله المنهاج، در اين خصوص دو نظريه وجود دارد که رأي غالب اين است که چنانچه زن، شاکي يا مشتکي عنها باشد اداي سوگند از طرف او بلااشکال است.

از نظر امام خميني، چنانچه شاکي زن باشد و هيچ بستگان مرد نداشته باشد و يا هيچ مردي حاضر به سوگند نباشد، اداي سوگند از طرف زن اشکالي ندارد؛ ولي چنانچه حتي يک مرد وجود داشته باشد، زن حق اداي سوگند ندارد؛ هر چند که از شکات باشد.

ماده 248 قانون مجازات اسلامي و تبصره‌هاي آن، مطابق اين نظريه تنظيم شده است: در موارد لوث، قتل عمد با 50 قسم ثابت مي‌شود و قسم خورندگان بايد از خويشان و بستگان نسبي مدعي باشند و در مورد آنها رجوليت شرط است.

تبصره 1‌ـ‌ مدعي و مدعي عليه مي‌توانند، حسب مورد يکي از قسم خورندگان باشند.

تبصره 2‌ـ‌ چنانچه تعداد قسم خورندگان کمتر از 50 نفرباشند، هر يک از قسم خورندگان مرد مي‌تواند بيش از 50 قسم بخورد، به نحوي که 50 قسم کامل شود.

تبصره 3‌ـ‌ چنانچه هيچ مردي از خويشان و بستگان مدعي براي قسامه وجود نداشته باشد، مدعي مي‌تواند 50 قسم بخورد؛ هر چند زن باشد.

نکته نهم: مستند روايي قسامه

در احاديث متعدد، مسأله قسامه بيان شده است،‌از جمله: مردي از انصار روايت کرده است که پيامبر به قسامه امر کرد؛ همانطور که در زمان جاهليت بوده است.

بريدبن معاويه از امام صادق (ع) نقل کرده است: «اقامه دليل بر عهده مدعي و قسم بر عهده منکر است؛ مگر در خون»

گروهي از سهل بن ابي حثمه نقل کرده اند که گفت: در زمان صلح،‌عبدالله بن سهل و محيصه بن مسعود به سمت خيبر (محله‌اي يهودي‌نشين) روان شدند و مدتي بعد، از هم جدا شدند.وقتي ابن مسعود به سراغ عبدالله بن سهل آمد او را مقتول و آغشته به خون ديد.وي را دفن کرد و به مدينه برگشت.

فرزند عبدالله بن سهل (عبدالرحمن) و محيصه و حويصه، فرزندان مسعود، پيش پيامبر آمدند.عبدالرحمن بن عبدالله بن سهل شروع به صحبت کرد.پيامبر فرمود: بزرگتر صحبت کند.فرزندان مسعود شروع به صحبت کردند.پيامبر گفت: آيا حاضريد قسم بخوريدتا قاتل و صاحبان خون معلوم شوند؟

گفتند: چگونه قسم بخوريم در حالي که نديده‌ايم. پيامبر فرمودند: پس بگذاريد قوم يهود 50 قسم بخورد. سپس آنان گفتند: چگونه قسم قوم کفار را باور کنيم؟ (ما سوگند کفار را نمي‌پذيريم).به همين دليل، پيامبر، خود، ديه متوفي را پرداخت نمود.

پرسش رسول خدا (ص) که آيا قسم مي‌خوريد تا اولياي دم معلوم شود؟ نشانگر اين است که در صورت اقامه قسامه توسط اولياي دم، قصاص ثابت مي‌شود. روايت فوق با اندکي اختلاف در کتاب‌هاي شيعه نيز نقل شده است.

روايتي ديگر را ابي بصير از معصوم اين چنين نقل کرده است: حکم خداوند در خصوص خون با حکم وي در خصوص مال تفاوت دارد؛ در خصوص اموال، دليل بر عهده مدعي و قسم بر عهده مدعي عليه است؛ در حالي که درخصوص خون، اقامه دليل مبني بر بي گناهي بر عهده مدعي عليه و قسم بر عهده مدعي است؛ زيرا که خون مسلم نبايد هدر‌رود.

حديث حلبي (حسن يا صحيح) از ابي عبدالله(ع) نقل شده است که از حضرت سؤال شد: «قسامه چيست؟» امام گفت: «آن درست است و از اسرار ماست.اگر قسامه نباشد، چيزي باقي نمي‌ماند.به درستي که قسامه براي نجات انسان است.»

زراره در حديث صحيح از قول ابي عبدالله (ع) مي‌گويد: «قسامه براي احتياط در خون مردم وضع شده است؛ به طوري که هرگاه فردي فاسق خواست فردي را بکشد، يا کسي به عنوان اينکه در مخفيگاهي است و کسي او را نمي‌بيند بخواهد کسي را بکشد، با وجود قسامه منصرف شود.»





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان