بسم الله
 
EN

بازدیدها: 811

فلسفه مجازاتها در فقه کيفرى اسلام-قسمت دوم

  1390/7/20
خلاصه: فلسفه مجازاتها در فقه کيفرى اسلام-قسمت دوم
3- فلسفه يا مبناى مجازات
مبناى مجازات يا انديشه اساسى‏اى که مجازاتهاى اسلامى مستند به آن است، عبارت از همان مبنايى است که مجموع شريعت اسلامى بر آن مبتنى مى‏باشد; چه آن که فقه جزايى و پديده کيفر جزئى از شريعت اسلامى بوده و شريعت داراى جوانب و ابعاد گسترده و در عين حال هماهنگى است که بين آنها تغاير و تضاد وجود ندارد و تمامى شريعت در حقيقت در راستاى تحقق يک هدف گام بر مى‏دارد، بنابراين ضرورى است که از مبناى واحدى برخوردار باشد و بايد آن مبناى واحد را دريافت. با فهم دقيق دين و تحقيق در هدف بعثت و ارسال رسولان الهى مى‏توان مبنا را شناخت:

«و ما ارسلناک الا رحمة للعالمين‏» (11) ،

بنابراين مبناى شريعت که مجازات نيز بخشى از آن مى‏باشد، رحمت‏خداوند بر بندگان است; رحمتى که گستره آن هر جا و همه چيز را فرا گرفته است، رحمت از جانب خداوندى که رحمان و رحيم است.

جاى طرح اين سؤال باقى است که رحمت چگونه مى‏تواند مبناى کيفر قرار گيرد؟ پاسخ آن است که هرچند در کيفر سخن از رنج و عذاب است که به ظاهر با رحمت‏سازگارى ندارد، ولى اين رحمت است که اقتضا دارد منافع و مصالح به آحاد جامعه برسد و مفاسد و ضررها از آنان دفع گردد و حيات جامعه و افراد آن تداوم يابد. اين رحمت و لازمه آن يعنى جلب مصلحت و منفعت و دفع مفسده از نصوص دينى به روشنى برداشت مى‏شود و برخى از عالمان دين نيز بدان تصريح نموده‏اند. برخى کل دين را مصلحت دانسته‏اند; دفع مفسده و يا جلب مصلحت. (12)

پاره‏اى نيز تصريح کرده‏اند که شريعت اسلامى براى تحصيل و تکميل مصالح و تعطيل يا کاهش مفاسد آمده است. (13)

و بعضى ديگر بر اين باورند که مبنا و اساس شريعت‏بر حکمتها و مصلحتهاى بندگان در امر معيشت و معاد است که تماما عدالت، رحمت، مصلحت و حکمت محسوب مى‏شوند. (14)

بنابراين، وقتى رحمت الهى مقتضى آن است که منفعت‏به انسانها رسيده، مفسده و ضرر از آنان دفع گردد، مى‏توان گفت مبناى شريعت که کيفر نيز جزئى از آن است عبارت از جلب مصلحت‏براى آدميان و دفع مفسده از آنان است.

ولى بديهى است که معيار شناخت مصلحت و ميزان آن خود شريعت است و تنها آنچه دين آن را صلاح و منفعت مى‏داند مصلحت است و نفع، نه آنچه بشر نفع و مصلحت‏خود مى‏پندارد و نيز آنچه دين مفسده و ناپسند مى‏شمارد، قطعا مفسده است هرچند انسانها آن را پسنديده به شمار آورند.

مصالح حقيقى انسانها در حفظ دين، جان، عقل و خرد و نسل و مال آنان است که عالمان دين آن را در مرتبه مصالح ضرورى دانسته و تمامى ملل و نحل بر وجوب رعايت و حفظ آن اتفاق نظر دارند; چه آن که از دست‏دادن آنها مفسده بزرگى است و در حقيقت‏با نابودى آنها، ارزشى براى حيات باقى نمى‏ماند. از اين روست که دست‏يازيدن به آنها يا تفويت آنها امر حرامى شمرده شده و مستلزم کيفر است. کفر و ارتداد، قتل، باده نوشى، زنا، تجاوز به اموال ديگران از اعمالى هستند که جهت‏حفظ مصالح پنجگانه مزبور و در حقيقت‏به منظور حمايت از دين، شخص انسان، خرد و شخصيت انسانى، کيان خانواده و مالکيت فردى ممنوع شده و براى متجاوزان و مرتکبان آنها مجازات در نظر گرفته شده است. بدون ترديد حرمت موارد مذکور و جعل کيفر ناشى از رحمت الهى است; رحمت اقتضاى آن دارد که هر چيزى که مصلحت آدميان را تامين مى‏کند واجب شمرده شود و هر چه موجب از بين رفتن آن و جلب مفسده است‏حرام گردد و براى تضمين اجرا، مجازات ملحوظ شود.

امام محمد غزالى در مورد امور پنجگانه پيش‏گفته چنين آورده است:

«فکل ما يتضمن حفظ هذه الاصول الخمسة فهو مصلحة و کل ما يفوت هذه الاصول فهو مفسدة و دفعها مصلحة... و تحريم تفويت هذه الامور الخمسة و الزجر عنه يستحيل الا تشتمل عليه ملة من الملل و شريعة من الشرايع التى اريد بها اصلاح الخلق و لذا لم تختلف الشرايع فى تحريم الکفر و القتل و الزنا و السرقة و شرب المسکر» (15)

دين در حفظ اين مصلحتهاى ضرورى مردم از طريق اصلاح اساسى و درونى مسلمانان - بر اساس ايمان به خداوند و باور به قيامت و پيونددادن دائم آنان به خداوند و باور به اين که خداوند ناظر بر اعمال نيک و بد آنان است (16) و خودسازى اخلاقى آنها - تا حدودى به هدف خويش مى‏رسد; چه آن که اين ترتيب فردى انسانها بر اساس باورهاى دين موجب مى‏شود که مسلمانان به اعمال نيک و پسنديده روى آورند و به فضيلتهاى اخلاقى آراسته گردند و از کارهاى ناشايست همچون تجاوز به حقوق ديگران بپرهيزند.

ولى با وجود اين، دين افزون بر اصلاح فردى انسانها، به اصلاح جامعه و مصالح آن و پاکسازى و رفع هر گونه فساد از آن نيز مى‏انديشد و از اين روست که ابزارهاى مختلفى براى دستيابى به اين منظور تعبيه نموده است.

با اين همه، هرچند انسانهاى بسيارى به واجبات الهى و مقررات قانونى، تنها به دليل واجب و قانونى بودن آن پايبندى نشان مى‏دهند و به مصالح فردى و اجتماعى مى‏انديشند، ولى همه آدميان چنين نيستند و بسيارى از احکام و مقررات هم براى متوسط مردم وضع گرديده است که اغلب آنان را شامل مى‏گردد و در ميان اين انسانهاى متوسط کسانى هستند که شخصيتى ضعيف و منفى دارند و به هدايت دست نيافته، از ارزشهاى انسانى بهره کافى ندارند; کسانى که به آسانى مرتکب جرم مى‏شوند، حقوق ديگران را محترم نمى‏شمارند و به مصلحتهاى ضرورى آنان تجاوز مى‏کنند. از اين روست که براى جلوگيرى از فساد و حفظ انسانها در برابر تجاوز و اضرار به ديگران و چاره انديشى در جهت اصلاح آنان، دين مجازات را پيش‏بينى کرده است. بنابراين، مبناى مجازات همان مبناى مجموع شريعت است که عبارت است از رساندن رحمت‏به انسانها. اگر چه در کيفر، رنج و عذابى است که به مجرم مى‏رسد ولى در نهايت‏به مصلحت او و جامعه‏اى است که او در آن زندگى مى‏کند. گاه مجرم در اثر گمراهى و ره‏نيافتگى جرم را به ظاهر به صلاح خود مى‏پندارد، ولى دين به دليل آن که اين عمل به مفاسد اجتماعى منتهى مى‏گردد و موجب انحطاط شخص مجرم مى‏شود، آن را ممنوع ساخته است. زنا، اختلاس، سرقت، باده‏نوشى و تجاوز به حقوق ديگران ممکن است‏به نظر سطحى بزهکار به مصلحت وى باشد ولى اين مصلحت ظاهرى است که دين آن را معتبر نمى‏شناسد، بدين سبب که موجب فساد جامعه است. (17)

اگر به طبيعت مصلحت‏جوى انسان توجه کنيم، جعل کيفر را کاملا صواب خواهيم دانست; انسانها طبعا مرتکب اعمالى مى‏شوند که به مصلحت آنان است و از هر آنچه که براى آنان داراى مفسده‏اى است گريزانند، ولى اغلب اين مصلحت‏جويى را براى شخص خود در نظر دارند نه براى جامعه، مگر آنان که هدايت‏يافته‏اند و در مسير حق گام بر مى‏دارند. بنابراين، ممکن است مرتکب کارى شوند که به ظاهر مصلحتشان در آن است، هرچند به ضرر جامعه باشد و آنچه را که به صلاح شخص آنان نيست ترک کنند، هرچند به مصلحت جامعه باشد. از اين رو دين براى مداواى اين طبيعت ناپسند انسان مجازات را ملحوظ داشته است تا انسانها را به انجام کارهايى که مصلحت جامعه در آن است وادارد، و چنان که گفتيم رحمت الهى مصلحت واقعى افراد و جامعه را اقتضا دارد نه مصلحت ظاهرى اشخاص را. در رواياتى رسول خدا صلى الله عليه و آله اثر رحمت‏آميز اجراى عدالت را برتر از نزول باران دانسته‏اند. بارانى که چهل شبانه‏روز بر زمين ببارد. «اقامة حد خير من مطر اربعين صباحا» «و لاقامة الحد فى الارض انفع فى الارض من المطر اربعين صباحا» «و حد يقام لله فى الارض افضل من مطر اربعين صباحا» روايتى به همين مضمون نيز از حضرت امام باقر عليه السلام نقل شده است. (18)

ابن تيميه در باره کيفر، سخن قابل توجهى دارد:

مجازات به عنوان رحمت از سوى خداوند به بندگان تشريع گرديده است. بنابراين از رحمت الهى و اراده احسان از جانب خداوند به سوى بندگان ناشى مى‏شود و از اين رو شايسته است کسى که مردمان را به خاطر ارتکاب گناه کيفر مى‏دهد، قصد احسان آنان را کند، چنان که پدر، تاديب فرزند و پزشک مداواى بيمار را قصد مى‏کند. (19)

اگر مجازات موجب منع مجرم از ارتکاب دوباره جرم و عبرت ديگران گردد، مصلحت فرد مجرم و جامعه تحقق مى‏يابد و نيز ممکن است موجب گردد که مجرم به اشتباه خويش پى برده و وجدان و ايمانش بيدار گردد و به توبه روى آورده و پس از آن به گناه و ارتکاب جرم آلوده نشود. پاره‏اى از مفسران قرآن کريم بر خاصيت‏بازدارندگى و عبرت‏آموزى مجازاتها تصريح نموده‏اند. مرحوم علامه طباطبايى در تفسير الميزان، (20) طبرسى در مجمع البيان، (21) در تفسير و تبيين آيه دوم سوره مبارکه نور (22) عبارات روشنى آورده‏اند که بر توجه به هدف مجازات تاکيد دارد.

روشن است که همه اين اهداف در مورد تمامى مجرمان به طور يکسان تحقق نمى‏يابد، بلکه در برخى موجب بيدارى وجدان و اصلاح آنان و در بعضى ديگر موجب بازداشتن آنان از ارتکاب دوباره جرم مى‏شود و نيز سبب مى‏شود که ديگران از ترس مجازات تصور ارتکاب آن را نکنند. ترديدى نيست که گاهى مجازات ناپسند و داراى مفسده است ولى قطعا مصالح مترتب بر مجازات از مفسده اصل آن بيشتر است و جلب مصالح بزرگ و پراهميت واجب است، هرچند مفاسد جزئى را به دنبال داشته باشد.

عبد القادر عوده نويسنده تواناى مصرى نيز هدف از کيفر را اصلاح آدميان، حمايت از آنان در برابر مفاسد، نجات آنان از جهالت، ارشادشان از گمراهى، بازداشتن ايشان از ارتکاب گناهان و جرايم و برانگيختن آنان به اطاعت از خداوند و فرمانبردارى از قانون دانسته است. چه آن‏که پيامبر به عنوان مسيطر و جبار بر مردم مبعوث نگرديده است «لست عليهم بمصيطر» و «و ما انت عليهم بجبار» بلکه به عنوان رحمت‏براى جهانيان برانگيخته شده است. «و ما ارسلناک الا رحمة للعالمين‏» خداوندى که براى ترک واجبات و انجام محرمات مجازات جعل فرموده است، نه نيازى به اطاعت‏بندگان دارد و نه سرپيچى و نافرمانى بندگان به او آسيبى مى‏رساند. (23)



نويسنده:ناصر قربان‏نيا





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان