بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,358

احکام خانواده و آداب ازدواج‏-قسمت ششم

  1390/7/13
خلاصه: احکام خانواده و آداب ازدواج‏-قسمت ششم
تفصيل احکام:
1 - جايز نيست مرد مسلمان با زن مشرک ازدواج کند، اما ازدواج‏با زن اهل کتاب مانند يهودى ومسيحى ومجوسى بنا به حکم قويترجايز است، ولى در مورد مجوسى احتياطى وجود دارد که نبايدناديده گرفته شود، اما در آئينهاى ديگر باکراهت شديد همراه است‏که اين کراهت در عقد غير دائم وزنان مستضعف دينى اهل کتاب‏کاهش مى‏يابد وشايسته است آنها را در رعايت پاکيزگى وطهارت‏وپرهيز از آشاميدن شراب وخوردن گوشت خوک ونظاير آن به آداب‏اسلامى مؤدب سازد.
2 - اگر مردى از اهل کتاب مسلمان شد بر ازدواج خود با زنش که‏از اهل کتاب است باقى مى ماند واگر زن بدون شوهر اسلام آوردازدواج آن دو باطل است، ولى اگر مرد نيز پيش از انقضاء عده اسلام‏بياورد، به آن زن سزاوارتر خواهد بود وهر دو بر ازدواجشان باقى‏مى‏مانند، اين حکم در صورتى است که مرد باهمسرش همبستر شده‏باشد، اما پيش از آن ازدواج مستقيماً باطل مى‏شود ومهرى به آن زن‏تعلق نمى‏گيرد.
3 - مرتد شدن از دين پيش از دخول موجب فسخ ازدواج مى‏گردد، اما پس از آن اگر زن مرتد شد يا مردى مرتد شد که در اصل غيرمسلمان بوده است، انتظار کشيده مى شود تا عده آن زن پايان يابد،اگر توبه نکردند ازدواج آنها از هنگام ارتداد باطل مى گردد واگر توبه‏کردند بر ازدواج نخستين‏شان باقى مى مانند، اما اگر عده زن از آن مردسپرى شد ازدواجشان فسخ مى‏گردد، واگر پس از آن توبه کردند،وخواستند به يکديگر رجوع کنند بايد از نو عقد کنند.
4 - اگر مسلمان فطرى )کسى که از پدر ومادر مسلمان زاده شده‏است( مرتد شود ازدواج از لحظه ارتداد باطل مى گردد، چون‏توبه‏اى براى او نيست.
5 - روا نيست با زن يا مردى ناصبى ازدواج کرد، ولى ازدواج بازنى که بر مذهب غير شيعه است اشکال ندارد.
ونيز زن شيعه مى تواند با مردى غير شيعه ازدواج کند با احتياطى‏که در شرايط عادى نبايد ناديده گرفته شود، زيرا زن دين خود را ازهمسرش مى گيرد.
2 - محارم نسبى‏
قرآن کريم مى فرمايد: )حُرِّمَتْ عَلَيْکُمْ أُمَّهَاتُکُمْ وَبَنَاتُکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ‏وَعَمَّاتُکُمْ وَخَالَاتُکُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ(73)).
"حرام شد براى شما )ازدواج با( مادرانتان ودخترانتان وخواهرانتان‏وعمه‏هايتان وخاله‏هايتان ودختران برادران ودختران خواهرانتان..."
تفصيل احکام:
محرمهاى نسبى که ازدواج با آنان حرام است به شرح زير مى‏باشند:
1 - مادر ومادر بزرگ وهرچه بالاتر رود، چه مادر بزرگ از سوى‏پدر باشد يا از مادر.
2 - دختر ونوه‏هاى دختران نوه هرچه پايين آيند.
واگر مردى بداند که دخترى از او زاده شده است نبايد با او ازدواج‏کند حتى اگر شرعاً نسبش با او منتفى شده باشد، چنانکه زائيده زناباشد، يا مادر او را لعان کرده باشد.
3 - دختران پسر هرچه پايين آيند.
4 - خواهران، خواه از پدر يا از مادر يا از هر دوى آنها باشند.
5 - دختران خواهر ودختران فرزندان ايشان.
6 - عمه، چه خواهر تنى پدر باشد يا خواهر ناتنى او، ونيزعمه‏هاى پدر وعمه‏هاى مادر.
7 - خاله، چه خواهر تنى مادر باشد يا خواهر ناتنى، وخاله مادروخاله پدر وبه همين ترتيب هرچه بالاتر رويم.
8 - دختران برادر )خواه برادر تنى باشد يا ناتنى( ونيز نوه دختربرادر ودختر نوه پسرى او يا نوه دخترى او.
9 - دختران خواهر )خواه تنى باشد يا ناتنى( ودختران ايشان. به‏همين ترتيب همچون زنان، مردان بر زنان نيز محرم مى شوند پس‏پدر، عمو ودايى هرچه بالا روند، پسر وهرچه پايين آيد، وبرادروپسران او، وپسران خواهر.
3 - محارم رضاعى‏
قرآن کريم مى فرمايد: )حُرِّمَتْ عَلَيْکُمْ أُمَّهَاتُکُمْ وَبَنَاتُکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ‏وَعَمَّاتُکُمْ وَخَالَاتُکُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُکُمُ الَّلاتِي أَرْضَعْنَکُمْ‏وَأَخَوَاتُکُم مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِکُمْ وَرَبَائِبُکُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِکُم مِن‏نِسَائِکُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَمْ تَکُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْکُمْ وَحَلاَئِلُ‏أَبْنَائِکُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلاَبِکُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ‏غَفُوراً رَحِيماً(74)).
"حرام شد بر شما )ازدواج با( مادرانتان، ودخترانتان، وخواهرانتان،وعمه‏هايتان، وخاله‏هايتان، ودختران برادر، ودختران خواهر، ومادران‏رضاعى، وخواهران رضاعى، ومادران زنانتان، ودختران زنانتان که دردامن شما تربيت شده‏اند، اگر با آن زنان همبستر شده‏ايد، ولى اگر با آنان‏همبستر نشده‏ايد )وطلاق دهيد( باکى نيست بر شما )که با دختران آنان‏ازدواج کنيد( ونيز )حرام شد بر شما ازدواج با( زن فرزندان صلبى )نه‏زن پسر خوانده( شما ونيز حرام شد جمع ميان دو خواهر )يعنى که دريک وقت هر دو را به زنى گيرند( مگر آنچه پيش از نزول اين حکم )درعصر جاهليت( اتفاق افتاده است، که خدا از آن درگذشت، زيراخداوند در حق بندگان بخشنده ومهربان است."
بينشهاى وحى‏
الف - شريعت اسلام گروهى از زنان را بر مردان حرام گردانيده که‏از آن جمله است مادر رضاعى وخواهر رضاعى. اين تحريم در سياق‏بيان محارم نسبى همچون مادر وخواهر آمده است که دلالت بر آن‏دارد که خويشاوندى رضاع وشير دادن همچون خويشاوندى نسب‏است، بنابر اين آنچه به وسيله خويشاوندى نسبى حرام مى‏شود، به‏واسطه خويشاوندى رضاعى نيز حرام مى‏گردد.
ب - اين بيان قرآنى که مى‏فرمايد: )وَأُمَّهَاتُکُمُ الَّلاتِي أَرْضَعْنَکُمْ("مادران رضاعى شما" و )وَأَخَوَاتُکُم مِنَ الرَّضَاعَةِ( "وخواهران رضاعى‏شما"، گواه عدم انتشار حرمت است مگر پس از آن که زن شيرده مادرگردد ودختر او خواهر کودک شير خوار، وچنين نمى‏شود مگر پس ازآن که جسم او از شير اين زن رشد کند، وچنان که در حديث شريف‏آمده است استخوان او محکم وگوشت او برويد واين، پس از ده بارشير دادن يا بيشتر يا پس از يک شبانه روز شير خوارگى تحقق‏مى‏يابد.
ج - هرگاه زن شيرده مادر گردد، مادر بزرگ فرزند شير خواره،وعمه برادر زاده او، وخاله خواهر زاده او نيز مى‏گردد، چنانکه شوهراو نيز براى اين طفل پدر رضاعى مى شود ودليل اين فراگيرى اين‏سخن خداوند است که )وَأَخَوَاتُکُم مِنَ الرَّضَاعَةِ( وخواهران رضاعى‏شما. پس خواهر نسبت به شير خوار، بدو نسبت مى يابد به سبب‏مادر واين خود دليل آن است که انتساب وخويشاوندى با کودک شيرخوار مى تواند از طريق انتساب به مادر باشد.
حديث شريف:
1 - در حديثى منقول از امام باقرعليه السلام آمده است که پيامبر اکرم‏صلى الله عليه وآله‏فرمود: " به سبب رضاع همان حرام شود که به سبب نسب."(75)
2 - از زياد بن سوقه روايت است که گفت: به امام باقرعليه السلام عرض‏کردم: آيا رضاع حد خاصى دارد که آن را معتبر بشماريم؟
حضرت‏عليه السلام فرمود: "شيرخوارگى در کمتراز يک‏شبانه‏روز يا پانزده‏بار شير دادن متوالى از يک زن واز شير يک مرد، بدون آنکه شير دادن‏زنى ديگر ميان آن فاصله بيندازد، موجب محرميت نمى‏شود."(76)
3 - امام صادق‏عليه السلام در پى پرسش از چگونگى محرم شدن به سبب‏رضاع فرمود: "آن رضاعى که گوشت را بروياند، واستخوان را محکم‏سازد."
راوى مى‏گويد: عرض کردم آيا کودک با ده بار شير خوارگى محرم‏مى‏شود؟
حضرت‏عليه السلام فرمود: "نه، زيرا با ده بار شير خوارگى نه گوشتى‏مى‏رويد ونه استخوانى محکم مى شود."(77)
شرايط رضاع‏
1 - در حديثى منقول از امام صادق‏عليه السلام آمده که از ايشان پرسيده‏شد از زنى که بدون زايش شير دارد ودختر وپسرى را از اين شيرتغذيه مى کند آيا همين شير، همچون رضاع، آن دو را با هم محرم‏مى‏سازد؟ حضرت‏عليه السلام فرمود: "خير."(78)
2 - در خبرى به نقل از امام على‏عليه السلام آمده است که فرمود: "شيرحرام، حلال را حرام نمى کند، مانند زنى که با شير همسرش کودکى‏را شير دهد، سپس با شيرى که از زنا به وجود آمده است ديگرى‏راشير دهد."(79)
تفصيل احکام:
فقها براى رضاعى که محرميت به دنبال دارد شروطى را به شرح‏زير نهاده‏اند:
شرط اول - اين که شير، پس از ازدواج باشد
اين شرط فروعى دارد که آنها را بيان مى کنيم:
الف - اين که شير زن در پى ازدواج پديد آمده باشد، پس اگردوشيزه‏اى شير در سينه او روان شود وکودکى را با آن شير تغذيه کند،اين شير موجب محرميت او نمى‏شود وبر پايه احاديث رسيده‏پيوندى را به وجود نمى‏آورد، ولى احتياط آن است که از ازدواج با آن‏که اصطلاحاً مادر رضاعى يا خواهر رضاعى ناميده مى‏شود پرهيزگردد.
ب - اگر زنى - والعياذ باللَّه - زنا داد وحامله شد ووضع حمل کردوسپس کودکى را با شير خود تغذيه کرد، اين شير موجب محرميت اونمى‏گردد وبر حسب نظر مشهور فقهاء، واحتياط آن است که مانندمسأله پيشين پرهيز شود.
ج - اگر مردى با زنى به گمان اين که همسر اوست نزديکى کند - که‏در اصطلاح فقهى شبهه ناميده مى‏شود - وآن زن حامله شود وطفلى‏به دنيا آورد، فراگيرى محرميت با اين شير، موافق احتياط است.
د - اگر زن حامله‏اى طلاق داده شود وسپس وضع حمل کندوکودکى را شير دهد موجب محرميت مى‏شود، زيرا اين شير به‏واسطه ازدواج صحيح پديد آمده است.
ه - اگر زن حامله‏اى طلاق داده شود وسپس وضع حمل کندودوباره به عقد مرد ديگرى در آيد وکودکى را شير دهد، محرميت‏پديد مى‏آيد، ولى صاحب شير همسر اول اوست، بنابراين همسراول پدر رضاعى آن کودک به شمار مى‏آيد نه همسر دوم زن، مگر آن‏که از نو حامله شود وشير اول قطع گردد ودوباره شير در سينه او پديدآيد که فقها گفته‏اند: اين شير از آن شوهر دوم است واو پدر رضاعى‏کودک است نه شوهر اول.
اگر ما از نظر علمى امکان يافتيم منشأ شير را شناسايى کنيم‏ودريابيم که آيا اين شير از حاملگى اول است يا دوم بايد به علم عمل‏کنيم وصاحب شير )همسر اول يا دوم( را پدر رضاعى طفل‏بشماريم.
شرط دوم - مقدار شير خوارگى
قرآن کريم مى فرمايد: )وَأُمَّهَاتُکُمُ الَّلاتِي أَرْضَعْنَکُمْ وَأَخَوَاتُکُم مِنَ‏الرَّضَاعَةِ...(80)).
"... ومادران رضاعى شما، وخواهران رضاعى شما..."
از اين آيه استفاده مى‏کنيم آن شير خوارگى که محرميت را موجب‏مى‏شود همان است که زن شيرده را مادر ودختر او را خواهر مى‏گرداند. ومادر، اصل وجود انسان است وشيرى که نه گوشتى بروياندونه خونى پديد آورد کافى نخواهد بود.



نويسنده:آيت الله محمد تقي مدرسي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان