بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,051

فلسفه مجازاتها در فقه کيفرى اسلام-قسمت سوم

  1390/7/30
خلاصه: فلسفه مجازاتها در فقه کيفرى اسلام-قسمت سوم
4- اصول حاکم بر مجازات اسلامى
وقتى که مبناى مجازات در اسلام را رحمت‏به انسانها، تامين مصلحت ايشان و دفع مفسده از آنان دانستيم، اصولى اساسى بر آن مترتب مى‏گردد که لزوما بايد در مجازاتهاى اسلامى رعايت‏شود تا هدف اساسى آن تحقق يابد. ما در اينجا به مهمترين آنها اشاره مى‏کنيم:

اصل اول: رعايت تناسب بين جرم و مجازات: اين اصل در حقيقت از نتايج عدالت پروردگار است. افزون بر اين، مجازات بر اساس ضرورت تشريع گرديده و خلاف اصل تلقى مى‏گردد. بنابراين، در اعمال آن بايد به قدر لازم اکتفا گردد و تناسب مجازات و جرم بايد مطمح نظر قرار گيرد.

اصل دوم: چنان که گفتيم در مجازات، به مصلحت جامعه توجه شده است. بنابراين، آنگاه که جرمى انجام شد، بايد مجازات به گونه‏اى باشد که مجرم را تاديب کند و ديگران را از ارتکاب جرم بازدارد. به عنوان نمونه به جهت اهميتى که اسلام براى انسان و شخصيت او قائل است کشتن نابحق يک انسان را به منزله کشتن تمامى انسانها تلقى نموده است.

«من قتل نفسا بغير نفس او فساد فى الارض فکانما قتل الناس جميعا» (24)

و براى بازداشتن انسانها از ارتکاب قتل، حق قصاص را جعل فرموده است.

اصل سوم: چون هدف از مجازات تامين مصلحت جامعه است، به اقتضاى مصلحت مى‏تواند شدت و ضعف يابد و هر گاه مصلحت جامعه مقتضى اعمال مجازات شديد است، شدت يابد و هرگاه مصلحت جامعه اعمال مجازات کمتر را اقتضا کند، تخفيف يابد. اين امر با تعبيه تعزير در فقه کيفرى اسلامى تامين گرديده است.

اصل چهارم: تاديب مجرم نيز از اهداف مجازات در اسلام به شمار مى‏رود، ولى تاديب - برخلاف آنچه در برخى از نظريه‏ها اظهار شده است - هرگز به معنى انتقام نيست، بلکه چنان که برخى از فقيهان عامه نيز گفته‏اند:«انها تاديب استصلاح و زجر تخلف بحسب اختلاف الذنب‏» (25) و تاديب در اشخاص مختلف، اشکال گوناگونى پيدا مى‏کند، برخى نيازمند تاديب شديدتر و برخى نيازمند تاديب ضعيف‏تر هستند. مى‏توان گفت از اين رو تعيين ميزان تعزير بر عهده قاضى نهاده شده است که هدف آن، بازداشتن است چنان که واژه تعزير همچون حد به همين معناست (26) و انسانها داراى اوصاف و روحيه‏هاى متفاوتى هستند، ممکن است کسى با يک صداى بلند از ارتکاب جرم منع گردد و ديگرى محتاج تازيانه باشد و بزهکارى نيز تنها با زندان از ارتکاب جرم بازداشته شود.

5- توجه به شخصيت مجرم در مجازاتهاى اسلامى
با توجه به اصول اساسى حاکم بر مجازات و فلسفه آن، به آسانى مى‏توان دريافت که اسلام در عين توجه به مصالح اجتماعى به شخصيت مجرم نيز توجه خاصى مبذول مى‏دارد. به عنوان يک قاعده مى‏توان گفت در جرايمى که نظام را مختل مى‏سازد و کيان آن را برهم مى‏زند، فقه کيفرى به شخصيت مجرم توجهى نمى‏کند ولى جرايم از اين دست محدودند، و در ساير جرايم، شخصيت مجرم و شرايط و اوضاع و احوال حاکم بر ارتکاب جرم مورد توجه قرار مى‏گيرد. در مجازاتهاى تعزيرى که قاضى مقيد به کيفر مشخصى نيست، بلکه مى‏تواند در صورت احراز جهات مخففه آن را تخفيف دهد و يا آن را به مجازاتى که به حال متهم مناسبتر است تبديل کند، وضع خاص متهم، شخصيت‏يا سابقه پسنديده او و قراين دال بر ندامت وى مى‏تواند موجب تخفيف در مجازات شود. از آثار توجه به شخصيت و کرامت انسان عبارت است از ممنوعيت‏شکنجه و هتک حرمت و حيثيت متهمان. نگاهى به شيوه رفتار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و ساير معصومان عليهم السلام با متهمان و مجرمان مطلب را روشنتر مى‏سازد. پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد مردى را سنگسار کنند، برخى آن مرد را خبيث‏خواندند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: او را خبيث نخوانيد به خدا سوگند که او نزد خداوند از بوى مشک پاکيزه‏تر و معطرتر است. (27)

زنى که در نتيجه زنا آبستن شده بود، خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض کرد، از حد الهى تجاوز کرده‏ام و مستحق حدم، پس بر من حد را اقامه فرما. پيامبر ولى آن زن را فرا خواند و به وى فرمود: به اين زن (به رغم آن که مرتکب گناهى بزرگ شده است) نيکى کن و بعد از زايمان او را نزد من آر. او مطابق فرمان حضرت رفتار کرد. پيامبر صلى الله عليه و آله آن زن را لباس پوشانيد و سپس بر وى اجراى حد نمود و آنگاه بر او نماز گزارد. خليفه دوم با شگفتى از آن حضرت پرسيد: آيا بر وى نماز مى‏خوانى در حالى که مرتکب زنا شده است؟ حضرت فرمود: اين زن به گونه‏اى توبه کرد که اگر بين هفتاد نفر از اهل مدينه تقسيم شود، کفايت مى‏کند. آيا توبه‏اى برتر از اين يافت مى‏شود که جان خود را در نتيجه اجراى حد الهى از دست دهد؟ (28)




نويسنده:ناصر قربان‏نيا





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان