بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,588

اهميت ونقش روان شناسي در دادگاه اطفال و کانونهاي اصلاح و تربيت

  1390/7/21
خلاصه: اهميت ونقش روان شناسي در دادگاه اطفال و کانونهاي اصلاح و تربيت
مقدمه:
اگر بپذيريم که کودکان استثنايي به آن دسته از افراد گفته مي شود که درمقايسه با همسالان خود از نظر ذهني وهوشي، رفتاري وهيجاني ميزان سازگاري وسلامت جسمي ازهنجارفاصله معني داري دارند، دراين صورت کودکان ونوجوانان بزهکاررامي توان استثنايي محسوب کرد .درکتب روان شناسي درسنامه هاي کودکان استثنايي، بزهکاري درطبقه بندي کودکان ناسازگار يا دشوار قرارمي گيرد . علاوه برآن چون اين کودکان نياز به خدمات آموزشي وپرورشي روشهاي اصلاحي وتوان بخشي ويژه دارند، ازين منظر نيز استثنايي قلمداد مي شوند نکته ديگري که بايد مورد توجه قرارگيرد اين است که تعدادي ازاين افراد دچار نقايص ذهني هستند که ازيک سو مسئوليت کيفري آنهارا زير سئوال مي برد وازديگر سو نمي توان آنان رادرکانون اصلاح وتربيت نگهداري کرد. تعدادي نيزباناتوانيهاي يادگيري ، دچار افت تحصيل وترک تحصيل ونهايتة رفتارهاي ضد اجتماعي بررسيهاي انجام شده نشان مي دهد تفاوتهاي فردي وپريشاني عاطفي بين کودکان ونوجواناني که مرتکب جرم شده اند بيش از جمعيت همسان وغير بزهکاراست توجه به تفاوتهاي فردي واختلالهاي ذهني ورفتاري درارتکاب بزه وخلافکاريهاي آنان براي قضات ودادرسان بدون کمک افراد متخصص درامور رواني ورفتاري مانند روان شناس، روان پزشک ومددکاراجتماعي مقدورنيست.
طرح مسئله
پس ازتبديل دادسراها به دادگاههاي عمومي ، رسيدگي به جرايم اطفال بيش ازپيش به دست فراموشي سپرده شد وحقوق اطفال بزهکاردرپرده ابهام وبي توجهي قرارگرفت ورسيدگي به اين دسته از مجرمنين مانند بزرگسالان به شعب دادگاههاي عمومي سپرده شد درسال 1375 سه شعبه ازدادگاههاي عمومي درکانون اصلاح وتربيت براي محاکمه اطفال تشکيل شد تعدادي ازاطفال دراين سه شعبه وتعدادي نيز درشعب ديگر مجتمعهاي قضايي تهران محاکمه مي شدند درسال 1379 با تشکيل مجتمع ويژه اطفال وانتقال شعب دادگاه ازکانون به آن مجتمع که از نظرشکلي همان دادگاههاي عمومي است به جرايم اطفال دراين مجتمع رسيدگي شودودرحال حاضر 7شعبه دراين مجتمع داير است . تشکيل شعب رسيدگي کننده به جرايم اطفال درکانون اصلاح وتربيت ، موجب آشنايي بيشتر ونزديک شدن قضات باکودکان ونوجوانان بزهکارشد همچنين ارتباط کارشناسان کانون با آنان منجر به آشنايي بيشتر قضات ياپرونده هاي شخصيتي واجتماعي که درواحد روان شناسي ومددکازي کانون تشکيل مي شوذ گرديد هزچند دربيشتز مواقع به دليل عدم وجود قوانين کيفري ودادرسي اطفال، قاضي درصدور احکام متناسب، باشرايط ذهني ورواني اطفال بسته بود واين شرايط کم وبيش هنوز ادامه دارد بااين حال اخيرا باصدور احکام جديدي تغييراتي مهم دردادگاه ونگرش قضات نسبت به بزهکاري اطفال مشاهده مي شود که اميد است به تدوين قوانين دادرسي اطفال منجر گردد ووحدت رويه قضايي درباره آنان اعمال شود.
نگاهي به وضعيت استثنايي اطفال درکانون
درحال حاضر به وضوح شاهد افزايش انواع جرايم درجامعه هستيم جمعيت کيفري زندانها درسال 78 نسبت به ده سال پيش حدود62 درصد افزايش نشان مي دهد جرايم کودکان هم به خاطر جوان بودن جمعيت کشور از يک سو وتحولات اجتماعي واقتصادي ناشي از جنگ تحميلي وقطب بندي وفاصله عميق طبقاتي ومهاجرت از سوي ديگر، افزايش نشان مي دهد حدود 24 درصد مجرمين درسال78 زير 25 سال سن داشتند حدود4 درصد افراد زير 25 سال رازنان ودختران و96 درصد را مردان تشکيل مي دادند .
بررسيهاي اوليه ما درسال جاري نشان مي دهد که تا پايان آذرماه تعداد1451 نفرورودي به واحد روان شناسي کانون 72نفر داراي هوش بهره پاييني بوده اند يعني حدود 12 درصد دراين مدت تعدادي قبل ازهزگونه اقدام تکميلي آزاد شدند. دربررسيهايي که روي افراد باقيمانده از طريق مصاحبه با خانواده وعملکرد تحصيلي ومصاحبه دقيق با کودک وتهيه شرح حال آنان انجام شد ، نقض هوشي 70 نفر مورد تاييد قرارگرفت
اکنون حدود 250 نفر اطفال درکانون نگهداري مي شوند فراواني جرايم به ترتيب عبارتند از: سرقت، جرايم ناشي از رفتارهاي پرخاشگرانه ( نزاع وايراد صدمه عمومي) جرايم جنسي وجرايم مربوط به مواد مخدر، بقيه جرايم چندان قابل اعتبارنيست، ( اين آمار مربوط به جرايم پسران است ) ازاين تعداد حدود25 درصد نياز به خدمات روان شناسي وروان پزشکي دارند که کم وبيش به آنان ارايه مي شود.
درمجموع واحد روان شناسي مي تواند درسرنوشت قضايي وقانوني وتصميم گيري منصفانه درباره گروههايي از کودکان پس ازبررسيهاي کامل روان شناختي واظهارنظرکارشناسي ياري رساند.
1-کودکان ونوجوانان داراي نقص ومعلوليتهاي جسمي.
2-کودکان ونوجوانان ناسازگار که داراي ويژگيهاي شخصيتي وعصبي رواني مستعد ارتکاب جرم هستند ازجمله کودکان هيجان طلب وخطرجو کودکان داراي اختلال تکانه اي، کودکان داراي اختلال رواني خفيف ( افسردگي) وکودکان داراي اختلال سلوک وکودکان صرعي.
1-کودکان ونوجوانان داراي اختلال شديد رواني که داراي درجاتي از جنون هستند.
يادآوري اين نکته ضروري است که کليه اختلالات روان پزشکي درافرادداراي نقص ذهني هم ديده مي شود غالبا ميزان ابتلاي اين کودکان به اختلالات رفتاري وروان پزشکي مانند کودکان سالم است اما تظاهر علائم بيماريهاي ممکن است دراين کودکات تفاوتهايي داشته باشد
بحث نظري درباره کودکان داراي نقض ذهني:
نقص ذهني( Mental Impaerment) وناتواني يادگيري( Learning disability) امروز به جاي واژه عقب ماندگي ذهني جاافتاده است گاه درافکار عمومي بيماريهاي رواني ونقص ذهني را به اشتباه يکسان مي پندارند هرچند اين دوحالت کاملا ازهم جدا هستند امادربرخي افراد به طور همزمان مي تواند وجودداشته باشد.
به زبان ساده مي توان گفت افرادي که داراي بيماري رواني هستند زندگي خود را باهوش بهنجارآغاز مي کنند اما به دلايل مختلف مي توانند بيمار شوند وبه اصطلاح ازبهنجار فاصله بگيرند درحالي که افراد مبتلا به نقص ذهني هرگز ازهوش بهنجار برخوردارنبوده اند يا درنوزادي آن را از دست داده اند يا دراوايل زندگي ويا با نقص ذهني متولد مي شوند.
يادآوري اين نکته خالي از فايده نخواهد بود که نقص ذهني يک مفهوم نسبي است وبه غلط تصور براين است که ميزان نقص ذهني رامي توان صرفا بااندازه گيري قابليتهاي هوشي به وسيله آزمونهاي هوش ارزيابي واندازه گيري کرد ميزان هوش بهرممکن است يکي از مهمترين علائم آن مي باشد بررسي کارکرداجتماعي ، خانوادگي وتحصيلي فرد درارزيابي نقص ذهني ضروري است.
گاه باکودکاني درکانون برخورد مي کنيم که به خاطر فقر شديد مادي وفرهنگي از يک طرف ، اشکال درمراقبتهاي اوليه مانند تغذيه ، بهداشت محيط وبهداشت فردي، بي توجهي به واکسيناسيون وفقر محرکهاي فيزيکي،رواني وعاطفي لازم ازطرف ديگر، ازقافله رشد بهنجار عقب مانده اند وبدون اينکه ضايعه عضوي داشته باشند عقب مانده محسوب مي شوند تحقيقات نشان داده است هوش بهرباموقعيتي اقتصادي – اجتماعي همبستگي مثبت دارد.
مادربررسي وضعيت ذهني اطفال تنها به نتيجه آزمونهاي هوشي اکتفا نمي کنيم زيرا احتمال سوگيري طبقاتي واجتماعي دراين آزمونها بسياراست . به همين خاطر پس از اينکه هوش به اين اطفال مشخص شد، بامصاحبه رواني، تهيه شرح حال وبررسي سوابق رفتاري درخانواده، وهمچنين وضعيت تحصيلي وديگر مهارتهاي اجتماعي ملاک قراردادن تمام اطلاعات درمورد ميزان عقب ماندگي آنها اظهار نظر مي نماييم به طور کلي هوش بهر شاخص تواناييهاي ذهني مستقل ازعوامل اجتماعي وانگيزشي نيست وجنبه فطري آن تنها يک بعد عملکرد ذهني را تشکيل مي دهد لذا تا اطلاعات کافي ازفرد به دست نيايد نبايد برچسب عقب ماندگي به فردي نمي توان زد.
بااين حال آزمونهاي هوشي پيش بيني کننده معتبري درباره هوش هستند بررسيهاي انجام شده نشان داده است ميزان هوش بهرمهمتراز نژاد وطبقه اجتماعي رفتارمجرمانه راپيش بيني مي کند پژوهشگران براين باورند که هوش مي تواند هم تاثير مستقيم وهم غير مستقيم دربزهکاري داشته باشد.
آنان که برتاثير مستقيم هوش دربزهکاري تاکيد مي کنند چرخه زندگي بزهکاران را مورد مطالعه قرارداده وبه اين نتيجه دست يافته اند که ارتباط اساسي ومهم بين هوش بهروبزهکاري به خاطر ناتواني آنان درپردازش مفاهيم انتزاعي است . آنان نمي توانند نتيجه رفتارمجرمانه خود را پيش بيني کنند وقادربه درک احساسات قرباني خود نيستند پژوهشگران که معتقدند هوش بهرتاثير غير مستقيم برجرم دارد به اين نتيجه رسيده اند که هوش بهرپايين موجب ضعف تواناييهاي کلامي اطفال مي شو د اين ضعف باعث عملکرد ضعيف تحصيلي شده وعملکرد تحصيلي ضعيف وآمورش ناکافي ارتباط پايداري با بزهکاري دارد اين پژوهشگران دربررسيهاي خوددريافتند اگر اطفال پرخطر( high Risk ) داراي هوش بهرنسبتا بالايي باشند احتمال کمتري دارد دست به رفتارهاي مجرمانه بزنند بااين حال اختلاف نظر درباره ارتباط هوش بهروبزهکاري بسيارجدي وبحث انگيز است دربررسيهاي انجام شده درباره نقص ذهنبي عوامل بسياري مورد شناسايي قرارگرفته اند که مهمترين آنها به شرح زير است.
1-ابتلاي مادر به بيماري بويژه روبلا ( Rubella ) معروف به سرخچه آلماني)) دراوايل حاملگي.
2- آسيب مغزي يا درهنگام تولد يا پس ازآن آسيب مغزي مي تواند درنتيجه زايمان زودرس ياآنوکسي ( Anoxia ) اتفاق بيفتد همچنين پس ازتولددراثر کودک آزاري وبي توجهي والدين وعوامل ديگر ايجاد مي شود.
4- ناهنجاريهاي کروموزومي که شناخته ترين آن سندرم داون است.
5- عوامل مادرزادي مانند بيماري فينل کنونوريا.
6-تشديد نقص ذهني خفيف موجود درفرد مي تواند دراثر فقر محرکهاي محيطي واجتماعي باسوءتغذيه وبه صورت پرخاشگري بروز کند.
7- افرادي که داراي نقص ذهني بادرجه متوسط هستند ممکن است به آساني برانگيخته شده ورفتاري پرخاشگرانه غير اختصاصي(
( Uncharactenstic ) انجام دهند.
8- تظاهر مشروع تمايلات جنسي دربرخي ازافرادي که نقص ذهني دارند، ممکن است ساده لوحانه، ابتدايي ( Primitive ) عاري ازخويشتن داري وفاقد مهارتهاي اجتماعي باشد اين نوع رفتارهاي جنسي درسابقه رفتارهاي عقب ماندگان وجوددارد وممکن است درمحل نگهداري آنان ديده شود.
9- اين دسته ازکودکان ممکن است درمقايسه باهمسالان بهنجارخود، نسبت به تغييرات محيط اجتماعي وخانوادگي آسيب پذير باشند يک کودک عقب مانده ذهني بادرجه متوسط ممکن است تاوقتي که مورد حمايت خانواده يا بستگان نزديک خود قراردارد بتواند به خوبي از عهده خودبرآيد اما چنانچه آنان را به خاطر مرگشان يا به هز دليل ديگري ازدست بدهد، ازهم بپاشد وبه منظور تلاش دربه دست آوردن موفقيت گذشته مرتکب رفتارهاي بزهکارانه شود..
نقش روان شناسي دردادگاه وکانون
همان طورکه پيشتر اشاره شد، کارشناسان کانون پس ازتشکيل به اصطلاح دادگاه اطفال درکانون همکاري خود را باقضات آغاز کردند که مورد استقبال آنان قرارگرفت درحال حاضر درمواردي که بااطفالي روبه رو مي شويم که داراي درجاتي ازنقض ذهني يااختلال رفتاري هستند، وبررسيها نشان مي دهد اين حالات درارتکاب بزهکاري آنان موثر بوده است ، به دادگاه مورد نظر گزارش مي شود ازطرف ديگر برخي ازشعب دادگاه اگر درجريان رسيدگي احساس کنند نياز به نظريه روان شناختي دارند از کارشناسان واحد روان شناسي براي شرکت درجلسه دادگاه دعوت به عمل مي آورند.هرچند هنوز اهميت اين همکاري دوجانبه براي همه شعب دادگاه روشن نشده است اما نتايج نظريه روان شناسي آن چنان قابل توجه است که درصدوراحکام جديد که با رويه قضايي سابق تفاوت دارد، تاثير به سزايي به جا نهاده است . علاوه برآن درمواردي نيز به دليل اختلاف نظر بين قضات دراشکال قانوني تاحصول نتيجه اين اطفال مدت زيادي درکانون نگهداري شده اند به نمونه اي ازاين موارد اشاره مي شود.
دوکودک هم جرم ازيکي از شهرستانهاي استان تهران به کانون اصلاح وتربيت تحويل شدند پس ازبررسيهاي روان شناختي حتي عقب ماندگي واحتلاف رفتاري آنان مجرز شد وضعيت آنان طي گزارشي به قاضي ناظرارايه شد اين دوکودک به پزشکي قانوني اعزام وپزشکي قانوني نظريه واحد روان شناسي را تاييد نمود به قسمتي ازنامه مجدد قاضي ناظر به پزشکي قانوني توجه کنيد:** رييس محترم پزشکي قانوني ، عطف به نامه شماره..آن مرکز راجع به آقايان.. صراحتة اظهار نظر شده رافع مسئووليت کيفري است ** بااين حال به لحاظ اختلاف نظر بين قضات محترم که اختلال رواني درقانون موضوعه بعد از انقلاب اسلامي ايران چون محسوب نمي شود ، صراحتةاظهار نظر فرماييد که آيا نامبردگان مبتلا به جنون هستند يا خير؟ پاسخ پزشکي قانوني چنين بود * نامبردگان مبتلا به جنون نمي باشند ولي دچار ضعف قواي عقلاني مي باشند وتوانايي کافي براي تشخيص حسن وقبح را ندارند*
مورد ديگر پرونده ز-ک 16ساله است که دوسال پيش به جرم تجاوز وشرکت درقتل دختر خردسالي به اتفاق هم جرم خود ازيکي از شهرهاي شمالي به کانون اعزام شدند ز-ک مبتلا به بيماري شب کوري بود ودرروز ديد بسيار ضعيفي داشت به طوري که وقتي به کانون آمد به خاطر آشنانبودن با محيط غالبا کسي اورا همراهي مي کرد او بي سواد واز نظر ذهني عقب مانده بود قبل از دستگيري درکمک به پدرش به چوپاني چند راس بزمشغول بود اکنون باپيگيري واحد روان شناسي ومساعدتهاي قاضي ناظر آزاد است.
مورد ديگر رسيدگي به پرونده سه برادر 15،16،و17 ساله بود که به
درخواست دادگاه مورد بررسي قرارگرفتند آنان به جرم سرقت
دستگير شده بودند درحالي که به خانواده اي بي نيناز تعلق داشتند
هوش بهرهرسه درحد ممتاز بود وازنظر تيپ شناسي( Typo Logg )
افرادي بسياربرون گرا وهيجان طلب بودند.
آنها به خاطر تجربه هيجان سرقت مرتکب جرم شده بودند براي آنان
مجازات مناسب يعني مجازات جايگزين زندان تعيين گرديد.
مورد ديگر دختري 16 ساله داراي خانواده اي پريشان ومجرم که پدر
، مادر، برادروخواهرش هريک درشهري درزندان بودند، بابرادرش
مدتها رابطه جنسي داشته وپس ازفراراز منزل با زنان روسپي بسياري
درارتباط بود داراي اختلال شديد عاطفي واختلال شخصيت ضد
اجتماعي بود حضور او درکانون درکنار دختران سالمتر وکم تجربه
خطرناک محسوب مي شد گزارش شمه اي ازوضعيت وي به دادگاه ،
پيشنهاد وتغيير محل نگهداري او مورد موافقت دادگاه قرارگرفت.
به هرحال همکاري روان شناس ودادگاه دست آوردهاي زيررا به
دنبال داشته است :
1- محکوميت 22 نفر از بزهکاران به تعليق حبس آنان، به هر 15 روز
يک جلسه مشاوره درواحد روان شناسي تقليل يافت که پس ازپايان مدت مشاوره نتيجه مشاوره به دادگاه گزارش مي شود.
2-تاکنون کارشناسان واحد روان شناسي به دعوت دادگاه درمحاکمه 10 نفر از بزهکاران شرکت ووضعيت آنان دردادگاه مورد تجزيه وتحليل قرارگرفته وراي صادره باتوجه به گزارش روان شناس صادر شده است
نتيجه گيري وپيشنهادها:
تجربه کوتاه همکاري واحد روان شناسي وبرخي شعب دادگاه اطفال نشان مي دهد ، چنانچه کارشناساني درجريان محاکمه کودکان ونوجوانان به طور عام( چه عادي وچه استثنايي) به عنوان آنچه قانون از آن به عنوان ** اهل خبره** نام برده است شرکت نمايند ، حقوق اطفال به ميزان زيادي رعايت خواهد شد ومجارات مناسبي باتوجه به شرايط کودک ومسئوليت نسبي با درشرايط رفع مسئووليت کيفري ، اتخاذ خواهد شد.
درشرايط فعلي که کودکان به بازداشتگاههاي بزرگسالان انتقال مي يابند ويا متهمين ومجرمين بزرگسال دريک مکان نگهداري مي شوند. نيروي پليس بااين اطفال همچون بزرگسالان رفتارکرده وباهمان روش براي آنها پرونده تشکيل مي دهد وبه روش بزرگسالان به دادگاه ويا کانونهاي اصلاح وتربيت اعزام مي شود، دردادگاهي محاکمه مي شوند که از متهمين ومجرمين بزرگسال تفکيک نشده است اين شرايط براساس مشاهدات وتجربيات ، نشان دهنده پديده اي است که مي توان ازآن به (( کودک آزاري قانوني)) نام برد.
شايسته است اين پديده مورد توجه محققان وپژوهشگران قرارگيرد دربهبود شرايط اطفال برهکاربه نظر مي رسد اجراي پيشنهاد هاي زير بسيار موثر واقع شوند.
1-تدوني آيين دادرسي اطفال وتشکيل دادگاههاي اطفال به معني واقعي.
2-تامين حقوق کودکان ونوجوانان از طريق جمع آوري داده هاي آماري واطلاعات معتبر درباره آنان.
1-جداسازي محل دادگاه اطفال از محل دادگاههاي بزرگسالان .
2-تشکيل نيروي ويژه پليس اطفال.
3-رسيدگي سريع به جرايم اطفال وکوتاه شدن مدت زمان بلاتکليفي به حداقل ممکن.
4--عدم نگهداري کودکان بزهکاري دربازداشتگاههاي بزرگسالان.
5-آموزش وتربيت قضات ويژه کودکان وانتخاب آنان از ميان افراد با تجربه قضايي کافي وآموزش مستمر ضمن خدمت.
6-رسيدگي به جرايم اطفال باحضور کارشناسان رواني ورفتاري مانند روان پزشک روان شناس ومددکاراجتماعي.
7-توجه دادگاههاي اطفال به نظريه کارشناسان کانونهاي اصلاح وتربيت درآزادي اطفال.
8-حمايت از گسترش سازمانهاي غير دولتي ( N G O ) درباره کودکان ونوجوانان تامين ودفاع ازحقوق کودکان استثنايي يکي از نشانه هاي بارز پيشرفت اجتماعي وگسترش دموکراسي است اما بايد توجه داشت اين امر جدا از رعايت حقوق کودکان به طور عام دريک جامعه تحقيق نمي يابد.




نويسنده:عطاءالله محمدي-روان شناس کانون اصلاح وتربيت تهران


مشاوره حقوقی رایگان