بسم الله
 
EN

بازدیدها: 2,684

يک پرونده(42): الزام به تقسيم ماترک

  1390/7/20
خلاصه: يک پرونده(42): الزام به تقسيم ماترک
خواهان : محمد ..........

خواندگان : عليرضا........ وغيره

کلاسه : ........

تعيين خواسته : الزام به تقسيم ماترک مرحومه فاطمه........با تعيين قدرالسهم هر يک از وارث ومطالبه هزينه دادرسي وفق ماده 519 ق . آ . د. م وخسارت وارده ناشي از دادرسي به وکالت آقاي ........

دلائل و منضمات : 1 . پرونده کلاسه........2. گواهي حصر وراثت 3. صورت برخي از اموال متوفيه 4. برگ وکالت نامه

مادر موکل اينجانب به نام مرحومه فاطمه ........ در مورخه........رحلت کرده و طبق گواهي انحصار وراثت پيوست به جز خودش دو برادر به نامهاي علي رضا و مهدي و يک خواهر به نام سميه همگي شهرت ........وراثت قانوني متوفيه هستند نظر به اين که کليه اموال و دارايي هاي متوفي در تصرف احراز خواندگان ميباشد و انحصاراً از منافع آن بهره برداري مي نمايد و حاضر به تقسيم ماترک برابر مقررات شرع و قانون نيست با تقديم دادخواست حاضر تقاضاي تقسيم ماترک متوفيه را داشته و دارم وکيل خواهان ليست 60 قلم کالا و نيز مطالبات مرحومه فاطمه احمدي را از ديگران ضميمه دادخواست نموده اند پرونده توسط معاونت قضايي به شعبه ........ارجاع و به کلاسه فوق تحت نظر قرار گرفته و دستور تعيين وقت ارسال نسخه ثاني دادخواست و ضمائم به خواندگان را صادر نموده اند که وقت رسيدگي .........ساعت........صبح تعيين شده است وقت دادرسي به تاريخ ........در دادگاه به آقاي ........ ابلاغ گرديده است آقاي مهدي......... طي لايحه ........ از دادگاه خواسته است به خاطر اين که مادرش تازه فوت کرد و از تألمات روحي رنج مي برد براي اين که بتواند آماده دفاع باشد و بدون ناراحتي و با تمرکز قوا در جلسه داد گاه حاضر شود طبق ماده 99 ق . آ . د. م وقت ديگري جهت رسيدگي مشخص گردد .

در وقت مقرر دادگاه تشکيل گريده مقرر فرموده اند : هيچ يک از طرفين حضور ندارند لايحه اي به شماره ........ واصل که تقاضاي تجديد جلسه را نموده است .

( از ناحيه مهدي ........) از طرف ديگر اصحاب دعوا لايحه اي ارسال نشده و اخطاريه ابلاغ شده خواندگان واصل نشده و امر ابلاغ مجهول لذا موجبات رسيدگي فراهم نيست مقرراست دفتر: وقت رسيدگي ديگري تعيين طرفين دعوت شوند .

وقت رسيدگي ساعت.......صبح ........ تعيين وبه طرفين دعوا ابلاغ گرديده است.

در تاريخ........ آقاي مصطفي........کار آموز وکالت از طرف آقاي محسن........ جهت مطالعه پرونده وکالت اخذ و ضميمه پرونده نموده اند در وقت مقرر مورخه ........به علت عدم ابلاغ دادخواست تقابل به خواهان رسيدگي ميسور نيست لذا دستور تعيين وقت صادر گرديده که وقت رسيدگي ساعت........ صبح مورخ ........ معين گرديده است .
دادخواست تقابل


خواهان : محمد رضا........


خوانده : حسين ........

تعيين خواسته : تقابل درپرونده کلاسه........ مبني بر الزام به انتقال و تنظيم سند رسمي پلاک ........ واقع در بخش .....ثبتي اصفهان مقوم به سه ميليون ويکصد هزار ريال و الزام به انتقال خط تلفن........ مقوم به نهصد هزار ريال جمعاً مقوم به چهار ميليون ريال

دلايل : 1- تصوير مصدق مبايعه نامه مورخ........ 2 – تصاوير گواهي حصر وراثت در پرونده کلاسه ........3- وکالت نامه 4- تصاوير مصدق سند مالکيت پلاک فوق الذکر .

رياست محترم دادگاه عمومي شعبه .......

موکل آقاي مهدي ........ مطابق مبايعه نامه مورخ ........ شش دانگ يک باب خانه به شماره........واقع در بخش ........ثبتي ........را خريداري نموده و جه آن را به فروشنده خانم فاطمه ........ پرداخت نموده است و شخص اخير الذکر که مادر موکل نيز مي باشد در تاريخ........ به رحمت ايزدي پيوسته است و مطابق گواهي حصر وراثت که تصوير آن به پيوست مي باشد وراث حين الفوت مرحومه خواندگان دعوا مي باشد لذا مستدعي است که نسبت به الزام به انتفال 6 دانگ پلاک موصوف و تنظيم سند رسمي در يکي از دفاتر اسناد رسمي و همچنين انتقال خط تلفن........در مرکز مخابرات استان......... حکم شايسته و مقتضي صادر فرماييد ضمناً چون يکي از خواندگان آقاي حسين........ مبادرت به دادخواست تقسيم ترکه متوفي در شعبه ........تحت شماره پرونده ........ را نموده و هر دو دعوا ي در ارتباط و از يک منشأ مي باشند تقاضاي تقابل در پرونده موصوف و رسيدگي تومان را دارم .

وکيل محترم خواهان دعواي اصلي لايحه اي را درچهار صفحه به شماره........ تقديم دادگاه نموده است که ذکر آن ضروري به نظر مي رسد .

احتراماً در خصوص پرونده کلاسه........ به شرح ذيل مشروع دفاعيات خود را به سمع و نظر رياست محترم دادگاه مي رسانم .

الف – مقدمتاً با استناد به ماده 219 ناظر به ماده 217 ق . آ . د. م نسبت به سند عادي مدرکيه خواهان دعوي تقابل ادعاي جعل مي نمايم و مدعي هستم اساساً سند فوق الذکر مجعول مي باشد و فاقد اصالت در امضاء ومفاد آن مي باشد و به شرح ذيل مجعول بودن آن ارائه مي گردد .

ـ طبق سند عادي بدون تاريخ که ممضي به امضاءخواهان پرونده تقابل مي باشد دقيقاًاعلام داشته است که سهم الارث تجاري مغازه و مخارج فاتحه را موکل به ايشان پرداخت کرده اند که پس از فروش خانه سهم الارث خانه به او پرداخت خواهد شد همچنين مدرک دلالت دارد بر اين که تابعد از فوت فاطمه ........ مورث خواهان و خواندگان خانه بنا بر قرار خواهان جنبه ارثي داشته است و کوچکترين ذکري از مالکيت نسبت به آن نشده است .

طبق مفاد اظهار نامه ارسالي از طرف خواهان تقابل موکل به وضوح نسبت به وجود خانه اشتراکي و بهره برداري مشترک از خانه اقرار داشته است و کوچکترين اشاره اي به مالکيت اختصاصي خانه و خريداري آن توسط خود ننموده است .

ـ مبلغ ثمن خانه مورد معامله مجعول بودن سند عادي را نشان مي دهد زيرا قيمت حقيقي خانه مورد معامله دو برابر قيمت مذکور مي باشد و دليل ديگر نحوه پرداخت ثمن مي باشد که مجعول و نامشخص مي باشد لذا با توجه به مراتب فوق تقاضاي ارجاع امر به کارشناس رسمي خط و امضاء را دارد و نسبت به نحوه پرداخت ثمن معامله آن هم به صورت نقد و يک جا و منبع و مأخذ تهيه آن از خواهان تحقيق به عمل آيد لذا از محضر دادگاه استدعا دارد به قيد فوريت نسبت به عدم اصالت و بي پايگي سند ابرازي خواهان دعواي تقابل رسيدگي مبذول داريد و نهايتاً بعد از آن با تعيين کارشناس خبره د ادگستري در رابطه خواسته تقسيم ترکه اقدام عاجل مبذول داريد . در جلسه مقرر........ طرفين دعواي اصلي و تقابل حضور دارند و کلاء ايشان نيز حاضر شدند و عين اظهارات خود را به شرح دادخواست دعواي اصلي و تقابل مطرح نمودند در اين جلسه آقاي مهدي........وکالت نامه رسمي خود را که از خانم فاطمه ........ اخذ کرده بود به علاوه اصل قولنامه في مابين خود ومتوفيه را به دادگاه ارائه نمود که حاکي از ان است که اقاي مهدي ........6 دانگ يک باب خانه به پلاک ثبتي ........ را از خانم فاطمه........ خريده است همان طور که ذکر شد اصل قولنامه و وکالت نامه بدين جهت به دادگاه تقديم شد که طرف ديگر نسبت به آن ادعاي جعل نموده بود در وقت فوق العاده دادگاه تشکيل و قرار رسيدگي به اصالت سند صادر شده است و اين قرار صادره به طرفين ابلاغ گردد.برادر متوفيه بنام احمد........ با تقديم لايحه شماره........ اعلام نموده است :

همشيره اين جانب در تاريخ........در دفتر خانه........ثبت ........ اين جانب را به عنوان وصي خودش معرفي کرده است که به صراحت در وصيت نامه اعلام نموده است که : تمامي موارد وصيت تا مرز 6 دانگ خانه اي که دارم فروخته شود و به وصاياي اين جانب عمل گرديده مابقي پسر وار و دختروار تقسيم گردد با توجه به اين که احد از فرزندان خواهرم به نام مهدي ........مدعي خريد خانه مذکور شده است بايد بگويم اين ادعا کذب محض است زيرا اولاً وصيت نامه خودش را تغيير نداده است ثانياً چگونه خواهرم منزل را مي فروشد و اين جانب را که وصي او هستم را مطلع نمي کند لذا حاضرم در دادگاه حاضر شوم و محرر وصيت نامه که يکي از معتمدان محل است نيز آماده اداي شهادت است .

در تاريخ........ مصطفي ........شغل .........به عنوان مطلع گفته است : من در جلسه اي که همگي دور هم جمع بوديم ديدم که قولنامه تنظيم شد و به امضاء فاطمه ........ رسيد شاهد ديگر به نام محمد ........ نيز همان اظهارات را نموده و تاييد کرده ولي گفته است ياد ندارم که فروشنده امضاء کرد يا خير و نديدم که پولي رد و بدل شود .

در جلسه مورخه ........ به علت اين که دو نفر ديگر از مسجلين ذيل قولنامه في مابين خانم فاطمه ......... و مهدي ........ بنامهاي عليرضا........ و محمد ........حضور نداشتند لذا رياست محترم شعبه مقرر فرمودند وقت رسيدگي مجدد تعيين گردد در اخطاريه وکيل خواهان تقابل اضافه گردد خواهان مذکور را در جلسه دادگاه حاضر نمايد و در اخطاريه وکيل خواهان اصلي نيز قيد گردد گواهي فرم 18 ماليات بر ارث مربوط به مورث موکل خويش را به صورت رونوشت يا کپي مصدق تقديم دادگاه دارد .

وقت رسيدگي........ تعيين و آقايان عليرضا........و محمد ........ در دادگاه حاضر و به شرح ذيل اداي شهادت نمودند : محمد ........اعلام نموده بعد از انجام معامله قولنامه را پيش من آورند و گفتند امضاء کن من هم بدون اين که اطلاعي از کم و کيف معامله داشته باشم آن را امضاء و نديدم پولي رد و بدل شود شاهد در جواب سؤال وکيل خوانده دعواي تقابل که پرسيدند : آيا شما ديديد که خانم فاطمه ......... ذيل قولنامه را امضاء کردند جواب داد تقريباً غروب و اول شب بود که آقاي مهدي ........ آمدند و مرا به منزل بردند و در خواست کردند قولنامه را امضاء کنم و آن را امضاء کردم در حالي که خانم فاطمه ........حضور نداشت .

شاهد ديگر به نام عليرضا ........ گفته است : من مغازه مهدي رفتم سري بزنم که حاج خانم و مهدي........ حضور داشتند قولنامه را به من دادند و گفتند اين را امضاء کن و حاج خانم گفت دارم خانه را به پسرم مي دهم که نام او را نبرد مجدداً در جواب وکيل خوانده دعواي تقابل شاهد گفت : شخصاً و عيناً نديدم که خانم فاطمه........امضاء کند يا انگشت بزند و نفهميدم چه زماني امضاء کردند و هيچ گونه صحبتي راجع به قيمت يا مجاني بودن آن نشد .

آقاي ........ (وکيل دادگستري) طي لايحه اي به شماره ........ اظهار نموده اند :

1- هيچ يک از شهود تعرفه شده امضاء و اثر انگشت خانم فاطمه ........را رؤيت نکرده اند و احد از نامبردگان اصالت صحت آن را که عيناً رؤيت کرده اند گواهي ننموده است لذا ادعاي اصالت سند عادي مبايعه نامه از لحاظ ادله اثبات دعوا قابليت اثبات پيدا نکرده و خواهان رد مي باشم حتي برخي گواهان اعلام داشته اند خانه را به وکالت به مهدي........ مي دهم که بعد از فروش آن سهم الارث کليه وراث را پرداخت کند لذا اين چنين مشهود است که مبايعه نامه و فروش و خريداري خانه وجود نداشته است که خواهان مدعي آن است . تمامي شهود مدعي شده اند وقت غروب آفتاب و ابتداي شب قرار داد را امضاء کرده اند و هيچ يک از گواهان حضور ديگري را تاييد نکرده اند اين مسأله گواه بر اين مطلب است که سند وکالت نامه در تاريخ ........صبح به هنگام وقت اداري تنظيم گرديده و شبانگاه قرار داد عادي به رؤيت شهود رسيده است تقاضاي عاجل دارم نسبت به اصالت سند عادي فوق که اصل آن در پرونده منعکس مي باشد با جلب نظر کارشناس خط و امضاء اقدام فرماييد در جلسات متعدد دادرسي خواهان پرونده تقابل صحت و اصالت امضاء خود را ذيل سند فوق گواهي کرده است ولي مدعي گرديده سند فوق سفيد امضاء اخذ گرديده است به طور کلي هيچ يک از گواه در گواهي خود پرداخت ثمن معامله را تأييد نکرده اند آن هم به اين مبلغ و در ضمن توانايي مالي آقاي مهدي........ چنين اجازه اي را به ايشان نمي داده است برابر فرم 18 اظهار نامه ماليات برارث موجود در پرونده گواهي انحصار وراثت خانه فوق به عنوان املاک و ماترکه متوفيه اعلام شده است موکل اين جانب برابر استشهاديه مورخ ........ بعد از قريب 3 ماه از تاريخ فوت مادرش به خانه مورث خود اثاث کشي کرده است و آقاي مهدي ........متصرف آن نشده است در پايان تقاضاي رد ادعاي خواهان دعواي تقابل و اقدام به تقسيم ترکه را دارم .

در تاريخ........ دادگاه در وقت مقرر تشکيل جلسه مي دهد آقاي........وکيل خواهان تقابل و خوانده اصلي به همراه موکل خود حضور دارند و 2 نفر شهود به اسامي محمد........و عليرضا ........ را معرفي نموده اند که به شرح برگ بازجويي از آنان تحقيق به عمل آمده است آقاي........وکيل خواهان دعواي اصلي و خوانده دعواي تقابل به همراه موکل خود حضور دارند آقاي........ اظهار مي دارد: با توجه به اينکه تصميم دادگاه قرار استماع شهادت شهود است در مورد صحت امضاء خانم فاطمه ........ و در جلسه قبل دو نفر از شهود به اسامي........و ........ به صحت امضاء نامبرده گواهي داده اند و با توجه به اين که مبايعه نامه مورخ ........ شرايط اساسي براي صحت معامله را دارا است و با توجه به بند 2 ماده 1291 ق . م و اين که وکالت نامه اي در همان تاريخ ........ تنظيم شده و خانم فاطمه ........ وکالت بلاعزل با اختيارات ( حتي انتقال به شخص خود را ) به آقاي مهدي ........ داده است و با عنايت به اين که ساير خواندگان دعواي تقابل به جزء آقاي حسين........ هيچ گونه ايرادي نسبت به مبايعه نامه مذکور ننموده اند و مبايعه نامه مذبور را قبول دارند تقاضاي رد دعواي اصلي و محکوميت خواندگان را به الزام به انتقال ملک مذکور دارم وکيل خواهان اصلي و خوانده تقابل اظهار مي دارد دفاعيات من طبق لايحه اي است که تا پايان وقت اداري تقديم مي دارم که مطالب آن قبلاً آمد.


تحليل وتوضيح :


1- تشريفات رسيدگي و ماهيتي دادگاه از آن جهت قابل قبول است که دستورات به موقع و دقيق صادر شده اند و نظارت شده تا به آن عمل شود از جمله دستور تعيين وقت رسيدگي و ابلاغ آن به خوانده دعوا ، استماع دقيق اظهارات طرفين و صدور دستور متقضي ، دستور تعيين وقت رسيدگي بعلت تقديم دادخواست تقابل و تجديد وقت بلحاظ عدم ابلاغ دادخواست تقابل به خواهان دعواي اصلي ، صدور قرار رسيدگي به اصالت سند با توجه به درخواست و نيز ادعاي خواهان دعواي تقابل ، صدور قرار استماع شهادت شهود و ساير اعمالي که براي کسي که آن را بخواند تحسين برانگيز است .

2- اگر چه در حال حاضر دادنامه اي از دادگاه نداريم تا بتوانيم به نقد و بررسي حکم دادگاه بپردازيم ليکن بنظر اينجانب اگر خواهان دعواي تقابل بتواند اصالت سند را از طرق قانوني به دادگاه ثابت نمايد در آنصورت ملک مورد نظر خواهان تقابل ابتداء بايد از طرف خوانده تقابل و خواهان دعواي اصلي به آقاي مهدي ........ رسماً انتقال يابد و پس از آن دادگاه در مورد تقسيم ترکه وارد رسيدگي شود . لکن اگر آنچنانکه خواهان دعواي اصلي و وکيل ايشان اظهار داشته اند سند عادي استنادي خواهان تقابل مجعول باشد در آن صورت اولاً دادگاه حکم به از بين بردن سند مزبور و عدم تأثير آن خواهد داد و سپس در خصوص تقسيم ترکه وارد رسيدگي خواهد شد در هر حال قبل از تعيين تکليف نسبت به خواست دعواي تقابل رسيدگي به دعواي اصلي ميسور نخواهد بود .





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان